اولین اثری که از زنبور عسل بدست آمده فسیلی است متعلق به چهل میلیون سال قبل که در آن زنبور عسل در داخل صمغ درخت محبوس شده و این فسیل در موزه زنبور عسل شهر واریما در آلمان نگهداری میشود .
اولین اثرنقاشی مربوط به زنبورعسل در یکی از غارهای اسپانیا بدست آمده که در آن شخصی را نشان می دهد که از داخل شکاف صخره های سنگی عسل برمی دارد . این اثر ۱۲۰۰۰ سال پیش به وسیلهء غارنشینان همان نقطه برروی دیوار غار نقاشی شده و هنوز هم در آنجا به همان صورت باقی است .
ارسطودانشمند معروف یونانی و معلم اسکندر کبیر در سال ۳۵۰ قبل از میلاد کتابی در باره زندگی زنبور عسل نوشت. این اولین کتابی است در تاریخ که درباره ی زنبور عسل نوشته شده است .
در سال ۱۸۵۱ یک امریکائی به نام لانگستروت قابهای متحرک کندوی زنبور عسل را تعمیم داد و با این کار بزرگترین پیشرفت در تاریخ زنبور داری جهان را بوجود آورد بطوری که تمام اصول زنبورداری امروز ی روی پایه هایی قرار دارند که وی ایجاد کننده اش بود .
یک کندوی خوب در فصل فعالیت شدید (در اطراف تهران اوایل خردادماه) میتواند ۸۰۰۰۰و کندوی متوسط ۵۰۰۰۰ زنبور داشته باشد . همین کندو معمولا در زمستان تعداد زنبورهایش به ۹۰۰۰عدد و یا کمتر تقلیل پیدا میکند .
زنبور عسل برای اینکه یک قاشق چایخوری عسل جمع کند بایستی فاصله ای برابر تهران تا برلین را طی کرده و در بین راه دو میلیون بار روی گلها بنشیند .
از هرسه گرم شهدی که زنبور عسل از روی گلها جمع آوری میکند. در کندو آنرا غلیظ و تبدیل به یک گرم عسل مینماید . برای غلیظ کردن شهدهای جمع آوری شده در روز زنبور عسل آنرا پس از غروب خورشید دوباره از داخل شان ها مکیده و وارد کیسه عسلی اش میکند . در آنجا کمی از آبش را جذب و مقداری دیاستاز برویش اضافه نموده داخل شانها می گذارد . زنبور بعدی آنرا مکیده و همین عمل را تکرار میکند . این کار آنقدر ادامه می یابد . تا عسل به غلظت طبیعی خود برسد . دراین وقت است که به سلولی که عسل غلیظ شده در آنجا انبار شده حمل و پس از پر کردن آن سرش را با موم می پو شانند .
یک زنبور عسل برای تهیه یک گرم عسل بایستی روی ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ گل بنشیند و برای جمع کردن یک کیلو گرم عسل معادل هفت بار دور زمین پرواز کند .
ملکه تخمهایی به وزن هر کدام ۵/۰ میلی گرم می گذارد یعنی وزن ۲۰۰۰عدد آن فقط یک گرم میشود . این تخمها ۷۲ ساعت (سه روز )پس از گذاشته شدن باز شده و لارو سفید رنگ هلالی شکلی به وزن ۳/۰ میلی گرم از آن خارج می گردد. لارومزبور از غذاهای فراوانی که فوری به وسیله زنبورهای پرستار در اطرافش گذاشته میشود به مقدار زیاد خورده و بسرعت عجیبی رشد میکند بطوری که ۱۵۰ ساعت بعد از تولد از تخم وزنش ۵۰۰ برابر یعنی ۱۵۵ میلی گرم میشود. وی برای اینکه بتواند این ازدیاد حجم فوقوالهاده را ممکن سازد چهار بار (یعنی روزی یک بار )در همین مدت پوست می اندازد
مدت لازم برای رشد زنبور عسل از تخم تا حشره کامل برای زنبور ملکه ۱۶روز، زنبور کارگر ۲۱روز و زنبور نر ۲۴روز می باشد .
