براساس اطلاعات دريافتي از وزارت جهاد كشاورزي، وضعيت سطح زير كشت و ميزان توليد چغندرقند در كشور طي سالهاي ۱۳۸۷-۱۳۷۰ در جدول شماره يك آمده است.
تولید چغندر قند در کشور همیشه دارای نوسان بوده و این موضوع در حقیقت ناشی از تغییرات در سطح زیرکشت است بهطوری که در نمودار شماره یک، ارتباط مستقیم بین این دو متغیر بهطور کامل مشاهده میشود. یادآوری میشود که عوامل متعددی در سطح زیرکشت تأثیر دارند که از مهمترین آنها میتوان به وضعیت قیمت و بازار سایر کشتهای جایگزین اشاره کرد. در خصوص کاهش بیش از حد نوسان معمول در سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ لازم به ذکر است، براساس اطلاعات دریافتی از وزارت جهاد کشاورزی، با کاهش سطح زیرکشت چغندرقند در سال۱۳۸۶ نسبت به سال ۱۳۸۵، کشتهای دیگر جایگزین این محصول شده است که سطح زیرکشت این کشتهای جایگزین نیز نسبت به دورههای قبلی از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است بهطوری که از مهمترین محصولات جایگزین میتوان به ذرت و گندم اشاره کرد. جدول شماره ۲ وضعیت کشت جایگزین چغندرقند را به تفکیک استان در سال ۱۳۸۶ نسبت به سال ۱۳۸۵ ارایه میدهد.
همچنین براساس آمار اخذ شده از وزارت جهادکشاورزی در هر سال سطح زیرکشت تمام محصولات دارای نوسان بوده بهطوری که در سال ۱۳۸۵ با افزایش سطح زیرکشت چغندرقند سطح زیرکشت بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله حبوبات کاهش و در سال ۱۳۸۶ با کاهش سطح زیرکشت چغندرقند، سطح زیر کشت محصولات دیگر کشاورزی از جمله: حبوبات، ذرت، محصولات جالیزی و کلزا افزایش یافته است. برای بررسی کامل این موضوع، در جدول شماره ۳ وضعیت سطح زیرکشت محصولات مختلف کشاورزی طی سالهای ۱۳۸۶-۱۳۸۱ ارایه شده است.
در این زمینه برای بیان بهتر موضوع و توجه به این نکته که کشاورزان با توجه به وضعیت عرضه و تقاضای بازار و میزان کششپذیری محصولات، نوع کشت خود را انتخاب میکنند. متوسط برداشت یک چغندر کار ایرانی از یک هکتار زمین ۲۶ تن بوده که این رقم در ترکیه حدود ۳۹ تن است. یک محاسبه ساده نشان میدهد یک چغندرکار ترکیهای از یک هکتار زمین ۵۰ درصد بیشتر از یک چغندرکار ایرانی برداشت میکند. این نسبت برای چغندرکاران آمریکایی هلندی، اسپانیایی، یونانی، فرانسوی و سوییسی بیش از ۲ برابر است. بنابراین آمار درآمد یک چغندر کار ایرانی از یک هکتار زمین با درآمد همتای ترکیهای و اروپاییاش تفاوت قابل توجهی دارد. در این شرایط دولت برای جبران کسری درآمدهای چغندرکاران کشور مجبور است قیمتهای تضمینی را بیش از حد معمول افزایش دهد.
این در حالی است که براساس محاسبات قیمت تمام شده، از کل هزینه تولید شکر در کارخانههای چغندری ۷/۶۵ درصد آن را چغندر بهعنوان ماده اولیه تشکیل میدهد. قیمت تمام شده تحت تأثیر این هزینه به سمت بالا صعود میکند. علاوه بر این از کل هزینه تولید شکر در کارخانههای چغندری ۴/۱۵ درصد آن را دستمزد مستقیم و غیرمستقیم تشکیل میدهند که این هزینهها نیز توسط دولت تعیین و به کارخانهها ابلاغ میشود. در حالی که برخی همواره از هزینه تمام شده بالای شکر گلایه دارند. قابل توجه است که تنها ۵/۲ درصد از کل هزینههای شکر را هزینههای عمومی و اداری تشکیل میدهد که بسیار نازل است در حالی که حدود ۸۱ درصد از هزینههای تولید مربوط به مواد اولیه (چغندر قند) و دستمزدهای مستقیم و غیرمستقیم است.
