امروزه دیدن افرادی که عینک به چشم دارند به قدری طبیعی است که دیدن افرادی که در زمستان کلاه به سر میگذارند. عینکها ابزاری هستند که بینایی را بهبود میبخشند و با تجویز پزشک خریداری میشوند. علاوه بر این عینک امروزه به یکی از اکسسوریهای زیبایی در دنیای مد و فشن بدل شده است و برخی از آنها نه برای تصحیح بینایی بلکه برای زیبایی استفاده میشوند.
متخصصان بسیاری نیز هم در حوزهی پزشکی و بینایی، هم در حوزهی زیباییشناسی وجود دارند که به افراد کمک میکنند که از هر نظر بهترین انتخاب را داشته باشند. آنقدر این وسیله به ابزاری روزمره در زندگی ما تبدیل شده است که فکرش را هم نمیکنیم که روزی وجود نداشته است. تاریخچه عینک ، داستان شروع و توسعهی این اختراع مهم بشر را به ما نشان خواهد داد.
متاسفانه اولین مخترع عینک شناخته نشده است. اما رومیان اولین کسانی بودند که به قابلیت شیشه در بهبود بینایی در هنگام خواندن پی بردند. آنها با شیشههایی بزرگنما دایرههایی کوچک میساختند و برای دید بهتر، از آناستفاده میکردند. مشهور است که تراژدی نویس رومی، «سنکا»، که در سال چهارم پیش از میلاد می زیسته است کتاب ها را با نگاه کردن از طریق یک کرهی شیشهای پُر از آب که باعث بزرگنمایی می شده مطالعه می کرده است.
«نرو» از یک زمرد که آن را نزدیک چشمش نگه می داشته است برای تماشای جنگ گلادیاتورها استفاده می کرده است البته این دلیل کافی برای این نیست که بگوییم رومیها از خواص لنزها اطلاعی داشتهاند زیرا این احتمال وجود دارد که نرو از زمرد به خاطر رنگ سبز آن که باعث کاهش نور خورشید می شود استفاده میکرده است . «پلومی» اصول کلی بزرگنمایی را شرح داده ولی لنزهایی که در آن موقع وجود داشته است برای بزرگنمایی مناسب نبوده است. قدیمی ترین لنز شناخته شده در خرابه های نینوای باستانی کشف شده که از کریستال های سنگی جلا داده شده ساخته شده است و قطر آن یک و نیم اینچ میباشد.
آنچه در تاریخ از عینک یاد شده است، نشان میدهد که اولین عینکی که قابلیت بر چشم زدن داشت در قرن ۱۳ام در ایتالیا ظهور کرد. لنزهای شیشهای برآمدهی اولیه داخل فریمهای چوبی یا چرمی قرار میگرفتند. گاهی اوقات نیز این فریمها از شاخ حیوانات درست میشد. فریمها یا بر روی بینی قرار میگرفتند و یا با وسیلهای از پشت سر بسته میشدند. بیشتر این عینکها توسط راهبان استفاده میشد، اما در دورهی رنسانس محبوبیت آن بیشتر شد و تکنولوژی آن نیز بهبود یافت.

آثار هنری موجود بهترین اثبات بر تاریخچه عینک و وجود چنین عینکهایی هستند، نقاشیهای باقی مانده از دورهی رنسانس، دانشمندانی را نشان میدهد که عینکهای اولیه بر چشم دارند و این عینک ها یا بر روی بینی آنها قرار گرفته و یا از پشت سرشان بسته شده است. عینکسازها، لنزهای عینک را با ضخامتهای مختلف و براساس یک تست بینایی اولیه میساختند. با شهرت یافتن این عینکها، ایتالیاییها آنها را در سراسر اروپا ترویج دادند و اکثرا به دست ثروتنمدان میرسید. از آنجایی که تحصیلات در دورهی رنسانس یک ویژگی ارزشمند به حساب میآمد، عینک کم کم به سمبل هوش و موفقیت بدل شد.
با مطالعهی تاریخچه عینک میتواندریافت که این تکنولوژی برای چند قرن ثابت و بدون تغییر مانده است چرا که پس از آن اولین تصویر واضحی که از عینک میتوان یافت در قرن ۱۷ام است. عینکها کم کم به شکی طراحی شدند که از طریق ابزارهایی در پشت گوش قرار گیرند. شاید مشهورترین عینک مدرن آن زمان عینکهایی با “فریم مارتینی” بود کهتوسط بنجامین فرانکلین ابداع شده بود. او ابتدا لنزها را به دونیم تقسیم کرده و سپس آنها را در یک فریم قرار میداد. در واقع با نگاه به تاریخچهعینک میتوان دریافت که مارتین از پیشگامان در توسعه و ساخت لنز دقیق تر و نازکتر از لنزهای گذشته با فریمهای بادوامتر بوده است.