لاروها در روزهای اول به علت رشد سریع به غذای زیادی احتیاج دارند به همین دلیل تعداد زیادی از پرستارها سرشان را به داخل سلولهائی که لاروها در آن قرار دارند فرو برده و مواد غذائی لازم را که از غدد شیری آنها ترشح میشود به وسیله خرطوم به صورت مایع سفید رنگی در کنار لاروها میریزند . این کار ممکن است تا ۲۰۰۰ بار در روز وسیله زنبورها(البته فقط در روزهای اول زندگی )تکرار گردد.
زنبورکارگر پس از آنکه از سلولهایش به صورت یک حشره کامل خارج شد نمی تواند فورا”پرواز کند بلکه بایستی مدتی را در داخل کندو بکار مشغول گردد .وی از سیزدهمین تا هیجدهمین روز پس از تولد به وسیله غدد زیر شکمی خود صفحات مومی بسیار کوچکی ترشح می نماید که وزن یک میلیون و دویست و پنجاه هزار عدد آنها یک یک گرم میشود . موم ترشح شده را زنبور با پاها اززیر شکم جدا کرده بدستها داده و از آنجا به آروارها انتقال میدهد سپس آنرا جویده و قسمتی از دیواره ها ی شش ضلعی سلول را می سازد که بزودی محل تخم ریزی ملکه یا ذخیره گرده گل و یا عسل خواهد شد . ضخامت دیواره های این سلول در قسمت پایین ۲۰/۱میلیمتر و در بالا کمی بیشتر است .
قانون چهل روزی :مدت لازم برای تبدیل یک تخم به کار گر کامل ۲۱ روز است . کار گر کامل پس از تولد ۲۱ روز هم قادر به پرواز نبوده و این مدت را باید در داخل کندو و به خدمات مختلف از قبیل تمیزکردن حفره ها- پرستاری «موم سازی » و دفاع در مقابل حشرات خارجی بپردازد . آنگاه می تواند آوردن بار از خارج به کندو را شروع کند بنا براین تخمی که امروز گذاشته شد چهل روز بعد تبدیل به کار گر گرده و یا عسل آور میشود . دانستن این مدت برای زنبور دار خیلی مهم است زیرا زنبوردار که وقت تقریبی شروع شکوفه ها ی منطقه خودش را می داند خواهد توانست ملکه های جمعیت های خود را از چهل روز پیش یا کمی زود تر با دادن شربت تحریکی به تخمگذاری ملکه را افزایش داده تا هنگام باز شدن شکوفه ها جمعیت قوی بوده هم مقدار عسل بیشتری به کندو بیاورد و هم گرده افشانی درختان میوه را بهتر انجام دهد برای اینکه زنبورداران موضوع فوق را هرگز فراموش نکنند آنرا به نام قانون ((چهل روری ))نامیده اند .
در سطح و حجم مساوی در ساختمان شش ضلعی نسبت به شکلها و حجم های دیگر هم کمترین مقدار مواد اولیه بکار میرود و هم اینکه از سایر شکلها محکمتر و مقاومتر است انتخاب حفره های شش ضلعی سلولها در شان برای گذاشتن عسل سنگین وزن (وزن عسل ۴/۱)یکی از شاهکارهای درک محاسبات معماری و ریاضی این موجود ات است . ملکه در این سلولها تخم نر و تخم کار گر می گذارد و کار گران شهد و گرده گل جمع آوری و در آن ذخیره می کنند .
