بدون شک یکی از حیوانات موردعلاقه اکثر افراد اسب است. این حیوانات نجیب از هزاران سال پیش همراه همیشگی انسانها محسوب میشوند. علاوه بر آشنایی با انواع نژاد اسب، اندام شناسی اسب از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله با ما همراه باشید تا اندام های مختلف اسب را بررسی کنیم.
سینه را میتوان به سه قسمت تقسیم کرده و هر قسمت را جداگانه بررسی کنیم. این عضو از دیدگاههای زیر قابلمطالعه است:
طول شانه از انتهای بالایی استخوان کتف تا نوک شانه اندازه گرفته میشود. اگر شانه دراز باشد معمولاً سینه هم بلند است. همچنین اگرعضلانی باشد برای اسبدوانی مناسب است. درازی شانه درصورتیکه از طول بازو بکاهد، اسب را معیوب میکند.
امتداد شانهی اسبسواری باید مورب و از بالا به پایین قرار گرفته و از عقب به جلو متمایل باشد. این صفت در صورتی که با بلند بودن شانه توأم باشد، نشانه دونده و متحرک بودن اسب است. همچنین موجب آسانی حرکت و افزایش سرعت اسب میشود.
شانه نباید خیلی جلو باشد که در این صورت جدوگاه که در زیر زین تحت فشار قرار گرفته زخمی میشود.به علاوه اگر شانه خیلی جلو باشد آن اسب سرعت مناسبی نخواهد داشت. عضلات شانه اسب باید به اندازه کافی رشد کرده باشند. به طور کلی شانه باید طویل و قوی باشد و آزادانه حرکت کند. بازو ما بین شانه و ساعد قرار میگیرد و قاعده آن را استخوان بازو و عضلات محاط بر آن تشکیل میدهند. استخوان بازو از بالا به استخوان کتف متصل شده، نوک شانه را از خارج تشکیل میدهد. استخوان بازو از پایین به استخوان ساعد متصل میشود و مفصل آرنج را به وجود میآورد.
در این قسمت از اندام شناسی اسب به سم میپردازیم. سم بند سوم انگشت یعنی آخرین ناحیه دستها یا پاهای جلوییاسب است. ازآنجاکه سمها بسیار آسیبپذیر هستند هر اسب سواری باید ساختمان داخلی و خارجی و نگهداری از آن را دانسته و به کار بگیرد.
یکی دیگر از قسمتهای مهمی که باید در اندام شناسی اسب به آن بپردازیم، کمر اسب است. این قسمت از: پشت، کمر، آبگاه، تنگگاه، دنده و سینه تشکیل شده است. این ناحیه بهمنزله پل یا طاقی است که وزن را تحمل میکند. کمر اسب باید محکم و قوی باشد و خط فرضی روی آن افقی با تمایلی جزئی از عقب به جلو قابلرؤیت باشد. فقط دراینحالت حرکت اسب نرم و آسان است.
فراموش نکنید که تمایل خط مورداشاره نباید از حد طبیعی بیشتر باشد. پشت ممکن است برجسته باشد که در این حال اسب را ماهیپشت یا کمر قاطری نامند. این نوع پشت فوقالعاده قوی است، ولی ازآنجاکه نمیتواند نشست سوار را تحمل کند برای سواری مناسب نبوده بهتر است برای باربری از آن استفاده شود.
این اندام اسب از جلو به قسمت پشت اسب، از عقب به کفلها و از طرفین به پهلوها محدود میشود. نافگاه باید کوتاه، پهن و مستقیم بوده و خط اتصال آن با کفل و پشت نامحسوس باشد. عضلات این ناحیه هم باید قوی و محکم باشند. مهمترین عارضه این ناحیه حساسیت فوقالعاده کمر است. گاهی ممکن است اسب دچار عارضه زین زدگی میشود.
آبگاه در اندام شناسی اسب اهمیت خاصی دارد. آبگاه یا پهلو در طرفین نافگاه، عقب دندهها و جلوی گوهها واقع است. آبگاه متناسب باید کوچک و پُر باشد. حرکات این ناحیه در حال قدم و یورتمه و چهارنعل باید توجه کامل سوار را به خود جلب کند. با تمرکز روی حرکتهای آبگاه میتوان به وجود یا عدم وجود بیماری یلپیک پی برد. اگر دستگاه تنفس اسب سالم باشد، حرکات این اندام اسب آرام، متناوب و مرتب است.
اگر این ناحیه دچار عارضهای شده باشد او مجبور است برای تنفس از عضلات دیگر هم کمک بگیرد. درنتیجه حرکت اسب سریع و نامنظم شده و هنگام خروج هوا از ریهها انقباض عضلات و حرکت ناگهانی این ناحیه بهخوبی مشهود است.
