اگر همه درختان روی زمین قلم شوند و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریا به آن افزوده شود. اینها همه تمام میشوند ولی کلمات خدا تمام نمی شوند. خداوند توانا و حکیم است». حواستان به بیست و هفتمین آیه سوره مبارکه لقمان باشد.
معروفترین نام بردن از شتر در قرآن کریم، مربوط به آیه هفدهم سوره غاشیه است. آنجا که میفرماید:« افلاینظرون الی الابل کیف خلقت/ چرا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده است؟» البته هم کلمه «ابل» و هم کلمات دیگری که شتر اطلاق میشوند. در قرآن تکرار شده اند اما خداوند در این سوره همردیف با خلقت انسان کوه و زمین، از شتر نام میبرد: «و به آسمان نگه نمی کنند که چگونه برافراشته شده است؟ و به کوه ها نمی نگرند که چگونه نصب و پا برجا شده اند؟ و به زمین نمی نگرند که چگونه پهن و گسترانیده شده است؟» لحنی که انگار شبیه به توبیخ و تذکر هم هست؛ اما چرا شتر؟
کشتی صحرا
شتر تقریباً در ۷۰۰۰ سال پیش اهل شده و از ۲۰۰۰ سال پیش تاکنون هیچگونه شتر یک کوهانه وحشی ای در دنیا دیده نشده است. شتر دوکوهانه تا پیش از ۵۰۰۰ سال پیش اهلی نشده بود و هنوز نوع وحشی آن در صحرای گبی در مغولستان وجود دارد ولی شتر دو کوهانه مانند شتر یک کوهانه در توسعه تمدن در مناطق بیابانی مؤثر بوده است. اعراب به شتر که گاهی در متون فارسی از آن به اسم «اُشتر» یاد شده «ابل» میگویند. البته این عمومی ترین لغت اعراب برای شتر است و این حیوان در عربی به نام های دیگری هم شناخته میشود.
شترها شامل دو گونه از شترهای کوهاندار که در آفریقا و آسیا به چشم میخورند و همچنین شترهای بدون کوهان آمریکایی میشود. شترهای کوهاندار دارای قدرت مافوق تصوری در زمینه مقاومت در مقابل شرایط سخت کویری، بدون نوشیدن آب برای مدت طولانی هستند. شترهایی که از بوته های خار کویری تغذیه میکنند، در سفرهای طولانی مدت میتوانند بدون آب زنده بمانند. کوهان این شترها سلول های چربی را ذخیره کرده و در زمان نبودن غذا از آن به عنوان منبع انرژی استفاده میکند.
قوم عرب از گذشته به شتر اهمیت زیادی میداد. وقتی حیوانی ۱۷۰ تا ۲۷۰ کیلو بار را با سرعتی معادل ۴ تا ۵ کیلومتر در ساعت حمل کند و بعد از ۵ روز راهپیمایی نیاز به آب و غذا داشته باشد، باید هم مورد توجه و حتی احترام قرار گیرد. برای همین است که اعراب به شتر لقب «کشتی صحرا» ( سفینه الصحرا) داده اند. برای آنها شتر اهمیت زیادی داشته و دارد. ملاک ثروت و قدرت یک قبیله شترهایش بود و زندگی در آن شرایط بدون شتر، حتماً چیز بزرگی کم داشت. عمر شترداری به درازای تاریخ زندگی اعراب در شنزارهای گرم و خشک جزیزه العرب و صحرهای شمال و شرق آفریقاست. اعراب در قرون گذشته از گوشت شترها میخوردند، از پشم و پوست آنها استفاده میکردند و در جنگ ها و در طول مسیر سوارشان میشدند. همین حالا در جنوب ایران هم میبیند که شتر و نخل چقدر مورد احترامند. شاید اصلاً برای همین است که واحد شمارش این دو شگفتی خلقت، همان واحد شمارش آدمیزاد است؛ یعنی نفر. جالب اینکه حضرت علی (ع) در نهج البلاغه بارها اشاراتی به نخل و شتر دارند و در مثالهایشان مخصوصاً از شتر بسیار استفاده کرده اند.
یک قطره از دریا
درباره شتر خیلی چیزها میشود گفت. در مباحث تاریخی میشود سراغ معروف ترین شترهای تاریخ رفت؛ از شتر حضرت صالح (ع) گرفته تا شتر سرخ موی که همان «جمل» باشد. میشود از شگفتی های آفرینش در تفاوت شترهای دو کوهانه و یک کوهانه نوشت؛ از اسرار جفتگیری تا اینکه چرا به دستور اسلام اول باید شتر را نحر و بعد ذبح کرد و البته خیلی چیزهای دیگر. آیا همه آنچه درباره شتر هست، همین هایی بود که ما گفتیم یا میتوانستیم بگوئیم؟ ویلیامز جیمز، فیلسوف و روانشناس شهیر میگوید: «علم ما همچون قطره است و جهل ما همچون دریایی عظیم.»