زنبور عسل هنگام پرواز پرهایش را حدود ۲۰۰ بار در ثانیه تکان می دهد و سرعت طبیعی پروازش تقریبا ۳۰ کیلومتر در ساعت یا بطور متوسط ۵۰۰ متر در دقیقه است
زنبور عسل هرگز نمیخوابد زیرا تا کنون پدیده ای شبیه خواب در وی دیده نشده و در بهار و تابستان روزها شهد گل را جمع آوری و به کندو آورده داخل سلولها جمع میکند. شبها آنرا از سلولها مکیده در داخل عسلدانش غلیظ و تبدیل به عسل کرده و از راه جدارعسلدان موادی به نام دیاستاز برآن میافزاید . بنا براین عسل تنها شهد غلیظ شده گلها نیست بلکه مواد دیگری نیز به وسیله بدن زنبور عسل بر رویش اضافه شده همین مواد اضافه شده هستند که به عسل ارزش فوق العاده ای می دهند . وقتی که سلول پر از عسل شد زنبور رویش را به وسیله سر پوشی که از موم خالص و غیر قابل نفوذ هواست میپوشاند تا خراب نشده در زمستان بتواند از آن استفاده کند . سر پوش مومی را که با آن سلولهای لارو ها را می پوشاند بر عکس سر پوش عسلی قابل نفوذ در مقابل هوا می باشد . زیرا لاروها برای زنده ماندن به هوا ی تنفسی محتاجند . برای قابل نفوذ کردن آن زنبورها مقداری گرده گل را با موم مخلوط می نمایند . دیاستازها در مقابل گرمای شدید مقاومت نداشته و بهمین دلیل عسل داغ شده فاقد ارزش بیولوژیکی است.
مقدار عسلی را که زنبور در زمستان می خورد تقریبا یکصد گرم در روز برای هر زنبور باید حساب کرد که مصرف روزانه و زمستانی یک کندو با ۱۰۰۰۰زنبور حدود ۱۰۰ گرم میشود دلیل این مصرف کم هم این است که در هوای سرد زمستان (وقتی که گرما کمتر از ۸ درجه بالای صفر باشد )تمام وقت زنبورها به صورت یک گلوله دور هم جمع شده و گرمایی را که بدنشان با خوردن عسل تولید میکند داخل گلوله حبس میکنند بطوری که هر چه هوای خارج سرد و طاقت فرسا باشد در نزدیکی های مرکز گلوله گرما بین ۱۸ تا ۲۰ درجه خواهد بود . هر یک از زنبورها در این گلوله یک حرکت دائمی از سطح به داخل و از داخل به سطح انجام می دهند بدینوسیله زنبورهای داخل گلوله که گرم شده اند جا برای زنبورهای سرد شده سطح گلوله باز میکنند و بعد از گرم شدن اینها جریان برعکس میشود .برخلاف همه زنبور ها ملکههمیشه در نزدیکی های مرکز گلوله زندگی میکند و به سطح نمی آید .
در زنبورها حس بخصوص برای سنجش گرما وجود دارد که فوقوالهاده دقیق است بطوری که حتی ۲/۰درجه گرما را براحتی تشخیص می دهند. برای مقایسه کافی است در نظر داشته باشیم که انسان تغییرات دو درجه را هم نمی تواندتشخیص بدهد . به کمک همین حس است که وی قادر است در بهار و تابستان حرارت داخلی کندو را در حوالی ۳۵ درجه ثابت نگه دارد
ملکه که قدش کمی تراز تر از کارگرهاست (کارگر ۱۵ میلی متر و ملکه و زنبور نر ۲۰ میلیمتر )در تمام مدت زندگی اش فقط دو بار نور خورشید را می بیند. اولین بار هنگام پرواز جفتگیری و بار دوم در موقع بچه دادن. وی تمام زندگیش را داخل کندو می گذراند و در بهار و تابستان و مدتی هم در پاییز مشغول تخمگذاری بوده و زمستان را به استراحت می پردازد.
ملکه در آب و هوای ایران مرکزی از اواخر بهمن یا اوایل اسفند تخمگذاری را شروع کرده روز بروز بر تعداد تخمهایی که می گذارد می افزاید (در شرایط آب و هوای کرج)تا آنجا که در اوآخر اردیبهشت و اوایل خرداد ماه است روزانه تا ۲۵۰۰ عدد تخم بگذارد که وزن تخمها ی گذاشته شده در یک روز از وزن خود ملکه نیز زیاد تر میشود (وزن هر تخم ملکه ۵/۰میلی گرم است).
