ماهنامه مصداق ۰۱ آذر ۱۳۹۵ - 9 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

تاریخچه جنگ افزار

ابزار ها و ادوات جنگی،  نرم و سخت،  و نیز تولید و کاربرد همراه با تاکتیک های جنگی در تمام تاریخ تعیین کننده تمدن یک سرزمین بوده است. در ادامه به انواع و نحوه پیدایش برخی از مهمترین و قدیمی ترین سلاح ها می پردازیم:

گرزها و چکش‌ها

گرزها ، گرزهای زره‌شکن و چکش‌ها را باید قدیمی‌ترین سلاح به حساب آورد انسان می‌توانست آنها را در دستان خود بگیرد و از طرف دیگر نمی‌شکستند و اجزایی نداشتند تا از کار بیفتد . چماق یا گرز از قدیمی‌ترین نوع سلاح‌ها است . چماق‌های اولیه در واقع قلنبه‌هایی از سنگ بود که از زمین برمی‌داشتند و انسان ماقبل تاریخ از آن به عنوان ابزار و سلاح استفاده می‌کرد از گرز برای خرد کردن دانه‌های خوراکی و نیز برای شکار حیوانات و جنگ با دشمن هم بهره می‌بردند . در جنوب آفریقا نقاشی‌های دیواری متعلق به ۶۰۰۰ سال ق.م را کشف کرده‌اند که در آنها دو نقش انسان با چوب‌های بلند و سنگین که نظیر گرز هستند به چشم می‌خورد . آدمی از مصالح گوناگون برای ساختن گرز استفاده کرده است . مثلاً ستخوان های بلند و سنگین جانوران ،‌چوب دراز و ضخیم که از درخت یا بوته یا نباتات دیگر می‌کندند از جمله این مصالح بوده است .

با استفاده از فلز ، گرز ساده ،‌ به گرز زره‌شکن تبدیل شد سر گرز زره‌شکن ،‌ سنگین و گل میخ‌دار یا نوک تیز بود . از این خاصیت برای کوبیدن و خرد کردن سپر یا زره دشمن استفاده می‌شد . همچنین سربازان پیاده یا سوار از آن برای جنگ تن به تن استفاده می کردند . امروزه در مجلس نمایندگان ایالات متحده از یک چماق کوچک زره‌شکن از جنس عاج و طلا به صورت تشریفاتی استفاده می‌شود .در بریتانیا هم عصای سلطنتی که ملکه در مراسم خاص در دست می‌گیرد در واقع نوعی گرز زره‌شکن به شمار می‌رود.

 

تبرها و سلاح‌های پرتابی

انسان تبر را با داخل کردن سنگ چخماق تیز به درون شاخه‌های شکافدار یا چنگالدار درست کرد و وقتی هم نحوه استفاده از مفرغ ،‌ آهن و فولاد را آموخت تبرهای تیزتر و قوی‌تر تولید کرد . تا فرا رسیدن عصر آهن ،‌ سرتبرها را چنان قالب می‌دادند تا حفره داشته باشد و دسته تبر در آن جا بیفتد . مدتی بعد هم تیغه تبر را چکش‌کاری می‌کردند تا لبه آن تیز شود . امروزه هنوز هم تبر را بر همین منوال می‌سازند .

پادشاهان و زمامداران نیرومند از تبر به عنوان مظهر قدرت خود استفاده کرده‌اند . در تمدن « مینوان کرت» هم می‌بینیم تبر دو سر مفرغی را به عنوان مظهر این تمدن به کار برده‌اند .

 

فلاخن‌ها و تیر و کمان‌ها

پرتابگر یا فلاخن‌ها از جمله کمان بلند زنبورکی سلاحی دور از دشمن است . این موضوع به جنگجو اجازه می‌‌داد به دشمن حمله کند و در همان حال دور از دسترس او باقی بماند . در نبردهای دریایی قدیم از پرتابگر‌ها استفاده می‌کردند . انبوهی از سلاح‌های پرتاب کننده سنگ را در « قلعه میدن» واقع در « دورست» انگلستان کشف کرده‌اند که در آنجا مدافعان سلتیک زبان ، در سال ۴۴ میلادی با رومی‌ها جنگیده‌اند .