سه ناحیه پشت، کمر و آبگاه را قسمت فوقانی یا خط فوقانی هم مینامند. درصورتیکه تنگگاه، دندهها، سینه و شکم، قسمت تحتانی یا خط تحتانی نامیده میشوند. این ناحیه بایستی اندکی فرورفتگی داشته باشد تا اینکه تنگ بهخوبی در محل خود جا بگیرد.
هر چه طول دندهها بیشتر و فاصله آنها در دو طرف با یکدیگر زیادتر باشد اسب قدرت تنفسی بیشتری دارد. قبلاً هم گفتیم که سینه اسب باید عریض، طویل، کشیده، یعنی بیضیشکل باشد. اگر شکم زیاد بزرگ باشد اسب را شکم افتاده یا شکم گاوی نامند که بیشتر اسبهای پرخور به این شکل هستند. اسبی که همواره کاه میخورد پس از مدتی شکم میاندازد. کوچکی و کشیده شدن شکم هم دلیل بر بیماری جهاز گوارش و یا سوءتغذیه است.
این قسمت متشکل از کفل، گوه، دم، سرین، ران، ساق و مفصل خرگوشی است. سم کفل از جلو به نافگاه، از عقب به دم و از طرفین به تهیگاه و رانها محدود است. کفل باید کشیده، پهن و عضلانی باشد. اسبی که کفل کشیده دارد برای سواری مناسب است. کفل باید نسبتاً مایل بوده و این امتداد هر چه به خط افقی نزدیکتر باشد اسب برای مسابقههای سرعت مناسبتر است.
در این قسمت از اندام شناسی اسب به معرفی کفل میپردازیم. کفل افتاده کفلی است که بیشازحد به طرفین افتاده باشد. این نوع کفل بدمنظر و برای دوهای سرعت نامناسب است. درصورتیکه عضلات کفل زیاده از حد رشد کرده و در قسمت بالا شکلی ناودانی تشکیل دهند، آن را کفل مضاعف گویند. این نوع کفل مخصوص اسبهای بارکش است. کوچک شدن یکی از کفلها دلیل بر بیماری است که اغلب وجود اوفه یا بیماری دیگری در مفصل خرگوشی را ثابت میکند.
چنانچه دم از بالای کفل شروعشده باشد، گویند اتصال دم به کفل خوب است و چنانچه پایین باشد اتصال آن را بد میگویند. موهای دماسبهای اصیل خیلی نرم و برعکس در نژادهای معمولی زبر و خشن است. دماسب ممکن است به یکطرف مایل شود. در این حال آن را دمکج گویند.
مهمترین و خطرناکترین بیماری دم جرب و جراحات ناشی از سایش قشقون است. در صورت ابتلا اسب به بیماری جرب باید فوراً او را از سایر اسبها جدا و محل او را با دقت ضدعفونی کرد. اگر جراحات در اثر سایش قشقون باشد درمان چندان مشکل نیست.
سرین یکی دیگر از اندام های مهم در اندام شناسی اسب است. سرین در زیر کفل و در عقب ران واقعشده و برجستگی قسمت فوقانی آن را زاویه سرین گویند. سرین باید پهنا و بلندای مناسب داشته و عضلانی باشد.
ران دارای دو سطح خارجی و داخلی است که سطح داخلی آن را شلوار اسب هم میگویند. ران باید در سمت خارج قطور، در سمت داخل مدور، صاف و دارای عضلات قوی و محکم باشد. ران نسبتاً طویل برای سرعت هم مناسب است.
در این بخش از اندام شناسی اسب به ساق اسب میپردازیم. استخوانهای ساق قاعده آن را تشکیل داده است و ساق از بالا به ران و از پایین به مفصل خرگوشی محدودشده است. نیمرخ این عضو باید عریض، طویل و دارای عضلات قوی و محکم باشد. ساق کوتاه و عضلانی از خصایص اسبهای بارکش است.
استخوان در این ناحیه کاملاً زیرپوست قرارگرفته و هرگونه ضربه شدید آن را میشکند. در گذشته اسبی را که استخوان ساقش شکسته بود اعدام میکردند ولی امروزه در بعضی از کشورها آن را معالجه میکنند.
آشنایی با مشکلات و ناهنجاریها در اندام شناسی اسب اهمیت خاصی دارند. امروزه اسبهایی که دارای مشکلاتی در اندام هستند بهندرت برای فروش بهعنوان اسب ورزشی ارائه میشوند. اگر این عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دستوپاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پیگیری میتوان آنها را پرورش داد. البته گفتن این مطلب بسیار ساده و عمل آن بسیار مشکل است!