انسان اولیه غذای خود را با ماهیگیری، شکار و استفاده از گیاهان وحشی تأمین میکرد. در آن دوران، انسان به صورت گروههای کوچک یک یا چند خانواری در غارها، و به طور معمول در نزدیکی منابع مواد خوراکی، میزیست و هر خانواده مسئول تهیه غذای خود بود. با تشکیل اجتماعهای به نسبت بزرگتر، نیازها و در نتیجه وظیفه و پیشههای ویژه و جدیدی به وجود آمد که ایجاب میکرد گروهی از افراد به کارهایی مانند آموزش و غیره پرداخته، برای غذای خود وابسته به افراد دیگر اجتماع شوند. از سوی دیگر، در مناطقی که برای تهیه غذا مناسب بود، همیشه تشکیل اجتماعهای بشری میسر نمیشد.از این زمان،انسان به فکر افتاد که ضمن تشکیل اجتماع های خود در نقاط مناسب، غذای خود را نیز به جای جمعآوری، تولید کند. بنابراین کشاورزی در تمدنهای اولیه به صورت فنی بسیار ابتدایی شروع گشت.
بر حسب شواهد تاریخی، انسان از حدود نه هزار سال قبل، در جلگههای دجله، فرات و نیل به کشت برخی از محصولها مشغول بوده است. با پیشرفت تمدن و به وجود آمدن اجتماعهایی بزرگتر، اختلافهای گروهی پدیدار گشت که موجب بروز جنگهای بیشمار شد، در نتیجه بشر، به خاطر ایمنی، دیوارهایی به دور محیط زیست خود ایجاد کرد.
به دلیل محدودیت فضای بین این دیوارها، کشاورزان اولیه مجبور شدند تعدادی از محصولهای خود مانند غلات را که به صورت کشت گسترده (Extensive culture) یعنی در سطح وسیع و با کار و بازده به نسبت کم در واحد سطح، کاشته میشد، به زمینهای بیرون شهر منتقل کنند، و به آن دسته از محصولهایی که مانند سبزی و میوه به شکل کشت متراکم(Intensive culture)، یعنی با مراقبت زیاد و محصول بیشتر در واحد سطح، تولید میگشت را داخل شهرها بکارند. بدین سان، در کشاورزی دو شعبه زراعت (یعنی کشت در مزرعه) و باغبانی (یعنی کشت در باغ) به وجود آمد. در حال حاضر، در بسیاری از نقاط، دیگر کشت گیاهان در داخل محیطی محصور متداول نیست و تمایز گیاهان دو شعبه ذکر شده بر اساس عوامل زیر انجام میپذیرد:
الف: میزان کار مورد نیاز و بازده محصول در واحد سطح:
در این مورد همان گونه که ذکر شد، پرورش گیاهان باغبانی به طور معمول به کار بیشتری نیاز داشته، در عوض، محصول بیشتری تولید میکنند، بنابراین کشت آنها به صورت متراکم است، در حالی که محصولهای زراعی به طور معمول به طور گسترده کاشته میشوند و بازده آنها در واحد سطح کمتر است.
ب: نحوه مصرف محصولهای تولید شده:
به طور معمول گیاهان باغبانی به صورت تازه مصرف میشوند (مثل میوه، سبزی و گل) در حالیکه گیاهان زراعی بیشتر به صورت خشک و یا تغییر شکل یافته به مصرف میرسند (مثل غلات، توتون و دانههای روغنی)
پ: عرف و عادت محلی:
برخی از محصولها مانند سیبزمینی و بقولات، در بعضی از نقاط، جزو گیاهان زراعی و در بعضی نقاط دیگرجزو گیاهان باغبانی به شمار می آیند.با توجه به سه عامل یاد شده،مشاهده میشود که در بسیاری از موارد تفاوت مشخصی بین گیاهان زراعی و باغبانی موجود نیست و هیچ یک از عوامل ذکر شده، به تنهایی، برای تعیین اینکه کدام گیاه بخصوص متعلق به گروه باغبانی و یا زراعی است کافی نمینماید زیرا در حال حاضر، در بسیاری از نقاط دنیا، درختان میوه و سبزیها به صورت دیم در سطوح گسترده کشت می گردند (کشت گسترده) در حالی که هنوز به عنوان گیاهان باغبانی شناخته میشوند. در مقابل برنج، توتون و ذرت علوفهای حتی در سطح کوچک و با وجود کار بسیار زیادی که میبرند (کشت متراکم) گیاهان زراعی محسوب میشوند. به این دلیل، امروزه به جای اینکه باغبانی را بر اساس ویژگیها و نحوه کشت گسترده یا متراکم تعریف کنند، آن را بر اساس گیاهانش، بدین صورت تعریف مینمایند که:
باغبانی عبارت است از هنر ، دانش و پیشه کشت ، داشت ، برداشت و بازاررسانی انواع سبزی ، گل و میوه.