کمان در زمره قدیمی‌ترین سلاح‌های دنیا است. نقاشی‌های غاری عهد قدیم متعلق به ۱۰۰۰۰ و ۵۰۰۰ سال ق.م در کاستلون اسپانیا تصاویری از انسان‌ها را نشان می‌دهد که در جنگ از کمان استفاده کرده‌اند . در دانمارک کمان‌هایی متعلق به ۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ ق.م و در مصر به حدود ۱۴۰۰ ق.م پیدا کرده‌اند .جنگاوران انگلیسی و ولشی با استفاده از کمان‌های بلند خود در سه نبرد برضد فرانسه : نبرد کرسی در اوت ۱۳۴۶  پواتیه در سپتامبر ۱۳۵۶ و آژینکو در اکتبر ۱۴۱۵ به پیروزی رسیدند .

 

دشنه‌ها و کاردها

دشنه‌ها و کاردها را به دلیل کوچکی ، سبکی و آسانی ،‌ حمل سلاح‌های دم دست می‌گویند و چون می‌توان از آنها در سکوت کامل استفاده کرد سلاح‌های پنهانی هم گفته می‌شوند . از دشنه و کارد در جنگ تن به تن و نیز به عنوان سلاح پرتابی استفاده می‌کنند .

هر چند طرح دشنه از کارد اقتباس شده لکن میان این دو تفاوت مهمی موجود است . کارد یا چاقو وسیله‌ای ساده است که یک طرف لبه آن تیز است و ممکن است نوک آن هم نسبتاً کند باشد هم برای مصرف روزانه مثل گوشت به کار می‌رود و هم می‌توان از آن به عنوان سلاح استفاده کرد .

اما تیغه دشنه در هر دو طرف تیز است و طول آن چنان شکل داده می‌شود که در نوک باریک و تیز شود و برای حفاظت دست استفاده کننده بین تیغه و دسته معمولاً حائلی می‌گذارند . دشنه را همیشه در زمره سلاح طبقه‌بندی می‌کنند .

قدیمی‌ترین دشنه‌ها را از سنگ چخماق ساخته‌اند و بعد از آن هم از چوب یا استخوان تیز استفاده کرده‌اند. دشنه‌هایی از جنس مفرغ ، آهن و فولاد بسیار بادوام‌تر بوده‌اند .

 

شمشیرها

شمشیرها ، شمشیرهای بلند و شمشیرهای هلالی شمشیر که از قدیمی‌ترین سلاح‌های دنیا است اکنون به صورت مظهری برای مقام افسری در مراسم رژه‌های نظامی درآمده است . انسان از ابزارهایی به شکل شمشیر در کارهای مزرعه و علف‌چینی استفاده کرد اما در آنها مثل وسایل مشابه تغیراتی دادند تا مناسب جنگ شود . شمشیری موسوم به کوکوی ساخت نپال سلاحی قدیمی است که امروزه همچنان مورد استفاده سربازان گروه سواره در ارتش بریتانیا می‌باشد . تیغه پهن و خمیده برای بریدن شی‌ء و حتی حفر زمین مناسب است و در عین حال سلاح بسیار خوبی هم در جنگ تن به تن به شمار می‌رود .

شمشیرهای قدیمی را بیشتر برای شکافتن و نه ضربت زدن به کار می‌برند . قرن‌ها در اروپا تیغه شمشیرها را کوتاه و مستقیم می‌ساختند که نوک باریک داشت و تیغه آن دو لبه بود . این شمشیر را در ابتدا از مفرغ و بعداً از آهن و عاقبت از فولاد ساختند . رومی‌ ها شمشیری کوتاه از جنس فولاد به طور حدود نیم‌متر موسوم به شمشیر گلادیاتور تولید کردند . این سلاح به دشنه‌ای بلند با تیغه پهن شباهت داشت . واژه گلادیاتور یعنی کسی که در سیرک‌ها یا استادیوم‌های رومی می‌جنگید . کلمه گلادیاتور از همین واژه اقتباس شده است .