شاید بشود جمله او را حتی فقط در اسرار آفرینش شتر به کار برد. امروزه شاید کاربرد شتر در برخی از نقاط جهان، به اندازه یک وسیله برای حمل مواد مخدر و طلای قاچاق پایین آمده باشد اما همچنان بام ذهن آدمی، حیات خانه خداست و شاید هرگز بشر آنچه را باید درباره آفرینش شتر بداند، نداند؛ چهان هستی پیشکش. دانشی هم اگر هست، باز باید گفت خدایا! ما دانشی نداریم و چیزی نمیدانیم، مگر آنکه خودت به ما آموخته باشی.
همه نام های شتر در قرآن
قرآن کریم ۱۳ بار از شتر با نام های ابل، بعیر، جمل و ناقه یاد کرده است. در قرآن کریم کلمه «انعام» بارها به کار رفته است. در آیات و روایات، «انعام» به معنای گاو و گوسفند و شتر است. در آیت و روایات، «انعام» به معنای گاو و گوسفند و شتر است اما کسانی مانند راغب اصفهانی در کتاب «مفردات» خود و همچنین مفسرینی مانند صاحب «مجمع البیان» گفته اند معنای اصلی انعام، شتر است و زمانی به گاو و گوسفند اطلاق میشود که شتر جزو آنها باشد. هر چه باشد در تمامی آیات مربوط به انعام، از انعام به آیت، عبرت و نعمت یاد شده و قطع به یقین شتر نیز جزو آن است. در زبان عرب، با توجه به صفات شتر نام های مختلفی بر آن نهاده شده که هر اسم خصوصیتی دارد. قرآن کریم نیز به راحتی از این نام ها مانند بحیره، بدن، سائبه، حام، ضامر و عشار اشاره کرده است. با مهم ترین نام های شتر که در قرآن به آنها اشاره شده آشنا شوید:
بحیره
به ماده شتری گفته میشود که پنج بچه شتر زاییده باشد و آخرین شان نر باشد. چنین شتری برای اعراب جاهلی مورد احترام بوده، به طوری که برای سواری یا بارکشی از آن استفاده نمی کردند. پشم و کرکش را نمی چیدند و از هیچ آب و گیاهی منعش نمی کردند؛ کسی هم حق آزار او را نداشت. چنین شتری برای آنکه شناخته شود گوشش را چاک میدادند. واژه بحیره در آیه ۱۰۳ سوره مائده آمده است.
بدن
به معنای شتر قوی هیکل و چاق است که برای قربانی کردن به مکه و منا برده میشود و جمع آن بدنه است. در آیه ۳۶ سوره حج به واژه بدن اشاره شده؛ «شتران قربانی را برای شما از شعائر خدا قرار دادیم. شما را در آن خیری هست.»
سائبه
اعراب جاهلی برای سائبه چند معنی بیان کرده اند:
۱ – شتری که عرب جاهلی برای بت ها آزاد میکرد.
۲ – شتری که به واسطه نذر آزاد میشد و از شیر و پشمش استفاده نمی کرد و بر آن سوار نمی شدند.
در آیه ۱۰۳ سوره مائده آمده است: « خداوند درباره بحیره، سائبه وصیله و حام حکمی نکرده است ولی کافران بر خدا دروغ میبندند و بیشترین شان بی خردند».
حام
در دوران جاهلیت به شتر نری که از صلب و پشتش ۱۰ بچه شتر به وجود آمده بود «حام» میگفتند. این شتر را آزاد میکردند و کسی حق سوار شدن و استفاده از آن را نداشت.
خدا در آیه ۱۰۳ سوره مائدهاز این نوع شتر هم یاد کرده است.
ضامر
به شتری که بر اثر بار کشیدن یا سوار شدن، لاغر شده باشد و همچنین به شتری که راه طولانی طی کرده و به مکه و حرم رسیده باشد «ضامر» گفته میشود.
واژه ضامر در آیه ۲۷ سوره حج آمده است: « و مردم را به حج فراخوان تا پیاده یا سوار بر شتران تکیده از راه های دور نزد تو بیایند.»
عشار
به ماده شتری که ۱۰ ماهه آبستن باشد یا بچه زاییده باشد «عشار» گفته میشود. چنین شتری مهم ترین و ارزشمندترین ثروت عرب بوده است.
واژه عشار در آیه ۴ سوره تکویر بدین گونه آمده است: « و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند.»
نعم
همان طور که گفته شد اصلی ترین مصداق در نظر گرفته شده برای «نعم» شتر است. نعم به شتری میگویند که آرام و بدون سر و صدا حرکت میکند. در آیه ۹۵ سوره مائده واژه نعم آمده است.