ماهنامه مصداق ۰۷ فروردین ۱۳۹۷ - 8 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

حرکت از معماری به منظر

عبارت معماری منظر دلالت بر حرفه ای دارد که قصد آن طراحی و ساماندهی منظر است. بنابراین تعریف مفهوم منظر به شناخت دامنه فعالیت این حرفه کمک خواهد کرد.

معماری منظر

منظر به یک معنا محیط پیرامون است و بر فضای ملموس و رویت پذیر اطلاق می شود اما در معنای دیگر دلالت بر ذهنیتی دارد که در انسان به واسطه مواجهه با این فضای کالبدی، نقش می بندد. در حالتی دیگر می توان منظر را ترکیب این دو یعنی پدیده ای مرکب از ذهنیت و عینیت تعریف کرد. در تعریف ساده و ابتدایی از معماری منظر گفته می شود که این رشته تلفیقی از علوم مهندسی شهرسازی و مهندسی معماری است که به طراحی و فضاسازی در محیط باز می‌پردازد. معماری منظر می‌تواند مربوط به یک بنا، پارک (بوستان) و غیره باشد. اما واقعیت این است که چنین تعریفی احتمالاً در آمریکا طرفدارانی داشته باشد. در تعریف معماری منظر در اروپا بیشتر بر جنبه های انسانی و ذهنی آن تاکید می شود و این رشته مستقل به شمار می رود.

در بیشتر تعریف ها از معماری منظرو بیش از همه؛ بر تقویت ارتباد میان انسان و طبیعت و محیط تاکید شده است. همچنین به عنوان هنر و دانش تنظیم شرایط و زمینه‌سازی درک زیبایی و احساس خوشی و آسایش در محیط های طبیعی و انسان ساخت، بویژه در بخش وسیعی از فضاهای باز جوامع زیستی با تکیه بر برخی علوم پایه و مهندسی(نظیر بوم‌شناسی، زمین شناسی،گیاه شناسی و باغبانی،آب و سیویل است. لذادراین رشته و حرفه تلاش میشود در مقیاس های متفاوت از آمایش سرزمین تا فضاهای خرد، بویژه به پایداری محیطی، فرایندها و زیبایی های بوم شناسی، پرداخت و آماده سازی زمین، نمایش خوانا و جذاب جلوه‌های محیط طبیعی و عناصر مهمی چون آب و گیاه در فضاهای باز توجه شود. بعلاوه، این رشته و تخصص نقش بسیار مهمی را درمدیریت بهره برداری، نگهداری و برقراری تعادل میان مجموعه عوامل و عناصر طبیعی و مصنوع در جوامع زیستی ایفا می‌کند.

ا توجه به مطالعات، آنچه در طی قرن گذشته و سالهای آغازین قرن بیست ویکم به عنوان تعریف معماری منظر یا چارچوب کلی فعالیت های آن ارائه شده است؛ از یکسو برآمده از دانش ضمنی و آموزه‌های محیطی انسان برای همنشینی با محیط طبیعی در تاریخ تمدن و بستر زندگی در جوامع زیستی است.ازسوی دیگر، متکی بر دیدگاه‌های برخی صاحبنظران و متخصصانی است که هر یک براساس باورها، ارزش های فرهنگی، دانش و تجربه‌های خود به موضوع منظرو فعالیت‌های معماری منظر پرداخته‌اند.

بدین ترتیب، فعالیت کنونی «معماری منظر» همچنان ضمن اتکا وبهره مندی از سنت‌ها و تجربه‌های تمدن‌های کهن در پرداخت محیط و ساماندهی منظر، از تجربه‌ها و دانش نوین در حوزه‌های برنامه ریزی و طراحی، باغبانی، بوم‌شناسی، فناوری و مهندسی آب و خاک، تاسیسات زیرساخت، مواد ومصالح و غیره برای توسعه کیفی محیط زندگی انسان و نیز صیانت از منابع طبیعی و ارزش‌های فرهنگی بهره مند می‌شود. با توجه به اهدف کنونی معماری منظر،بیشتر دیدگاه‌ها و رویکردها بر جنبه‌هایی تاکید دارند که در آن کلی نگری موج می زند؛ آنگونه که آسایش، سلامت و رفاه انسان با سلامت محیط طبیعی، بوم‌شناسی و اکوسیستم‌های حیاتی درگرو هم و یکپارچه فرض شده‌اند. دراین مورد البته تاکید بیشتر بر جنبه‌هایی است که نقش تعیین کننده بر مفاهیم پایداری دارند و تاثیر کلی نگری بر شناخت مسائل جزئی و تعدیل کاستی‌های موجود بسیار زیاد است.