شهسواران و جنگاوران غربی در طول جنگ‌ های صلیبی فنون ساخت شمشیر ار از مسلمانان آموختند . این موضوع منجر به ساخت شمشیرهای عالی در غرب شد . جنگاوران خاورمیانه‌ای شمشیرهای منحنی موسوم به شمشیر خمیده را به کار می‌بردند . طول این نوع شمشیر بلند بود و تیغه‌ای باریک و بسیار تیز داشت

 

میله‌ها و نیزه‌ها

شکارچیان ماقبل تاریخ حیوانات را با نیزه می‌کشتند تا غذا به دست آورند . نیزه در مقایسه با سنگ قدرت و دقت بیشتری داشت و پرتاب آن از فواصل دور از خطر هم میسر بود . قدیمی‌ترین نیزه‌ها را در واقع از نهال‌های راست (‌یا درختان نورسته‌) می‌ساختند یعنی یکسر آن را تیز می‌کردند . در شرق دور از چوب خیزران استفاده می‌کردند که سبک و محکم بود و به کمک آتش نوک آن را بسیار تیز می‌کردند اگر در نوک آن چخماق و یا سنگ فلزدار تعبیه می‌کردند اثر آن مهلک‌‌تر می‌شد .

جنگجویان در اکثر ارتش‌های قدیم به نیزه مجهز بودند . البته نیزه پرتابی با یک عیب همراه بود یعنی وقتی آن را به سوی دشمن پرتاب می‌کردند به دست آوردن مجدد آن ناممکن می‌شد .

در واقع دشمن می‌توانست از آن علیه پرتاب کننده استفاده کند . رومی‌ها با اختراع نیزه‌ای به نام پیلوم یا نیزه سنگین پیاده نظام بر این مشکل غلبه کردند. گردن این نوع نیزهرا در قسمت نوک بلند و باریک می‌ساختند تا پس از اصابت به هدف نوک آن بشکند و دشمن نتواند از آن استفاده کند . سلاح‌های چوبی بلندتر و سنگین‌تر را بیشتر برای جنگیدن و نه پرتاب کردن می‌ساختند .

در دوران قرون وسطی روستانشینان از چوب‌های بلند به عنوان عصا استفاده می‌کردند . بر نوک این عصا تیغه‌های متفاوتی می‌بستند تا پیاده نظام و سواره نظام از آنها به صورت سلاح استفاده کنند . البته نیزه نوکدار بیشتر مورد استفاده سواره نظام قرار می‌گرفت .

تیغه چاقو یا تبر و همچنین تیغه کارد ضخیم نوک برگشته را که ابزار بود بر نوک نیزه هم می‌بستند . با نصب نوک‌های چنگالی تیز ( مثل چنگال دو شاخه ) نیزه‌های شاخه‌دار می‌ساختند . نیزه‌های تبرزینی را از یک میله بلند و نوک و سر تبری شکل درست می‌کردند که پایین‌تر از نوک نیزه می‌بستند .

 

سلاح‌های آتشین قدیمی

سلاح آتشین به آن نوع جنگ‌افزارهایی می‌گویند که در آنها از باروت و گلوله استفاده می‌شود . تاریخ ساخت اولین نوع سلاح‌های آتشین در غرب به اوایل سده پانزدهم میلادی باز می‌گردد این گونه سلاح‌ها مثل توپ‌های کالیبر کوچک عمل می‌کردند و آن قدر سبک بودند که سربازان پیاده یا سواره هم می‌توانستند آنها را حمل کنند . سلاح‌هایی از این نوع به پرتاب کننده فشفشه‌های دستی که امروزه برای دادن علامت خطر در دریا به کار می‌برند خیلی شبیه بودند و لوله کوتاهی داشتند که به قبضه متصل می‌شد .

طول سلاح‌های مرسوم تا اواخر سده پانزدهم و اوایل سده شانزدهم با داشتن لوله و تفنگ و قنداق به حدود ۱۶۵ سانتیمتر می رسید . قنداق ، لوله فلزی را در خود جای می‌داد و محکم می‌گرفت و تیرانداز موقع شلیک ته قنداق را در انحنای شانه خود می‌گذاشت .

تفنگ شمخال سلاح بزرگتری بود که غالباً آن را روی سه پایه ساده‌ای به کار می‌بردند و معمولاً دو خدمه داشت که یکی هدف‌گیری می‌کرد و دیگری یک فتیله نوک تیز و شعله‌ور را دم سوراخ یا منفذ لوله می‌گرفت . سربازانی که این نوع سلاح‌های سنگین را حمل می‌کردند مشتاق بودند تا صنعتگران سلاح‌های سبک‌تر و راحت‌تر بسازند.