ملکه که تخمگذاری را از اواخر بهمن یا اوایل اسفند ماه آغاز می نماید همراه با طویل تر شدن روز بر تعداد تخمهایی که روزانه می گذارد می افزاید تا در اول تیر به اوج خود برسد و از آن به بعد باز هم با کوتاه شدن روز از تعداد ش مرتب می کاهد تا در حدود آبان ماه تخمگذاری را کاملا قطع میکند. در استان های شمالی ایران به علت ملایمت هوا در زمستان تخمگذاری قط نمیگردد و اگر هم قطع شود مدتش خیلی کوتاه است. نتیجه اینکه تخمگذاری ملکه متناسب با طول روز هر چه روز طویلتر شود ملکه بیشتر و هر چه کوتاهتر شود ملکه کمتر تخم می گذارد البته محیط هم از لحاظ گل باید حتما مساعد باشد.
زنبورعسل مزههای ترش و شیرین و شور را تشخیص میدهد ولی قادربه تشخیص مزه تلخ نیست
وزن یک زنبور معمولی حدود ۸۰ میلیگرم است یعنی وزن ۱۲ عدد زنبور کارگر یک گرم میشود.وزن یک زنبور نر حدود ۱۰۰ میلیگرم و در نتیجه وزن ۱۰ زنبور نر یک گرم میشود. وزن یک ملکه در حال فعالیت حدود ۲۵۰ میلی گرم یعنی هر ۴ ملکه تقریبا” یک گرم وزن دارد .
ملکه حداکثر پنج سال عمر میکند . در تمام مدت زندگیش معمولا یک بار در صورت لزوم ۲یا ۳ بار آنهم در در هفته اول زندگی پرواز جفتگیریش را انجام داده و در همان پرواز ها حداقل با ۱۲ زنبور نر جفتگیری میکند . نرها در حال جفتگیری به علت انقباض شدید عضلات تنفسشان خفه شده و میمیرند مواد نرینه یا اسپرم به داخل کیسه ذخیره اسپرمی که در بدن ملکه وجود دارد مکیده و تا مدت سه سال در تولید مثل از آن استفاده میشود .
هر چقدر تخمگذاری ملکه بیشتر باشد جمعیتش قورتر و پر محصولتر خواهد بود . از مجموع تعداد تخمی که یک ملکه در تمام مدت زندگیش قادر است بگذارد ۵۰در صدش را در سال اول ۳۰ درصدش را در سال دوم زندگیش گذاشته و ۲۰ در صد بقیه را در سالهای بعد (مثلا از قرار سالی حدود ۷ درصد ) می گذارد . نتیجه میگیریم . که به نفع زنبوردار است که از هر ملکه حداکثر دوسال استفاده کرده و سال سوم بدون شک و تردید ملکه ء جوانتری را جانشین آن کند در این حال کندو همیشه پر قدرت و قوی و پر محصول خواهد ماند . بعضی ها ملکه را همه ساله عوض میکنند که خیلی بهتر از تعویض هر دو سال یک بار می باشد.
ملکه ۴تا۵روز از تولدش به سن بلوغ رسیده و برای جفتگیری آمادگی پیدا میکند . این آمادگی و قدرت حداکثر ۴۰ روز در وی باقی می ماند و پس از آن برایهمیشه از بین می رود. چنین ملکه ای دیگر نخواهد ملکه ای دیگر نخواهد توانست جچفت گیری کند و بایستی از بین برود . ملکه پس از جفت گیری به کندویش برگشته و ۲ الی ۳ روز بعد اولین تخمهارا می گذارد. و زنبور نر ۱۲روز تولد به سن بلوغ رسیده و قادر به جفتگیری است . زنبور کارگر با وجود اینکه مثل ملکه ماده است ولی هرگز جفتگیری نمیکند چون قادر به جفتگیری نیست
شعاع پرواز زنبور کار گر چهل کیلو متر است که وی بندرت تا این اندازه از کندویش دور میشود معمولا سعی میکند که بیش از ۲ کیلومتر از کندویش فاصله نگیرد ولی شعاع پرواز اقتصادیبرایش فاصله کمتر از ۷۰۰ کیلومتری کندو است چون در اینحال مقدار شهدی که به کندو میآورد بیشتر است . این فاصله هرچه کمتر باشد بهتر است . زنبور نر تا شعاع ۶۰ کیلومتر ی نیز دیده شده .