تولید چغندرقند تحت تأثیر عوامل گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هیچگاه از آهنگ موزون و مناسب رشد و توسعه برخوردار نبوده و در بیان پایین بودن بازده تولید در واحد سطح عوامل مهم محدودکننده شامل موارد زیر است:
– کوچکی و تعدد قطعات و پراکندگی اراضی بهرهبرداران و در نتیجه عدم امکان بهرهگیری از فناوری نوین در مراحل مختلف تولید، عدم تهیه و تدارک و توزیع کافی و بهموقع و با کیفیت مناسب نهادههای کشاورزی بهویژه سموم علفکش و حشرهکشها و عدم توجه به سرمایهگذاری لازم در امر افزایش تولید.
– کمبود منابع مالی و تسهیلات اعتباری برای تقویت بنیه مالی چغندرکاران، عدم توجه لازم و کافی به امر آموزش و ترویج و توسعه فعالیتهای به زراعی، بالا بودن قیمت پارهای از محصولات رقیب و گرایش زارعان خبره به کشت محصولات سودآور و در نتیجه اختصاص اراضی با حاصلخیزی کمتر به کشت چغندرقند.
– طولانی بودن دوره رشد (۷ تا ۸ ماه)، سختی کار و ضعف بنیه مالی زارعان چغندرکار عدم توجه کافی کارخانههای قند به بخش کشاورزی و سرمایهگذاری لازم در این بخش و کشت سنتی و پایین بودن دانش فنی زارعان و آموزش و ترویج ناکافی.
بنابراین تمام دلایل ذکر شده در پایین بودن بازدهی مؤثرند و لازم است در برنامهریزیهای آتی توسط دولت نقصهای یادشده مرتفع شود.البته لازم به ذکر است مشکلات یاد شده مبتلابه تمام محصولات کشاورزی است که در قالب قانون خرید تضمینی به دولت فروخته میشود.
همانگونه که بیان شد، شکر تولیدی کشور از دو نهاده چغندرقند و نیشکر استحصال میشود. در سالهای ۱۳۸۷-۱۳۷۰ بهطور متوسط حدود ۷۰ درصد شکر تولیدی بهصورت چغندری بوده و ۳۰ درصد مابقی بهصورت نیشکری است. البته باید این نکته را ذکر کرد که تا قبل از سال ۱۳۷۹ که طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی بهبهرهبرداری برسد، تنها حدود ۲۰ درصد تولید شکر کشور ناشی از نیشکر و ۸۰ درصد مابقی بهصورت چغندری بوده است.
بنابراین همانگونه که مشاهده میشود عمده تولید کشور بهصورت چغندری است. بهنظر میرسد رابطه مستقیمی بین تولید شکر و تولید چغندرقند در کشور وجود داشته باشد. بین سطح زیرکشت چغندر و تولید چغندر بهرغم نوسانی بودن آنها در طول سالهای مورد بررسی، همبستگی بالایی وجود دارد. در ادامه مشاهده میشود که تولید شکر چغندری و بهتبع آن تولید کل نیز دارای چنین وضعیتی بوده و نوسانهای سطح زیرکشت و تولید چغندرقند به تولید شکر چغندری و تولید کل شکر منتقل میشود. برای اثبات این موضوع، به مقایسه نوسانهای تولید شکر چغندری و تولید کل شکر طی دوره ۱۳۸۷-۱۳۷۱ میپردازیم. تولید شکر نیز در کشور نوسانی بوده و میزان آن نیز بسته به میزان تولید چغندرقند و سطح زیرکشت آن متفاوت خواهد بود. بعلاوه نکته دیگری را که بر اساس جدول شماره ۶ و همچنین نمودار شماره ۳ میتوان دریافت، تولید بالای شکر چغندری و کل تولید شکر در سال ۱۳۸۵ بوده که در ادامه در خصوص این وضعیت و بالا رفتن میزان تولید در آن سال بحث خواهد شد و در خصوص کاهش بیش از حد تولید در سال ۱۳۸۷-۱۳۸۶ نیز در قسمت «وضعیت تولید چغندر قند» توضیح داده شد اما در ابتدا لازم است وضعیت تولید جهانی و قیمت داخلی و جهانی شکر مورد بررسی قرار گیرد.