… آنگاه اولین پیشرفت در ساخت تفنگ‌ های فتیله‌ای حاصل شد برای شلیک این تفنگ از فتیله یا رشته آغشته به ماده شیمیایی به اسم شوره یا نیترات پتاسیم که آرام آرام می‌سوخت استفاده کردند . رشته را پیرامون یک دستک یا اهرم خمیده می‌پیچیدند .

لگنچه‌ای کم عمق و پر از باروت که مجرای باریکی داشت به لوله اسلحه منتهی می‌شد . سربازان برای تیراندازی با تفنگ فتیله‌ای ابتدا رشته دور دستک یا فتیله را روشن می‌کرد سپس درپوش فنری منتهی به لگنچه را باز میکرد و ماشه را می‌چکاند . این عمل آتش فتیله در حال سوخت را به باروت می‌رساند و سپس انفجار حاصل می‌‌شد .

 

زره‌‌ها

جنگجویان زره را برای حفاظت سر و گردن و چشم و سینه می‌پوشیدند. زره‌های قدیمی از جنس مفرغ بود اما بعداً از فولاد استفاده کردند . جنگاوران ژاپنی زره‌هایی ار جنس چوب خیزران بر تن می‌کردند لکن پوشیدن آن با مشکلی همراه بود ، از یک طرف می‌باید آن قدر ضخیم یا سنگین باشد تا جنگاوری که آن را می‌پوشد مصون بماند و از طرف دیگر هم می‌باید آن قدر سبک می‌بود که مانع سهولت حرکت نشود و جمع این دو خاصیت قدری دشوار بود . یونانیان عهد باستان نخستین قومی بودند که زره مفرغی بر تن کردند و از آن برای محافظت بازو ، پا و سینه استفاده بردند . لژیونرها یا سپاهیان رومی ، زره رزمی می‌پوشیدند که سینه ، شکم ،‌پشت و شانه آنان را محافظت می‌کرد و با این وسیله ریه ، قلب و عروق مهم خونی گردن ایشان از گزند مصون می‌ماند . بازو و پای جنگاور رومی بدون پوشش بود لکن به سهولت می‌توانست حرکت کند و بدود .

یکی از روش‌های ارزان قیمت برای درست کردن زره آن بود که صفحات فلزی را به لباس بلند یا لباده لایی‌دار می‌دوختند . تا فرارسیدن ایام نبرد هاستیگنز در انگلستان اشراف جنگجو و سربازان از زره زنجیری یا خفتان به هم متصل شده برای محافظت استفاده کردند . این زره یا خفتان جنگجو را در برابر ضربات شمشیر و پیکان و نیزه محافظت می‌کرد و مانع حرکت بدن نمی‌شد . خفتان را با متصل کردن حلقه‌های آهنی به یکدیگر می‌ساختند تا نوعی پوشش یا پارچه‌ فلزی درست کنند . جنگاوران ساکسنی و نورمنی لباده‌های زرهی بر تن می‌کردند که بازوها و اندام را تا سر زانو محافظت می‌کرد . آنان کلاهخودی از جنس خفتان بر سر می‌گذاشتند و زیر خفتان جلیقه‌های نیم‌تنه ، لایه‌دار می‌پوشیدند . این نیم‌تنه مانع از آن می‌شد تا ضربات شمشیر سبب شود که خفتان مستقیماً به پوست بدن فشار آورد .

 

استفاده از حیوانات در جنگ

در گذشته از فیل ، اسب ، الاغ و گاو اخته در جنگ استفاده می‌کردند . اکثر این حیوانات برای حمل سربازان و کشیدن واگن مورد استفاده واقع می‌شدند  اما از فیل تقریباً مثل تانک امروزی استفاده می‌کردند چون می توانست سربازان را زیر پا له کند به علاوه کمانداران بر پشت آن سوار می‌شدند و با دید بهتری هدف‌ها را می‌زدند .

 

استفاده از اسب در جنگ

اسب این امکان را به ارتش‌های گذشته می‌داد تا به سرعت جابجا شوند . از آنها برای کشیدن واگن، تجهیزات محاصره و غارت یا حمل غنایم استفاده می‌کردند . در میدان رزم دیده‌وران و پیک‌ها با نشستن بر اسب خبرها را نزد سرداران می‌بردند و دستورات آنان در باره نقشه جنگ را به دیگران ابلاغ می‌کردند . دشمن نمی‌توانست اسب‌های قوی هیکل سواران اسلحه را که در کنار هم می تاختند و حمله می‌کردند به آسانی متوقف کند .