در این تعریف از هنر، دانش و پیشه باغبانی سخن رفته است. دلیل این امر این است که کارهایی مانند پیوند زدن، هرس، گردهافشانی و مانند اینها، برای اینکه بطور موفقیتآمیز انجام شوند نیاز به مهارت، ممارست و سلیقه ویژهای دارند که آنها را جزو هنرها قرار میدهد. از سوی دیگر، هر یک از این کارها مبتنی بر اصول و دلایل ویژهای میباشد که شناخت آنها نوعی دانش است و سرانجام کاربرد این دانش و هنر برای تأمین زندگی، پیشه باغبانی را تشکیل میدهد، پیشهای که در دنیای کنونی، به ویژه در کشورهای پیشرفته، ابعاد شگرفی یافته و سهم مهمی از درآمد ملی این کشورها را به خود تخصیص داده است. لازم به ذکر است که گیاهان دارویی، ادویهای و نوشابهای نیز جزء گیاهان باغبانی هستند که اندکی درباره آنها در شاخه طبقه بندی گیاهان، زیر شاخه “طبقه بندی باغبانی” صحبت خواهد شد.
تاریخچه باغبانی در دنیا :
بزرگترین مسئلهای که بشر همیشه در طول تاریخ چند هزارسالهاش با آن روبرو بوده قحطی و کمبود مواد غذایی است و به این دلیل، در زمانهای قدیم، پایه و اساس اجتماعها را کشاورزی تشکیل می داده است. البته باید در نظر داشت که در هیچ مرحلهای از تاریخ، از جمعآوری مواد گیاهی خوراکی به طور کامل صرف نظر نشده است و هنوز هم در بسیاری از نقاط دنیا، گیاهان خودرو، دست کم در سطح محلی، از نظر مواد غذایی دارای اهمیت هستند. برای مثال میتوان از جنگلهای پسته خودرو در اطراف سرخس خراسان، بوتهزارهای تمشک وحشی در مازنداران، جنگلهای زردآلوی وحشی در ترکیه و بوتهزارهای زغال اخته آبی رنگ(Blueberry) در آمریکا نام برد. مطالعه سنگنوشتهها، حجاریها و اسناد تاریخی نشان میدهد که فن باغبانی از آغاز کشاورزی تا کنون دورانهای مشخصی را به شرح زیر طی نموده است.
۱ – مصر و بینالنهرین قدیم :
این دوران حدود ۳۵ قرن (از حدود ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد تا حدود میلاد مسیح) طول کشید. از ویژگیهای این دوره ایجاد سیستمهای آبیاری پیشرفته و نیز شناسایی و استفاده از گیاهان دارویی، ادویهای و عطری زیادی است. مصریان قدیم، بسیاری از گیاهان باغبانی را شناخته و کشت میکردند. برای مثال میتوان از میوهها: خرما، انگور، زیتون، انار، موز، لیمو و انجیر، و از سبزیها: خیار، عدس، سیر، تره، پیاز، کاهو، نعناع، تربچه، کاسنی و انواع هندوانه و خربزه را نام برد. در همین دوره، ساکنین کلده، بابل و آشور نیز با ایجاد آبراهههای بسیار دقیقی، که کف و دیواره آنها را با آجر مفروش بود، حدود شصتو پنج هزار کیلومتر مربع زمین را در بینالنهرین به زیر کشت برده بودند. مجموعه گیاهی مربوط به هفتصد سال قبل از میلاد که آشوری ها باقی مانده حاوی بیش از نهصد گیاه مختلف است که حدود دویستو پنجاه عدد از آنها گیاهان باغبانی است. این افراد درختان نخل و انجیر را با موفقیت کشت میکردند، و نیز از دیگر شواهد به دست آمده، چنین بر میآید که آنها در باره جنسیت در گیاهان و تأثیر گردهافشانی در تشکیل میوه و همچنین از تلقیح مصنوعی خرما و بر دادن انجیر آگاهی داشتهاند.