مقدار آب موجود در شهد های مختلف گلها متفاوت بوده و بطور متوسط ۷۰ درصد است که زنبورها پس از حمل آن به کندو با گرفتن مقداری از آبش آنرا غلیظ نموده و شهد را تبدیل به عسل می کنند . در عسلی که در ایران تهیه می گردد حدود ۲۴ درصد آب وجود دارد . زنبورها در هوای اشباع شده شمال ایران قادر نیستند بیش از این آب آنراتبخیر کنند به همین دلیل عسلهای شمال ایران رقیق ترند .
از جمله خواص عسل این است که ذرات اب موجود در هوا را بشدت بخود جذب میکند و در نتیجه رقیق میشود . بنا براین عسل را چه در شمال و چه در مرکز و چه در نقاط مرطوب و چه در نقاط خشک باید فقط در ظروفی با سرپوش محکم نگهداری کرد وگرنه ذرات آب موجود در هوا را کمکم بخود جذب کرده و مثل آب رقیق می گردد .
گرده گل سلول جنسی نر گیاه بوده و تعداد آن در گیاهان مختلف فرق میکند بطور مثال هر گل قاصد دارای ۲۴۰/۰۰۰ و گل فندق ۴۰۰۰/۰۰۰ گرده می باشد یک گل ذرت حتی ۵۰/۰۰۰/۰۰۰ عدد گرده دارد مقدار مواد پرتئینی در گرده بیدمشک از این قائده مستثنا است و مواد پرتئینی آن تا ۵۱/۲درصد هم می رسد . این موضوع باعث ارجحیت گرده گل بیدمشک بر گرده خیلی از گلها می گردد و به همین دلیل هم کاشت در ختهای بیدمشک در نزدیکی زنبورستانها همیشه توصیه میشود
تنهاجمعیتهایی که در اواخر تابستان پس از برداشت آخرین محصول به کمک شربت تقویت شده اندو در پاییز و زمستان قوی و یا حتی خیلی قوی باشند( مثلا در اول بهمن ماه هشت قاب زنبور داشته باشند ) قادرند در اول بهاراز گلهای درختان میوه یک محصول کامل عسل بدهند . چنین جمعیتی در تابستان (در صورت وجود گل به اندازه لازم )یک محصول دیگر هم می دهند . جمعیت های ضعیف شهد گلهای در ختان میوه را مصرف ازدیاد داخلی یعنی رشد خود کرده و دیگر به جمع آوری عسل از آن نخواهند بود . در نتیجه مقدار محصول سالانه شان خیلی کمتر است .

قاب عسل که دو طرفش پر از عسل سر پوشیده باشد هر دسی متر مربعش حدود ۲۳۰ گرم عسل دارد (دسیمتر مربع معادل سطحی است که ۱۰ سانتیمتر طول و ۱۰ سانتیمتر عرض داشته باشد)
در هر موقع از سال که مقدار ذخیره ی یک کندو کمتر از سه کیلو باشد بایستی فوری به جمعیت آن تغذیه ی دستی داد . در غیر این صورت ملکه مقدار تخمگذاری را کم کرده و ممکن است حتی کاملا آنرا متوقف کند . که نتیجه آن برای جمعیت و ناتوانی و برای زنبورداری بی محصولی یعنی خسران و زیان مالی است .
