ماهنامه مصداق ۱۷ فروردین ۱۳۹۹ - 6 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

تعدیل! پاداش جهاد سلامت نیست

انتشار شگفت انگیز ویروس کرونا در جهان باعث شده تا رکورد جدیدی در فهرست بیماری‌های فراگیر و شیوه مواجهه با آن ایجاد شود. بیماری که به سرعت کشورها را درگیر کرد و شاید سنگ محکی شد برای سنجش قابلیت‌ها و توانمندی‌های نظام پزشکی کشورها در برابر ویروسی که مرموزانه و هدفمند سلامت جوامع را به خطر انداخته است.

مواجهه دولت‌ها و به خصوص نظام سلامت کشورها با این بیماری فراگیر خود حدیث مفصلی است که پرداختن به آن در این مقاله نمی‌گنجد ولی اشاره‌ای گذرا به آن ما را به بحث‌مان نزدیک‌تر خواهد کرد.

در نظام‌های سرمایه‌داری مثل کشورهای  اروپایی از جمله ایتالیا و فرانسه، علیرغم پیشرفت‌های فرهنگی و اجتماعی در این کشورها شاهد بودیم که بیماران با سنین بالا امکان خدمات درمانی را از دست داده و عملاً جامعه پزشکی غرب به حذف آنها راضی شده تا بتواند جوان‌ترها را حفظ کند و خدمات درمانی را به گروه سنی پایین‌تر ارائه نماید.

در ایالات متحده آمریکا نیز وضعیت به همین‌گونه و شاید اسف بارتر از این بود. به گونه‌ای که در کنار شومن بازی‌های سیاستمداران  این کشور، از جمله رئیس‌‌جمهور ایالات متحده مشاهده می‌کنیم که خدمات درمانی به مردم در بستری ضعیف انجام شده و صدای کادر درمانی بیمارستانها را درمی‌آورد و در برابر این اعتراضات جامعه پزشکی و پرستاری، برخورد قهریه دولت آمریکا نمود پیدا می‌کند.

این وضعیت در کشورهای شرقی مثل ژاپن، چین و کره جنوبی شکل انسانی‌تر و مدرن‌تری به خود می‌گیرد و گویا فرهنگ شرقی که مبتنی بر پایه‌های احترام است اجازه نمی‌دهد تا طبقات سنی ملاک درمان قرار گیرند و به همین ترتیب روند کنترل بیماری و ارائه خدمات به بیماران شکل انسانی‌تری دارد.

در کشور ما موضوع شکل دیگری داشت و این تفاوت بیش از هر چیز دیگر ریشه در باورها و ارزش‌ها، توانمندی های پزشکی و پرستاری و از سوی دیگر تحریم‌های ظالمانه  اقتصادی آمریکا و اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران داشت و دارد.

انتشار اولین اخبار از شیوع بیماری کووید۱۹ در ایران ، جامعه پزشکی و پرستاری کشور را به نوعی در حالت آماده‌باش خود‌جوش و جلوتر از دستورالعمل‌های دولتی درآورد و تمام بیمارستان‌های کشور و دانشگاه‌های علوم پزشکی در حوزه مسئولیت‌های خود وارد عمل شده و ضمن اهتمام به درمان بیماران کووید ۱۹، روند تحقیق و پژوهش در باره این بیماری به یک نهضت علمی – پزشکی در کشور تبدیل  نمودند، به گونه‌ای که در همان روزهای نخست جامعه پزشکی کشور توانست بایدها و نبایدهای مصرف دارویی و درمانی را یافته و بدون اولویت دادن برای ثبت این دست آورد‌های علمی در مجامع علمی- پژوهشی آنها را  رسانه‌ای کردند. از توصیه به مصرف تخم مرغ و زنجبیل و مرطوب نگه داشتن گلو گرفته تا عدم استفاده از دارو هایی نظیر ایبو بروفن برای تسکین درد فوری به عنوان توصیه‌های پزشکی مطرح شد. سپس در نخستین گام از تحقیقات علمی مشخص شد که استفاده از ترکیبات دارویی مورد استفاده برای بیماری مالاریا و یا استامینوفن و غیره در درمان بیماری مفید است و درنهایت نیز رسیدن به فرمول درمانی مشخص و تهیه کیت‌های تشخیص توانست رتبه ایران را در بیماری کرونا و تلفات ناشی از آن به سطح قابل قبولی بکشاند. در این میان انتشار اخبار مربوط به آلوده شدن کادر درمانی و پرستاری به ویروس کرونا و از دست دادن جان بزرگ مردان و زنان حافظ سلامت بسیار دردآور بود که مرتب شنیده می‌شد.