نخستین قومی که از اسب در جنگ استفاده کرد قوم آشور بود که حدود ۸۰۰ ق.م آن را به میدان آوردند و برای سواره نظام و کشیدن ارابه و شکار استفاده کردند. رومی‌ها از نژاد اسب‌های اروپایی ، خاورمیانه‌ای و آفریقایی در پرورش نسل اسب برای انجام مسابقه ، شکار ، حمله شدید و رام کردن بهره گرفتند .

 

سلاح‌های سواره‌نظام

سلاحی که جنگجوی سواره به کار می‌برد منعکس کننده مهارت او به عنوان سوارکار بود . سواران مغولی چنگیزخان می‌توانستند بدون گرفتن عنان اسب سواره بروند و البته این کار به معنای آن بود که می‌توانستند در پشت زین از کمان خود استفاده کنند . سواران معمولاً نیزه کوتاه و بلند را در یک دست می‌گرفتند و با آن ضربت می‌زدند. نیزه آن قدر بلند بود که به سرباز پیاده امکان می‌داد تا از نزدیک به دشمن ضربت وارد کند . آنان معمولاً مستقیماً به سوی دشمن پیش می تاختند تا سرعت و نیروی محرکه آنی اسب را به سنگینی نیزه بیفزاید . نیزه‌سواران در اروپای قرون وسطی موردپسند واقع شدند و سواران لهستانی و مجارستانی استفاده از آن را ادامه دادند . نیزه‌داران لهستانی از این سلاح در جنگ‌های ناپلئونی سال‌های ۱۸۰۰-۱۸۱۵ برضد فرانسویان استفاده کردند . شهسواران قرون وسطی هم قبل از این زمان در جنگ‌ها از نیزه استفاده می‌بردند و مهارت‌های خود را در مسابقات نشان می‌دادند . چون در جنگ با نیزه ممکن است دشمن اسب شهسوار را هم به صورت هدف درآورد از این رو صنعتگران به ساختن زره برای اسب روی آوردند .

زره اسب را سینه‌پوش هم می گفتند که در ساده‌ترین شکل خود شامل خفتان و صفحه‌ای برای پوشاندن جلوی صورت اسب و سینه‌بند تزیینی می‌شد که تا بالای پاهای جلو سینه می‌رسید. اگر قرار بود اسبی تماماً زره‌پوش شود گذشته از پوشش‌های فوق ،‌ کفل‌پوش ، ران‌پوش و پهلو‌پوش را هم بر آن می‌افزودند . کفل‌پوش در واقع سرین اسب را محفوظ می‌دانست . ران پوش و پهلو‌پوش هم صفحه اریبی شکلی بود که به قاعده زین می‌بستند. این صفحه پهلوهای اسب را می‌پوشاند و فاصله کفل‌پوش و سینه‌بند را پر می کرد.

 

قلعه‌ها و استحکامات

امروزه می‌توان نمونه‌های متعددی از استحکامات دوره ماقبل تاریخ و عهد قدیم را در سراسر دنیا مشاهده کرد. کسانی که آنها را بنا کرده‌اند غالباً از عوارض طبیعی زمین مثل تپه ، صخره ،‌ پرتگاه، رودخانه ، دریاچه و باتلاق برای استحکام آنها بهره‌داری کرده‌اند . هرجا چنین عوارضی موجود نبوده مردم با حفر خندق و ایجاد خاکریز و بعدها با ساختن دیوار و برج این گونه موانع را به وجود آوردنده‌اند . سازندگان قلعه بعضی اوقات از مکان‌های قبلی استفاده می‌کردند . مثلاً هنری اول شاه انگلستان ، در دهه ۱۱۲۰ میلادی با استفاده از استحکامات مربع شکل و متعلق به دژ نظامی پیشین ساکسون‌های رومی در پروچستر واقع در همشایر ، قلعه‌ای بر فراز بلندی و محصور در دیوار بنا کرد . اکنون هم می‌توان نمای کلی دژهای نظامی مربع شکل رومی را در سراسر اروپا مشاهده نمود. دژ نظامی را به زبان رومی کستروم می‌گفتند که واژه انگلیسی کسل به معنای قلعه از آن اقتباس شده است.