مرور، امروزه و در بیشتر کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت؛هدف‌های کلی و چارچوب تعریف‌های معماری منظر، در مقیاس های متفاوت بر ارتقای کیفیت فضاهای باز و سبز، محیط های طبیعی مرتبط با فعالیت‌های انسانی و به ویژه بر مدیریت جلوه‌های بصری منظر و فرایندهای بوم‌شناسی تاکید دارد.همچنین، برخی فعالیت‌ها و خدمات معماری منظر را می توان در حوزه های برنامه ریزی، طراحی و مدیریت و در چند زمینه کلیرمعرفی کرد: مقیاس بزرگ (برنامه ریزی منظر و درآمایش سرزمین تا اسکان، پایداری و بوم‌شناسی منظر)، مقیاس میانی (برنامه ریزی و طراحی در مناطق طبیعی بکر و حدود شهر، فضاهای باز و محیط های طبیعی درون شهری،عناصر طبیعی نظیر رودخانه، جنگل، ساحل دریا و غیره)، مقیاس خرد (فضاهای باز و سبز درون شهری، عناصر طبیعی در منظر شهری، سایت و محوطه‌های معماری و غیره).

قدم اول در ایجاد طرحهای معماری در فضاهاو محوطه ها,توجه به پارامترهای مکانی واهداف واحتیاجات بالقوه کسانی است که از این مکانها استفاده میکنند.نتایج این تحقیقات در قالب یک برنامه نوشته شده,فهرست یا تحلیل مکانی ارایه میشود.مرحله بعد درپروسه طراحی توجه به کانسپت یا همان تصورو مفهوم در محوطه سازی است که مجموع طرحها و ایده هاپیرامون چگونگی طراحی و بهبود وضعیت استفاده از یک فضای خاص را در بر میگیرد. در اغلب موارد این ایده ها نتیجه تحقیقات و بررسیهای انجام گرفته است اما گاهی اوقات طرحها وایده ها قبل از تحقیقات شکل میگیرند و متعاقب بررسیهای انجام شده,تغییراتی در انها اعمال میشود.

 

خلاقیت

گاهی اوقات ترس از مواجه شدن با تازگیهاو بدایع یا عادت به بدیهیات,منجر به تکیه وتاکید طراح بر بکارگیری راهکارههای ساده وپیش پا افتاده میشود.اولین پیامد ریسک گریزی,یکنواختی یا همان تکرار بینتیجه طرحهای پیشین است. هیچ ایده ای به ذات خود اشتباه نیست واین شرایط زمانی و مکانی موجود است که گاهی باعث میشود برخی ایده ها نادرست جلوه کنند به عبارتی میبایست به ایده ها اعتماد کرد و با رویه تفکر خلاق سعی در تعدیل و به روز کردن انها نمود.

 

ارایه چند راه حل برای تفکر خلاق

۱-انتخاب فضای مناسب ۲-بهبود تفکر خلاق ۳-استفاده ذهنی از “اماهاو اگرها” ۴-بررسی پروژه ۵-کنترل و تغییر طرح ۶-بررسی راه حلهای غیر عملی ۷-بیان ونمودار ساختن ایده نخستین ۸-تغییر مسیر ۹-استراحت ذهن۱۰-اعتماد به نفس

 

ارتباط اکسپو با معماری منظر چیست؟

نمایشگاه جهانی یا همان اکسپو از ابتدای شکل گیری آن در سال ۱۸۵۱ میلادی با موضوع منظر عجین بوده و پیوند داشته است.

 

آیا این یک ادعای متعصبانه است؟

سه دلیل برای این مدعا وجود دارد:

نخست آنکه، یک بستر منظرین یعنی هایدپارک به عنوان مکان اکسپوی ۱۸۵۱ لندن انتخاب شد؛ نمایشگاه درون یک باغ شهری وسیع جانمایی می شود. دلیل دوم، کانسپت کلی نمایشگاه است که در واقع یک گلخانه شیشه ای بزرگ و الهام گرفته از گلخانه هایی بود که در باغ‌های انگلیسی در مقیاس کوچک ساخته می‌شد. سومین دلیل، نوع فضاسازی داخل نمایشگاه است که حکایت از منظره پردازی ظریف و سمبولیک دارد و باغ را به درون فضای سربسته نمایشگاه برده است.

هرچند کریستال پالاس نمادی از قدرت تکنولوژی و صنعت در آن دوره بود که کاربرد وسیع شیشه و آهن را به رخ جهانیان می کشید اما بعد از نمایشگاه به بخشی از منظر شهر لندن بدل شد و معانی دیگری در نزد شهروندان پیدا کرد. در واقع تبدیل به عنصری منظری در شهر شد که با کارکرد اولیه آن متفاوت بود.