۲ – یونان قدیم :
برخلاف مصریان و اهالی کلده و آشور، یونانیان چندان علاقهای به جنبه عملی کشاورزی نداشتند، ولی در عوض به جنبههای عملی آن، یعنی گیاهشناسی و به ویژه طبقهبندی گیاهان و تاریخ طبیعی، میپرداختند. از تئوفراستوس، که به نام پدر گیاهشناسی نیز معروف است، نوشتههای زیادی باقی مانده که حاوی مطالب گوناگون در مورد علوم مختلف گیاهی است.
۳ – روم قدیم :
امپراطوری روم قدیم حدود یک هزار سال (از حدود پانصد سال پیش از میلاد تا حدود پانصد سال پس از میلاد مسیح) بر بخش مهمی از دنیای آن روز حکمفرمایی داشت. رومیان، بر خلاف یونانیان، توجه زیادی به کشاورزی داشتند و این فن، سهم مهمی از اقتصاد آنان را به خود اختصاص داده بود. خدمت مهم رومیان به کشاورزی و به ویژه باغبانی عبارت از دریافت دانستهها و یافتههای یونانیان و مصریان باستان، و بیشترین استفاده عملی از آنها بود. رومیان از پیوند زدن، تناوب، مصرف کود دامی، بهرهبرداری از انبار سرد و نیز گلخانه اطلاع داشته، بسیاری از میوهها و سبزیها را کشت میکردند. در شهر روم کشت گیاهان زینتی متداول بود، و در آن دوره این رشته از باغبانی پیشرفت زیادی نمود. در این زمان ثروتمندان رومی، در اطراف شهر باغهایی داشتند که مزین به آب نماها، مجسمههای فراوان و خیابانبندیهای منظم بود، که در آنها درختانی مانند: سیب، گلابی، انجیر، زیتون و انار، و نیز گلهایی مانند زنبق، گل سرخ (از آنجا که گلهای بسیاری از گونههای Rose که در فارسی «گلسرخ» نامیده شده، رنگهایی غیر از سرخ دارند، اطلاق«گل سرخ»به این گل با اشکال مواجه است. مثلاً برخی از گونهها یا ارقام را که رنگ زرد دارند باید «کل سرخ زرد» بنامیم.) بنفشه، میمون، شقایق، جعفری، سوسن و مینا کشت میشدند. در این زمان بود که برای اولین بار پیشه باغبانی پدید آمد، بدین معنا که عدهای با نگهداری از باغ دیگران مزد دریافت میکردند.
۴ – قرون وسطی و عصر اسلام :
با سقوط روم، در اواخر قرن پنجم میلادی، دنیای غرب از نظر علوم و فنون گامی عظیم به قهقرا برداشت و ازجمله باغبانی نیز دچار افت کیفی فراوانی گردید. گسترش قلمرو اسلامی و پیشرفت چشمگیر علمی مسلمانان به تقریب همزمان با افول تمدن اروپا و قرون وسطی بود. در میان علوم مختلف، دانش فلاحت (کشاورزی) نزد مسلمانان از اهمیت والایی برخوردار بوده است. شواهد تاریخی نشان میدهند که از یک سو دستورهای اسلامی دایر بر پاداش نیک دو جهانی کشت و کار و از سوی دیگر گسترش قلمرو اسلامی که دارای تفاوتهای اقلیمی و آب و هوایی شدید بودند، همچنین نیاز به غذا، ساختن دارو، مصارف صنعتی و ایجاد آبادانی و خرمی، عوامل بسیار اساسی در پیشبرد دانش کشاورزی در میان مسلمین بوده است.