جمعیت قوی زمستانی به جمعیتی میگوییم که در اواسط زمستان زنبور های آن دو طرف ۷ تا ۸ قاب را بپوشانند که در این حال زنبور هایش تقریبا معادل ۹۰۰۰ عدد خواهد بود .
بعداز برداشت آخرین محصول عسل در مرداد یا شهریور ماه مقدار عسلی را که یک جمعیت که در زمستان ۸ قابی باشد بطور متوسط تا رسیدن اولین گلهای بهاری می خورد بطور خیلی تقریب به قرار زیر است :
مهر ماه ۵۰۰ گرم، آبان ماه ۵۰۰ گرم، آذر ماه ۵۰۰ گرم، دی ماه ۵۰۰ گرم، بهمن ماه ۱۰۰۰ گرم (به علت شروع تخمگذاری )، اسفند ماه ۲۰۰۰ گرم، فروردین ماه ۵۰۰۰گرم
وقتی گرما ی هوا از ۸ درجه بالاتر رفت زنبورها کندوها را رها کرده و به جستجو ی گرده و شهد می پردازند . در چنین حرارتی هنگام ظهر می توان کندوها را خیلی سریع کنترل کوتاهی نمود هر گاه نقصی دیده شد در دفتر چه مخصوص همین کار یاداشت و در اولین فرصت بعدی رفع نقص نمود .
۴۷-وزن مخصوص عسل ۱/۴و PH آن ۴ است . وزن مخصوص موم ۰/۹۶و سبکتر از آب است بطوری که هر گاه یک قطعه موم را در آب بگذاریم در سطح آن شناور می گردد. نقطه ذوب آن ۶۳ درجه می باشد . وزن مخصوص زهر زنبور عسل ۱/۳ و PH آن ۵/۲ است . نقطه ذوب بره موم ۸۳ درجه سانتیگراد می باشد.
قطر سلولهای مومی کار گران ۵/۳و سلولهای نر ۶/۹میلیمتر و عمق هر دو ی آنها ۱۲ میلیمتر است . زنبورها عمق سلولهایی را که داخلشان عسل می خواهند بگذارند تا ۱۸ میلیمتر هم ممکن است برسانند .
تعداد زنبورهایی که دو طرف یک قاب یا شان نرمال را کاملا پر کرده اند ۱۵۰۰ عدد می باشد یعنی هر طرف حدود ۷۵۰ عدد است .
وزن مقدار گرده گلی را که هر بار با خود به کندو حمل میکند برابر نصف وزن خودش یعنی حدود ۴۰ میلی گرم است .وزن شهدی را هم که وی هر بار به کندو می آورد نیز در همین حدود می باشد .
برای تشخیص عسل رسیده ار عسل نارس قاب محتوی عسل را با دست چپ کمی کج گرفتهد و با دست راست ضربهد ای محکم روی دست چپتان وارد کنید . اگر عسل به صورت قطراتی از قاب بیرون ریخت عسل نارس بوده واگر نریخت رسیده است . اعتقد عامیانه مردم مبنی بر اینکه زنبورها عسل رسیده را موم می پوشانند و عسلی را که سر ش پوشانده نشده نارس است صحیح نیست. زیرا نژادهایی از زنبور عسل وجود دارند که اصلا سر سلولها رای پر از عسل را هر گز نمیپوشانند .
زنبور سوراخها یا درزهای جدار کندو را که قطر پهنای آن از ۴میلیمتر کمتر باشد با بره موم و هر گاه بیش از ۷ میلیمتر باشد با موم خالص مسدود میکند و سوراخهایی که قطرشان بین ۴ تا ۷ میلیمتر باشد و همچنین سوراخهای کف کندو را دست نزده و بحال خودشها می گذارد.
یک جفت تخمدان ملکه جمعا”دارای ۳۵۰ لوله است که در انتهای آنها تخم تولید میشود برای اینکه ملکه در شدت فعالیتش ۲۵۰۰ عدد تخم در ۲۴ ساعت بگذارد باید هر یک از این لوله ها در روز ۷ عدد تخم درس کنند . بنا براین هر لوله یک تخم در ۳/۵ساعت می سازد.