اما درد آورتراز این اخبار، بی مهری برخی بیمارستانهای خصوصی به کادر درمانی بود که نه تنها باعث رنجش خاطر پرسنل این بیمارستانها شد بلکه قلب مردم را نیز به درد آورد.

خبر تعدیل نیروی انسانی و کادر درمانی بیمارستان‌های خصوصی به دلیل‌حفظ منافع صاحبان و سرمایه گذاران بیمارستان‌های خصوصی می‌توانست به یک شوک‌خبری در سطح جامعه تبدیل شود ولی با عقب‌نشینی ظاهری تعدادی از این بیمارستان‌ها که مورد کاوش خبری قرار گرفتند، این آتش فرو نشست.

این نوع نگاه غیر منصفانه و غیر معقولانه به پرسنل بیمارستانی و پرستاران که ریشه در منفعت طلبی و سود جویی برخی سرمایه‌گذاران بیمارستان‌های خصوصی دارد  آنقدر سخیف و کوته بینانه بود که رسانه‌های جمعی و اجتماعی حاضر به عبور از آن نشدند و این سوژه خبری همچنان برای رسانه‌ها جذابیت پرداختن را دارد.

عجیب است که سرمایه‌داران‌بیمارستانی که سال‌هاست با تعرفه‌های پزشکی آزاد در بیمارستان‌های خصوصی پول پارو می‌کنند به راحتی می‌توانند تصمیم بگیرند که پرستاران و کادر بیمارستانی را به دلیل گسترش نبرد بیماری علیه سلامت جامعه تعدیل کنند و حاضر نیستند در ازای سالها درآمدهای کلان، بخشی از بار اقتصادی جامعه را بر دوش کشیده و نیروهای خود را نیز تحت پوشش قرار دهند.

پرستارانی که بخش مهمی از وظایف بیمارستان و حتی پزشکان را به عهده گرفته و سال‌ها راهگشای آنها برای سرعت بیشتر در جراحی‌ها و معاینات پزشکی بوده‌اند، به یکباره در معرض تهدید بیکاری قرار گرفتند و این امر باعث شد تا رسانه‌ها به فراخور حال و میزان توان و تأثیرگذاری اجتماعی خود وارد موضوع شوند.

به هر حال، هر چند که بیمارستان‌های خصوصی مجبور شدند تا از مواضع متخذه عدول نموده و اعلام کنند که تعدیلی انجام نخواهند داد ولی گزارش‌های دریافتی‌حاکی از آن است که این اتفاق غیر‌حرفه‌ای‌ در مواردی انجام شده است که شاید جبران‌شود.

نکته قابل تأمل این جاست که ‌به ‌نظر

می‌رسد دولت باید یه عملکرد بیمارستان‌های خصوصی نظارت بیشتری داشته و با دریافت این پیام که منافع سرمایه‌گذاران در اولویت آنهاست ! اجازه تضییع حقوق پرستاران و کادر درمانی در شرایط کنونی و هیچ زمان دیگری را ندهد.

وزارت بهداشت می باید در اسرع وقت به تهیه گزارش وآمار دقیق از رویه عملکرد بیمارستان‌های خصوصی اهتمام ورزیده و کمیسیون مربوطه در مجلس‌شورای‌اسلامی نیز تحقیق در این باره را در دستور کار خود قرار دهد و در صورت لزوم تدوین آئین نامه، لایحه و یا طرح مؤثر در این‌باره مورد توجه آنها قرار گیرد.

نویسنده
محسن مرادی
مطالب مرتبط
نظرات