در نمایشگاه های بعدی نیز شاهد چنین روندی هستیم. برج ایفل که به قصد برتری جویی فنی و مهندسی فرانسویان برای نمایشگاه پاریس ساخته شد دیری نپایید که تبدیل به نشانه و نماد شهر پاریس شد و نقش اولیه به سرعت رنگ باخت. در حال حاضر دیگر کسی برج ایفل را به خاطر شاهکار فنی و مهندسی تحسین نمی کند بلکه به خاطر آنکه بخشی از هویت پاریس و خاطره جمعی انسانهاست واجد ستایش است.

به عبارت دیگر، ارزش های مهندسی برج ایفل به دلیل تغییرات سریع فناوری عمر کوتاهی داشت در حالی‌که هر چه زمان گذشت بر ارزشهای هویتی و ذهنی آن افزوده شد. با گذر زمان،‌ «فیل هوا کردن» به سنت اکسپوها تبدیل شد و میزبان های بعدی هر کدام به نوعی سعی می کردند که به واسطه نمایشگاه، یک اثر خارق العاده در شهر میزبان خلق کنند.

هر چند این آثار (که غالبا یک اثر معماری است) به تدریج بخشی از هویت منظرین شهرهای میزبان را شکل می دادند اما هزینه های سرسام آوری که برای این نمایش غرورآمیز  به شهر میزبان تحمیل می شد باعث گردید که در دو دهه اخیر یک تغییر نگرش اساسی نسبت به ماهیت اکسپو و محتوای آن به وجود آید. رویکردهای طراحان و برنامه ریزان در دو دهه اخیر نشان می دهد که روز به روز از جنبه های خودستایانه اکسپو کاسته می شود و بر محتوای کارآمدتر و پایدارتر (به ویژه برای اجتماعات محلی کوچک و خرده فرهنگها) تاکید می شود.

با این حال تصمیم نهایی را همچنان بازار می گیرد و ایده های انسان دوستانه و زیست محیطی اجرا نمی شود. اما اکسپوی ۲۰۱۵ میلان نشان از تغییرات داشت هر چند بسیاری از ایده ها ناکام مانده بود اما یک گام به جلو محسوب می شد.

در واقع ایده خلق آثار خارق العاده و پرطمطراق (همچون برج ایفل) برای جلب توجه جهان و ایجاد تحول در شهرِ میزبان در دنیای معاصر با دیده تردید نگریسته می شود. اول آنکه تجربه برخی از اکسپوها نشان داد که این ایده چندان پایدار نیست و تضمینی برای رونق شهر و ایجاد هویت برای آن نیست. ثانیا چنین تفاخری در عصر حاضر مورد تقبیح مردم، نهادها و جوامع بین المللی است. به علاوه مردم در درجه اول خواهان تامین نیازهای اولیه همچون امنیت و اشتغال هستند و ایجاد یک نماد شهری یا هویت جدید برای شهر چندان موضوعیت ندارد. اکسپوها هر چند می توانند نقش کاتالیزور داشته باشند اما هزینه های چنین اقدامی بسیار بالاست و غالبا شهروندان ترجیح می دهند که با اصلاحات تدریجی و کم هزینه شهرشان را رونق دهند.

اکسپو ۲۰۱۵ میلان چه نسبتی با معماری منظر داشت؟

بد نیست که نگاهی به موضوع یا تِم چند اکسپوی اخیر بیاندازیم: اکسپو ۲۰۱۰ شانگهای با موضوع «شهر بهتر، زندگی بهتر»، اکسپو آئی چی ۲۰۰۵ ژاپن، با موضوع  «خرد طبیعت» و اکسپو ۲۰۰۰ هانوفر آلمان، با موضوع «انسان، طبیعت و تکنولوژی». در سه نمایشگاه جهانی اخیر، مفاهیم طبیعت، شهر و انسان به عنوان موضوعات کلیدی مطرح بوده است. آیا این مفاهیم برای معماران منظر آشنا نیست؟

از سوی دیگر در اکسپوی ۲۰۱۵ میلان با چند اتفاق ویژه مواجه هستیم: ساختار اکسپو الهام گرفته از شهرهای تاریخی رم باستان و شامل دو محور عمود برهم است که تداعی کننده سابقه تاریخی کشور ایتالیا در حوزه شهر سازی باشد. همچنین در مسترپلان اولیه ژاک هرتزوگ پیشنهاد می کند که تمام پاویون ها تابع یک فرم ساده بوده و با یک سازه پارچه ای اجرا شود تا از خودنمایی احتراز شود. این ایده رادیکال به نحوه حضور غرفه ها، نقطه عطفی در منظر عمومی اکسپو ایجاد می کرد. از یک سو فضای نمایشگاه بسیار یکپارچه و هماهنگ شده و  هرج و مرجی که گاهی در گذشته در فرم غرفه ها نسبت به یکدیگر وجود داشت کمرنگ می شد. از سوی دیگر امکان برتری جویی و تفاخر از کشورهای قدرتمند گرفته می شد.