زهری که از نیش زنبور عسل خارج میشود از لحاظ ترکیبات شیمیایی از خانواده زهر مار است ۲۰ عدد نیش زنبور در فاصله کوتاه قادر است یک انسان را بکشد اسب حساسیت زیادتری به زنبور عسل داشته و فقط با ۶ نیش تلف می گردد . زهر زنبوردر زنبوردارها موثرنیست چون بدن آنها بتدریج مصونیت پیدا میکند .
زنبور ها دو نوع پستانک یا سلول ملکه میسازند :
الف – وقتی که خودشان تصمیم به تعویض ملکه ضعیف یا ناقصشان بدون بچه دادن را بگیرند . در اینحال پستانک را در وسط قاب درست میکنند.
ب- هنگامی که بخواهند بچه بدهند پستانک یا پستانها را در حاشیههای قاب میسازند.
در اواخر زمستان اگر مایل بودید بدانید که در کندویی آیا ملکه تخم گذاری را دوباره و پس از گذراندن دوره استراحت پاییزی و زمستانی از سر گرفته یا خیر می توانید این کار را با نگاه کردن به سوراخ پرواز کندوی مورد نظر انجام دهید. بدین طریق که اگر زنبورهای کارگر را در حال حمل گرده ی گل وسیله دو پای عقبشان به کندو دیدید مطمئن باشید که ملکه در حال تخمگذاری است و دیگرباز کردن کندو و ناراحت کردن زنبور ها لزومی ندارد .
بر خلاف مشهور عسل مدفوع زنبورنیست بلکه زنبور عسل شهد را به وسیله خرطوم و دهانش از روی گلها جمع آوری و به کیسه عسلی که در داخل شکمش قرار دارد انتقال داده و پس از آنکه کیسه مزبور پر شد (ظرفیت کیسه عسلی ۴۰ میلی گرم ) به کندو برگشته از راه دهان و خرطوم آنرا برگردانده در داخل سلولهای شش گوشه ای شانها بطور موقت انبار میکند . هنگام شب که وی به دلیل تاریکی قادر به خروج از کندو نیست همراه با سایر زنبورها آنرا از داخل سلولها برداشته و با چند بار بلعیدن و بیرون دادن آبش را گرفته شهد را غلیظ و تبدیل به عسل میکند .
رنگ و مزه و بوی عسل هیچ ارتباطی با نژاد زنبور ندارد تنها به گلهایی بستگی دارد که زنبور شهد ها را از آنجا جمع آوری میکند . مثلا عسل اسپرس خیلی خوشمزه و عسل گل آفتابگردان بی مزه است و هر دو هم خالصند.
عسلی که شکرک بزند حتما عسل خالص و عسلی که شکرک نزند ممکن است خالص یا ناخالص باشد . بطور کلی همه عسل های خالص شکرک می زنند ولی مدت لازم برای شکرک زدن عسلهای مختلف باهم فرق میکند. بطور مثال عسل کلزا چند روز پس از اکستراکتور کردنش شکرک زده و عسل اقاقیا به چهار سال وقت احتیاج دارد تا شکرک بزند .
زنبور عسل فقط در حال پرواز قادر به دفع مدفوع است به همین جهت هرگز در داخل کندو مدفوعش را دفع نمیکند و لو اینکه یکماه یا بیشتر نتوانند کندویش را ترک نمایند .
در فصل گل و شکوفه زنبورهای کارگر که عسلدانشان پر از شهد یا عسل باشد می توانند به هر کندو که مایل باشند وارد شوندولی قبل از خروج به وسیله سربازان محافظ بازرسی می شوند و تنها هنگامی به آنها اجازه خروج داده میشود که تمام عسلهایشان را داخل سلول گذاشته و عسلدانشان هنگام خروج خالی باشد

زنبور نر هرگز نیش نمیزند چون اصلا” نیش ندارد .