از آن جمله: احداث باغ و درختکاری در میان مسلمین تا آنجا گسترش داشت که برخی از شهرها و نواحی آن زمان، به واسطه باغها و ریاحین مشهور خود در تاریخ ثبت شدهاند.
برای مثال: باغات طایف، نخلستانهای مدینه، باغهای متعدد در عراق به ویژه در حومه بغداد، نخلستانهای کوفه و باغهای مثمر و غیر مثمر در دمشق را میتوان نام برد.
در آن زمان، سمرقند و سند را با صفاترین گردشگاههای روی زمین میدانستهاند و بخارا را به واسطه درختان و گلهای آن، دلکشترین شهر و به نام شهر باغها میشناختند. علاوه بر این، قصرهای خلیفهها و امیران آنان از اندلس گرفته تا چین دارای باغهای بسیار زیبا با طراحی ویژه خود بوده است که با توجه به ساختار ویژه آنها، میتوان آنها را باغهای دوره اسلام یا باغهای اسلامی نامید.
به طور کلی، در قلمرو اسلامی از اندلس، شام، عراق، ایران، هند تا سایر کشورها، مسلمانان علاوه بر تولید محصولهای باغی، درختان غیر مثمر و ایجاد فضای سبز در درون قصرها به ایجاد باغهای گیاهشناسی و گلکاری نیز می پرداختهاند. در این راستا، نه تنها بذر و نهال ارقام مختلف گیاهان را در باغهای گیاه شناسی جمع میکردند، بلکه دانشمندان این رشته مطالعهها و توصیههایی پیرامون افزایش، شناخت درختان، قلمهزدن، پیوند زدن، حرکت شیره نباتی و حتی کنسرو کردن میوهها داشتهاند که ازمیان آنها ابن عوام را میتوان نام برد.
در این دوره گلهایی مانند: یاسمن و لاله (که توسط مسلمین به اروپا راه یافت) و همچنین درختانی مانند: انار، انبه، انجیر، انگور، پرتقال، خرما، زیتون، زردآلو، لیمو، لیموشیرین، هلو و نارنج را میشناختند و کشت میکردند.
در زمان جنگهای صلیبی و رویارویی نیروهای غرب و اسلام، صلیبیون علوم مختلفی را از مسلمانان کسب کردند و در واقع اولین سنگهای بنای رنسانس اروپا گذاشته شد. در دانش کشاورزی نیز اروپاییها با بردن ارقام درختان و گلها و گیاهان زراعی و تعمیم آن در کشورهای خود و همچنین بهرهگیری از کتابهایی که توسط مسلمین نوشته شده بود بهره وافری بردند. هرچند که بیش از جنگهای صلیبی نیز به سبب تجارت و داد و ستد مسلمین با غرب شناخت و کاشت برخی از درختان میوه به دیگر نقاط جهان، از جمله اروپا رسیده بود.
بهرحال بسیاری از پیشرفتهای شگرف در این رشته هم مدیون آن دسته از دانشمندان اسلامی است که با گردآوریهای خود در راه پیشبرد کشاورزی نقش داشتهاند. برخی از این کتابها عبارتند از:
الفلاحه النبطیه تألیف ابن وحشیه الفلاحه تإلیف ابن عوام،النبات تإلیف ابوحنیفه دنیوری، الجامع فی الادویه المفرده تإلیف ابن بیطار، کتاب النبات و الشجر، تألیف ابی زیبد سعد بن اولی الانصاری، کتاب صفهالنخل، کتاب صفه الزرع، کتاب النبات تألیف القاسمبن معین، کتاب الفلاحه و العماره تألیف محمدبن اسحق الاهواری، کتاب النبات، کتاب الزرع، کتاب النخله تألیف ابی حاتم السید حستانی، کتاب الروضهالزهر تألیف الفتح بن خاقان بن احمد، کتاب النبات، کتاب البستان، کتاب الروضه، کتاب الزهر، کتاب الاشجار، تألیف جابربن حیان و کتاب النبات و الشجر، تألیف عبدالملک بن قریب الاصمعی.