 

دیوارها

دیوار قلعه‌ها را با یک الگوی ثابت می ساختند و معمولاً برگرد قلعه دیوار سد مانندی بالا می‌آوردند. ضخامت دیوار بین ۵/۱ متر تا ۸ متر متفاوت و آن قدر عریض بود تا نگهبانان بر بالای آن راه بروند . بر بالای دیوار جان‌پناه یا سنگرهایی می‌ساختند که خود حدود نیم متر ضخامت داشتند . در بعضی از قلعه‌ها این جان‌پناه را تنها در بالای وجه بیرونی دیوار بالا می‌آوردند . تعدادی هم در هر دو وجه یعنی رو به بیرون و داخل قلعه می ساختند . بلندی این جان‌پناه‌‌ها به حدود ۲ متر می‌رسید و از این رو بگهبانی که بر بالای دیوار سد مانند می‌ایستاد می‌توانست به طور کامل پشت آنها پنهان شود و محفوظ بماند در طول جان‌پناه‌ها فاصله‌های معینی وجود داشت که آن قدر کم ارتفاع و عریض بود که کمانداران از آن به سوی دشمن تیر پرتاب می‌کردند . این فواصل یا شکاف را برج و بارو و کنگره می‌گفتند . به بخش‌های مرتفع شکاف‌ها که کمانداران را محافظت می‌کرد ،‌ بارو یا جرز میان دو تیرکش می‌گفتند .

 

منجنیق ها

پیش از اختراع توپ ،‌ سلاح‌های بمباران کننده را براساس استفاده از نیروهای طبیعی می ساختند. سلاح‌های عهد قدیم و دوران قرون وسطی بر پایه سه اصل عمل کردند : فشار فنر ،‌ پیچش و استفاده از وزنه تعادل . مثلاً کمان‌های زنبورکی فوق‌العاده بزرگ از فشار فنر استفاده می‌بردند . در این کمان‌ها از چوب‌هایی با خاصیت فنری مثل چوب زبان گنجشک یا چوب درخت سرخدار که به آسانی خم می‌شد ،‌ استفاده می‌کردند.

پیچش یا پیچیدن را در سلاح‌هایی به کار می‌بردند که قدرت آن را طناب پبچیده فراهم می‌‌‌‌‌‌‌آورد . هر چه طناب را محکمتر می‌پیچند هنگام رها شدن قدرت بیشتری به دست می‌آمد . از این روش برای پرتاب سنگ یا نیزه بهره می‌بردند . رومی‌ها در سده سوم میلادی یکی از سلاح‌های پیچشی خود را که نوعی منجنیق سنگین برای پرتاب سنگ بود گورخر نام دادند. دلیل این نامگذاری آن بود که وقتی طناب این ماشین را رها می‌کردند لگد شدیدی می‌زد . رومی‌ها طناب این ماشین را از موی آدمی درست می‌کردند زیرا خاصیت کششی آن زیاد بود .

منجنیق سنگ‌انداز هم نوعی سلاح مثل کمان زنبورکی بود . در این ماشین ،‌ با خم کردن دو قطعه چوب در یک طناب پیچیده یا قیطان مو ،‌ فشاری مثل فنرایجاد می‌کردند .

سلاح‌هایی که براساس وزنه و تعادل یا خاصیت ترازویی عمل می‌کردند حدود ۵۰۰ میلادی از چین به اروپا رسیدند . این نوع سلاح‌ها همچون الاکلنگ عظیمی بودند که در یک سر وزن‌های ثقیل و در سر دیگر آن فلاخن‌ یا پرتاب کننده‌ای می‌بستند. سنگ یا هر نوع « مرمی» دیگری را در فلاخن می‌گذاشتند که از پایین مهار شده بود و در این حالت وزنه تعادل در هوا بود وقتی مهار خلاص می‌شد وزنه تعادل به پایین می‌آمد و سنگ فلاخن را به هوا پرتاب می‌کرد. سنگ تنها چیزی نبود که سلاح ترازویی می توانست پرتاب کند . مواد شعله‌ور را هم بر بالای دیوار پرتاب می‌کرد تا آتش‌سوزی ایجاد شود . و به علاوه اجساد انسان و حیوان را نیز به سوی مدافعان پرتاب می‌کردند تا موجب عفونت شود و روحیه مدافعان پایین بیاید. امروزه در نظر اول این نوع سلاح خشن وساده جلوه‌ می‌کند . اما در شرایط قرون وسطی و وجود جاده‌های نامطلوب و وسایل نجاری ، ساختن سلاح‌هایی مثل منجنیق تعادلی یا منجنیق سنگ‌انداز و آوردن آنها به میدان نبرد ،‌ در واقع شاهکار حیرت‌آوری به شمار می‌رفت.