پس از ساخت فریمهایی که پشتگوش قرار میگرفت، پیشرفت در ساخت و طراحی عینک سرعت پیدا کرد. بنجامین فرانکلین تطبیقپذیری عینک را با اختراع “لنزهای دوکانونی” اضافه کرد. این عینک به افرادی که هم دوربین و هم نزدیک بین بودند این امکان را فراهم میکرد که بدون تعویض عینک و تنها با استفاده از یک عینک بینایی خود را بهبود ببخشند. او برای اولین بار این کار را با تقسیم این دو لنز از وسط و قرار دادنشان در یک فریم انجام داد.
استایل دیگری که در آن دوره اهمیت داشت “عینکهای قیچی شکل” بودند. این عینک ها را در واقع در جیب و یا همراه خود نگهداری میکردند و در صورت نیاز به دیدن منظره یا شی خاص و یا هنگام مطالعه آن را بیرون میآورند. خیلی از افراد علاقهای نداشتند که در بیشتر مواقع عینک به چشم داشته باشند بنابراین این نوع عینک بهترین گزینه برای آنها بود. عینکی که دستههای آن به شکل قیچی بود.
آنچه در تاریخچه عینک آمده است نشان میدهد که با آغاز قرن ۱۹ عینکها هنوز در دسترس همه افراد جامعه نبودند. اما انقلاب صنعتی تولید و توزیع لنز و فریم عینک را تسهیل کرد و بیشتر مردان و زنانی که برای چشمان خود نیازمند عینک و بهبود بودند، به آن دسترسی یافتند. عینک های مخصوص آستیگمات نیز در این دوره برای اولین بار ساخته شدند.
با ظهور تکنولوژی هایی که دقت عینکها را افزایش میدادند و علاوه بر این پیشرفت در علم چشم پزشکی در قرن نوزدهم، تاریخچه عینک رنگ دیگری در قرن بیستم به خود دید و آن وارد شدن عینک به عرصهی مد و فشن بود. عینکها در این دوره با طراحیهای زیباتر و ظریفتری وارد بازار مشتریان شدند. فریمهایی با شکلها ، جنسها و رنگهای مختلف برای چهرهها و رنگ پوست و موهای مختلف طراحی و تولیدشدند.
برای مثال تئودور روزولت « عینک دماغی (پینس نز)» به چشم میزد، عینکهایی که دسته نداشتند و روی بینی قرار میگرفتند، این عینک در اویل قرن بسیار مشهور بود اما با گذشت زمان تازگی خود را از دست داد و از مد افتاد. امروزه بازهم از این نوع عینکها در طراحی عینکهای خاص استفاده میکنند برای آنهایی که علاقهی زیادی به طرحهای قدیمی و خاص دارند.
با گذشت زمان و ظهور مواد پلاستیکی قوی بیشتر عینک ها به جای فریمهای فلزی، چوبی و استخوانی، با «فریمهای پلاستیکی» تولید شدند. چرا که پلاستیکها به راحتی قابل شکل دهی بودند و با وجود آنها مدلها و طرحهای مختلفی از عینک روانهی بازارشدند. قرن بیستم را میتوان قرن رواج “عینکهای آفتابی” نیز نامید، با وجود این که عینکآفتابی برای اولین بار در چین و در قرن دوازدهم، نه برای بهبود دید بلکه برای محافظت در برابر نور خورشید، ابداع شده بود. همچنین از این عینکها در دادگاهها نیز استفاده میشد تا اینکه کسی حالت آنها را به هنگام حرف زدن متوجه نشود.
نزدیکترین ابداعات بشر در تاریخچه عینک که تاثیر چشمگیری در صنعت عینکسازی و بینایی داشت ابداع لنزهای رنگی و لنزهای پلاستیکی بودند که به ترتیب به منظور محافظت چشم در برابر آسیبهای نوری خاص و سبکتر شدن عینک، تولید و روانهی بازار شدند.
به این ترتیب عینک به شکلی که امروزه در دسترس ما قرار دارد، درآمد.