۵ – دوره رنسانس اروپا و آغاز عصر جدید تا اواخر قرن نوزدهم میلادی :
در اوایل قرن چهاردهم میلادی با آغاز رنسانس دراروپا، اروپاییها با استفاده از یافتهها و اختراعهای دانشمندان اسلامی، به تجدید حیات وترقی و تعمیم دادن علوم و فنون مختلف پرداختند. کشاورزی و باغبانی نیز از این جریان بر کنار نماند. و به ویژه درایتالیا و فرانسه، باغبانی پیشرفت فراوانی نمود. کشف دنیای جدید درسال ۱۴۹۲ میلادی باعث شد که گیاهان باغبانی جدیدی به گنجینه موجود در دنیای قدیم اضافه گردد و فن باغبانی به ویژه در بخش سبزیکاری با دریافت گیاهانی مانند: گوجهفرنگی، سیبزمینی ، لوبیا و کدو رونق بسیار بگیرد.
از مهمترین نوآوریها و یافتههای این دوره میتوان:
۱ – کشف یاخته (سلول) توسط رابرت هوک (۱۷۰۳-۱۶۶۵) (Robert Hook)
۲ -کشف دوباره جنسیت درگیاهان توسط رودلف کامراریوس (Rudolph Camerarius) (1665-1721)
۳ -طبقهبندی علمی گیاهان توسط کارل لینه (۱۷۷۸-۱۷۰۷) (Carl von Linne)
۴ -ابداع روش کشت خطی محصولهای یک ساله توسط جتروتال (Jethro Tull) (1731)
۵ -مطالعههای توراثی گرگورمندل (Gregor Mendel) (1884-1882) را نامبرد.
۶ – یکصد سال بعد :
گفته شده که پیشرفت کشاورزی در یکصد سال گذشته، بیش از پیشرفت آن در یک صد قرن قبل از آن بوده است. دلیل عمده این پیشرفت و ترقی سریع، از یک سو، جایگزینی ماشینهای کارآمدتر و به ویژه تراکتورهای دیزلی، به جای افزارها و وسایل شخمزنی اولیه و از سوی دیگر، پیشرفتهای عظیم علمی و فنی دراروپا وآمریکاست. سهم مهمی از این پیشرفت مربوط به متخصصین بهنژادی گیاهان (اصلاح نباتات) است که با ایجاد ارقام جدید، زارعین را قادر ساختند که تراکم بوته را درواحد سطح بالا برده،در ضمن از کودهای شیمیایی به مقدار بیشتری استفاده کنند، و در نتیجه محصول بیشتری به دست آورند. به عنوان نمونه میتوان از گوجه فرنگی نام برد که میزان متوسط محصول آن در آمریکا که تا سال ۱۹۴۰ حدود ۱۲ تن در هکتار بود به دلیل معرفی ارقام جدید و نیز به کار بردن فناوری (تکنولوژی) پیشرفته، در حال حاضر به طور متوسط به بیش از ۴۵ تن درهکتار رسیده است. اوایل قرن نوزدهم، در آمریکا هر زراع فقط برای چهار نفر، قدرت تولید غذا داشت. این رقم در ریال ۱۹۴۰ تنها بالغ به ۱۱ نفر شده بود، ولی در اثر پیشرفت سریع علوم در سالهای پس از جنگ دوم جهانی، به ویژه کشف انواع سمهای آلی کشاورزی مانند علفکشها و نیز ساخته شدن ماشینهای پیشرفتهتر و کاراتر، در سال ۱۹۶۷ به ۳۷ نفر رسید و در حال حاضر به ۵۷ نفر رسیده است.
در کشورهای پیشرفته یکی از علوم که مهمترین اثر را در پیشرفت کشاورزی، و به ویژه باغبانی داشته، علم شیمی است. امروزه، با ساخته شدن انواع کودهای شیمیایی، آفتکشهای آلی و به ویژه تنظیمکنندههای رشد گیاهی، نه تنها میزان تولید محصول در واحد سطح بالا رفته بلکه بسیاری از کارها، مانند کنترل علفهای هرز، تنک کردن گل و میوه، برداشت محصول و حتی هرس کردن، با مواد شیمیایی مختلف انجام میشود و به این ترتیب یک باغدار با کارکمتر غذای بیشتری فراهم میآورد.