سینه‌کش‌ها ، دژ‌کوب‌ها ،‌ و نقب‌زنی

برای آنکه محاصره کنندگان بتوانند سلاح های خود را به دشمن محاصره شده نزدیک‌تر کنند ،‌ بیرون از دیوارهای قلعه یا شهر به ساختن سینه‌کش یا سراشیبی اقدام می‌کردند . سینه‌کش‌ها یا گذرگاه‌ها را برای آن می‌ساختند تا از حفره‌ها و خندق‌های پر آب عبور کنند. مطلوب‌تر آن بود تا بیشتر از یک سینه‌کش ساخته شود تا دشمن نداند حمله اصلی از کدام جهت انجام می‌‌شود . رومی‌ها در ساختن سینه‌کش موسوم به پشته یا خاکریز با استفاده از چوب ،‌ خاک و سنگ مهارت داشتند و پیشگامی کردند .

نیروهای محاصره ابتدا خندق را پر می‌کردند و تا پای دیوار دشمن سینه‌کش می‌ساختند،‌ سپس قلعه‌کوب‌ها را روی چرخ به موضع‌شان می‌کشاندند. قلعه‌کوب را باید قدیمی‌ترین سلاح‌های محاصره به شمار آورد . ابتدا آنرا از تنه قطور درخت می ساختند و با زنجیر از چهار چوب یا قاب الواری می‌آویختند تا در هوا نوسان کند. همه این مجموعه را در داخل حفاظی موسوم چارطاقی یا پنت هاوس قرار می دادند . سقف و دیوارهای چار طاقی را غالباً با پوست حیوانات می‌پوشاندند و آن را خیس می‌کردند تا در مقابل آتش مصون بماند .

قلعه‌کوب‌ها را به قبه فلزی و بعضاً هم به شکل قوچ می‌ساختند و این قبه را در نوک تنه درخت برای کوبیدن نصب می‌کردند. جنگاوران با نوسان دادن میله دژکوب و کوبیدن آن به در و با سعی فراوان و با صرف وقت می‌توانستند سوراخی در آن ایجاد کنند.

ورود باروت به عرصه جنگ

باروت جامد موقع سوختن به سرعت به گاز بدل می شود و اگر منفذی برای خروج باشد جرقه و دود سفیدی ایجاد می‌شود و صدای چندانی هم تولید نمی‌کند . اما اگر منفذی موجود نباشد بر نیروی انفجاری و صدای آن افزوده می‌شود . در این حالت انرژی تولید می‌کند که می‌تواند موجب راندن جسم جامد در داخل لوله شود و یا ساختمانی را منفجر کند . بریتانیایی‌ها نخستین قومی در اروپا بودند که در نبرد کرسی ( ۱۳۴۶ ) باروت به کار بردند . می‌گویند ادوارد شاه انگلستان سه تا پنج قبضه تفنگ داشته است که به دلیل شکل بطری یا ظرف مانندشان آنها را کوزه می‌نامیده . سلاح‌های اولیه،‌ سنگ پرتاب می‌کردند و یا مانند کمان زنبورکی پیکان رها می‌کردند .

با گذشت سیصد سال در ساختمان توپ تغییری حاصل نشد . ابتدا باروت را از دهانه توپ داخل لوله می‌ریختند و سپس با سنبه آن را در ته لوله می فشردند آنگاه لایی پنبه را از دهانه لوله با کمک سنبه به ته لوله می راندند تا باروت فشرده را در جای خود محکم نگاه دارد . سپس گلوله مدور را در سر لوله وارد می‌کردند. در ته لوله سوراخی کوچکی وجود داشت که قدری باروت در آن می‌ریختند و رشته‌ای آغشته به شوره یا نیترات پتاسیم را به این سوراخ وارد می‌کردند و آتش می‌زدند که به آرامی می‌سوخت .

نویسنده
M-Moradi
مطالب مرتبط
نظرات