هر گاه حیوان کوچکی مثل پروانه یا زنبور زرد وارد کندو شود زنبورهای عسل رویش ریخته وآنرا می کشند . پس از کشتن هم جسدش را به خارج حمل و در نقطه ای دور از کندو پرتاب می کنند ولی اگر حیوانی که وارد کندو شده بزرگ باشد (مثل موش )زنبورها آنرا پس از نیش زدن و کشتن نمیتوانند به خارج از کندو حمل کنند . برای اینکه جسم مزبور در کندو نگنددو باعث تعفن نگردد وی را مومیایی می نمایند . بدین طریق اگر آن جسم سالها در کندو باقی بماند هرگز نپوسیده و بویی از خود نخواهد داد.
همه زنبورهای یک بچه به محض خروج از کندو همراه ملکه شان تمام خاطرات مربوط به کندو ی سابق را از مغزشان شسته میشود بطوری که زنبور های دیگر قادر به بازگشت به کندویشان نیستند . تنها وقتی که ملکه شان به دلیلی کشته شده یا انسان عمدا” ملکه را از داخل بچه بردارد خاطرات کندوی سابق دوباره به مغزشان برگشته و می توانند به کندوی خود برگردند.
قدرت بینایی زنبور عسل خیلی ضعیف تر از قدرت بینایی چشمهای سالم می باشد و معادل قدرت دید انسان که خیلی نزدیک بین باشد و بخواهد جسمی را از دور بدون عینک ببیند.
درباره ی تشخیص رنگهای مختلف وسیله زنبور عسل عده زیادی از دانشمندان تحقیقات جالبی انجام دادهاند بطوری که امروز قادریم جوابهای قاطعی به این موضوع بدهیم .
چشمهای زنبور عسل عده ای از رنگها را مثل زرد سبز آبی و آبی را همان رنگی می بیند که چشمهای ما هم تشخیص میدهند . وی رنگهای پرتقالی و سبز را به رنگ زرد می بیند و بنفش را آبی تشخیص میدهد. زنبور عسل رنگهای خاکستری و سیاه و قرمز را نمی تواند از هم تشخیص دهد و هر سه را خاکستری می بیند . ولی چشمهای آنها قادرند تعداد زیادی از رنگها ی ما وراء بنفش را ببینند چشمهای ما قادر یکی از آنها هم نیستند.
زنبور عسل دارای ۵ عدد چشم است دو چشم مرکب که در دو طرف سرش قرار داشته و در و در زنبور نر هر یک تقریبا از ۱۰۰۰۰ چشم ساده و در کارگر و ملکه هر یک از ۵۰۰۰ چشم ساده تشکیل می شوند و بعلاوه سه عدد چشم ساده که در وسط پیشانیشان قرار دارند .
بره موم در زندگی زنبور عسل همان نقشی را بازی میکند که الکل در زندگی ما یعنی مثل الکل خاصیت میکروب کشی دارد و زنبور عسل از آن به همین منظور استفاده میکنند بعلاوه همانطور ی که قبلا هم گفته شد زنبور عسل با بره موم همه درزها و سوراخهای جداره کندو را که قطرشان کمتر از ۴ میلیمتر باشد پر کرده و مانع کوران هوا میشود.
زنبور عسل در مقابل جریان هوا عاجز است . در حالی که بزرگترین سرما را در داخل کندو تحمل میکند کوچکترین جریان هوا می تواند بتدریج تمام زنبورهای یک جمعیت را نابود کند .
گوش یا وسیله شنوائی زنبور عسل روی پاهایش قرار داشته و به کمک آن می تواند بعضی از صدا ها را گرفته و تشخیص دهد.
حس بویایی ولامسه ی زنبور عسل در شاخکهای آن قرار دارند . به کمک شاخکها می تواند راه خود را در داخل کندو و با با لمس کردن پیدا کرده و دائما بوی ملکه را نیز دریافت کند.