در این فضا امکان رقابت سالم برای همه شرکت کنندگان فراهم می شود و انگیزه کشورهای کوچک نیز افزایش می یابد. تصور کنید که مساحت اختصاص یافته و فرم غرفه کشوری مانند روسیه با کشور دیگری همچون اکوادور یکسان باشد. مسلما در چنین شرایطی انگیزه بیشتری برای کوچک ترها وجود دارد.

فراموش نکنیم که یکی از اهداف اکسپو این است که  همین کشورهای کوچک را به توسعه ترغیب کند. هر چند این ایده به اجرا در نیامد تا همچنان شاهد عظمت نمایی کشورها از طریق غرفه های بزرگ و رنگارنگ باشیم.

اما مهمترین تصمیم طراحان مسترپلان اکسپو، اختصاص ۵۰ درصد هر پاویون به فضای باز و سبز بود. ایده ای که حکایت از اهمیت فضای باز در چنین رویدادی دارد. این ایده که بر اهمیت منظر تاکید می کرد الزام آور نبود لذا برخی کشورها آن را نادیده گرفتند و ۱۰۰ درصد زمین را به ساختمان اختصاص دادند. اما نکته مهم اینجاست که موفق ترین غرفه ها در جذب مخاطب دقیقا همان‌هایی بودند که ۵۰ درصد را به منظر اختصاص داده بودند. از جمله پاویون بریتانیا که در نهایت به عنوان بهترین پاویون این اکسپو برگزیده شد.

در واقع غرفه هایی که نیمی از مساحت را به فضای باز اختصاص داده بودند، حس دعوت کنندگی بیشتری داشتند، ضمن آنکه ورود به فضای باز پاویون ها آزاد بود؛ در مقابل، غرفه هایی که کاملا بسته طراحی شده بودند صف های طولانی داشتند که ورود به آنها را محدود می کرد. به علاوه مخاطب را مجبور می کردند که علاوه بر صف های طویل در درون غرفه نیز مرحله به مرحله بازدید کند که این موضوع باعث کاهش استقبال مردم نسبت به چنین غرفه هایی می شد. به بیان دیگر، غرفه هایی که بیشتر به کالبد معماری پرداخته بودند تاحدودی خشک و غیرقابل نفوذ به نظر می رسیدند در حالی که غرفه هایی که داری فضای باز بودند کیفیتی بسیار پذیرا و تعاملی داشتند.

از دیگر مواردی که در این نمایشگاه تاکید شده بود ایده ساخت غرفه ها با مواد بازیافتی یا بازیافت پذیر بود. این ایده نیز از سوی برخی شرکت کنندگان جدی گرفته نشد اما پاویون کشورهایی مانند لهستان که سعی در تحقق این موضوع داشتند پاویون موفق و شایسته تقدیری به نمایش گذاشته بودند. از دیگر نکات منظرین که در اکسپو به چشم می خورد جزییاتی بود که معماری منظر ایتالیا را تداعی می کرد. برای نمونه در بخش ورودی اکسپو آبنمایی طراحی شده بود که یادآور هزارچشمه در باغ ویلای دِسته (Villa d’Este) بود. این انتخاب هوشمندانه در جزییات طراحی بر ارزشهای منظرین اکسپو می افزود.

 

جایگاه معماران منظر در اکسپو ۲۰۲۰ که قرار است در شهر دبی برگزار شود چه خواهد بود؟

برآیند تحولات اخیر در ماهیت اکسپو گویای آن است که این رویداد جهانی نیازمند تغییرات جسورانه تر است تا بتواند این فرصت استثنایی را برای بهبود حیات بر روی کره زمین به کار بندد. این نگاه اصلاح گرایانه مستلزم حضور نیروهای طراح با نگرش های تازه به انسان، طبیعت و شهر هستند. اینجاست که نقش معماران منظر اهمیت می یابد. هرچند منظر از آغاز شکل‌گیری اکسپو با آن همراه بوده اما نقش معماران منظر در طراحی آن بسیار کمرنگ بوده است.

تجربه اکسپوی میلان و پاویون هایی که به اهداف برگزارکنندگان و ایده های طراحان مسترپلان پایبند بودند نشان می دهد که عرصه های باز و توجه بیشتر به منظر در فضای نمایشگاه تا چه اندازه می تواند در موفقیت یک پاویون و نهایتا در موفقیت کل اکسپو موثر باشد. اگر برگزار کنندگان اکسپو ۲۰۲۰ دبی این واقعیت را درک کرده باشند انتظار می رود که در تهیه مسترپلان از معماران منظر دعوت کرده و کشورهای شرکت کننده نیز در طراحی پاویون های خود از تخصص معماران منظر بیشتر بهره گیرند.

نویسنده
M-Moradi
مطالب مرتبط
نظرات