بین سال های ۱۷۵۰ تا ۱۹۱۴ زمانی که رزم ناوها،ناو شکن ها،زیر دریایی ها و ناوچه های موشک انداز در کنار ناوهای هواپیما بر وجود خارجی نداشتند ، تنها وسیله نبرد یک کشتی جنگی ، توپ های ان بود در دریا تنها و تنها یک نوع جنگ افزار بر دریاها سلطنت می کرد. این جنگ افزارها چیزی جوز نبرد ناوها (BAATLESHIP)نبودند.از نظر نظامی نبرد ناوها کشتیهای زره پوش شده بودند که قدرت آتش انها را توپ های انها با کالیبرهای مختلف تشکیل میداد .تاریخچه تکمیل نبرد ناوها به زمان اختراع سلاح گرم و از جمله توپ های سر پور باروتی بر می گردد.
نبرد ناوها در طول زمان همواره به پیشرفت تکنولژیک تغییرات بسیاری کردند و نبرد ناوهای با بادبانهای بلند، توپهای سر پر و بدنه چوبی در سالهای ۱۸۰۰ طی ۱۵۰ سال تکامل تبدیل به نبرد ناوهای با توپهای بزرک ته پر با کالیبرهای بیش از ۳۵۰ میلیمتر ،موتورهای بخار قدرتمند و بدنه زره پوش شده فولادی شدند.
کلبه Battleship در واقع کوتاه شده کلمه line-of-battleship در سالهای ۱۷۹۰ می باشد.این کشتی ها برای در حدود ۲۰۰ سال نماد قدرت دریایی کشورهای چون امریکا،انگلستان و ژاپن بودند و حفظ کشورهای جزیره شکلی چون انگلستان همواره مبتنی بر کارایی و توانایی این نبرد ناو بود.تا قبل از ساخت شده موشکهای قاره پیمای اتمی و کلاهک های اتمی ، مسابقه تسلیحاتی در سالهای ۱۸۰۰تا ۱۹۴۰ را همواره نبرد ناوها تشکیل می دادند و بیشترین بودجه ارتش ها در زمینه به خدمت گرفتن سلاح صرف این کشتی های بزرگ میشد که حتی همکنون نیز تنها ناوهای هواپیما بر به بزرگی ، وزن و ظرفیت نبرد ناو هستند .مسابقات تسلیحاتی که در اواخر قرن ۱۹ و اوائل قرن ۲۰ بین کشورهای چون المان و از طرفی دیگر انگلستان و فرانسه بود باعث به خدمت گرفتن صدها نبرد ناو غول پیکر شد که در نهایت خود یکی از عوامل مهم شرکت کنند در جنگ اول جهانی بودند.در طی دهه های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ پیمان های بین کشورهای مختلف برای کاهش تعداد نبرد ناو بسته شد
ولی این پیمان ها هرگز به صورت کامل اجرا نشدند.این غول ها ارتش ها را معمولا در یک مسابقه تسلیحاتی بسیار پر خرج درگیر میکردند و حتی در طی جنگ جهانی دوم باز هم هر دو طرف میدان با تمام قوا تعداد زیادی نبرد ناو ساختند بلکه حتی تعدادی از نبرد ناوهای باقی مانده از جنگ اول را نیز به خدمت گرفتند.با وجود این با تکمیل اژدرها که خود باعث به وجود امدن زیردریایی ها و بعد ناو شکن ها شد،دوم ساخت هواپِیما و بعد ناوهای هواپیما برد و سرانجام موشک های و رزم ناوها باعث این شد که ارزش عملیاتی این کشتی ها که تنها متکی به توپ هایشان بودند به شدت کم شد .این تنزل ارزش تا به انجا پیش رفت که امروزه حتی یک نبرد ناو نیز در جهان به صورت عملیاتی خدمت نمی کند.
کشتی های جنگی بزرگ را باید پدر نبرد ناوها دانست .این کشتی ها در واقع بسیار شبیه کشتی ها ماهیگیری بودند با این تفاوت که دارای بادبان های بزرگ و افراشته برای افزایش سرعت و از طرفی تعداد زیادی توپهای سر پر باروتی در دو طرف بودند. با تکمیل شدن این کشتی ها و از جمله استفاده از چوب درخت گردو و نصب صفحات فلزی به عنوان زره در سال های ۱۷۹۰ باعث به وجود امدن واژه جدید به نام نبرد ناوها شد.شکل رزم در این نبرد ناو به این شکل بود که کشتی ها از کنار هم رد می شدند و با توپ های سر پر خود از طرفین خود هم دیگر را مورد هدف قرار می دادند . اصلیترین هدف نبرد ناو دشمن برای انهدام ، بادبان های نبرد ناوطرف مقابل بود زیرا نبرد ناوها بدون بادبان دیگر توان تحرک نداشته و تبدیل به یک هدف سهل الوصول می شدند .همچنین در این نبرد تن به تن تلاش می شد که با توپ بدنه کشتی دشمن را متلاش و خدمه توپ خانه را کشته تا توان اتش را از نبرد ناو دشمن بگیرند .
با وجود این کارایی موثر گلوله های گردی که توپ های سر پر شلیک می کردند در حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ متر بود سرعت عمل در این نبرد بیشتر به بادبان و سرعت باد بستگی داشت. اولین تکنولوژی که این کشتی ها را تحت تاثیر قرار داد نیروی بخار(بخار اب) بود.بزرگترین مشکل نبرد ناوهای بادبانی این بود که اگر بادی در کار نبود نبردی نیز در کار نبود. در نیمه اول قرن ۱۹ میلادی به تدریج نیروی بخار اول برای قایق های مسافربری و بعد رزم ناو مورد استفاده قرار گرفت.تا اینکه سرانجام در سال ۱۸۵۰ فرانسویان اولین نبرد ناو ۹۰ توپه را با نیروی بخار به خدمت گرفتند.
این نبرد ناو لی ناپلئون ناو داشت.این کشتی برای حرکت دارای یک اسیاب بزرک(که اب را به عقب حل می داد)در سمت راست خود مجهز بود.این اسیاب بزرگ به کمک نیروی بخار به حرکت در می امد .این کشتی می توانست با سرعت ۲۲ کیلومتر در ساعت حرکت کند که یک امتیاز بزرگ در نبرد بود.در ان زمان سریعترین کشتی های بادبانی با سرعت ۱۸ تا ۲۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کردند.با به کار گرفتن بخار اب در نبرد ناوها اندازه این کشتی ها نیز بزرگتر شد.در ان زمان دو دشمن خونین هم دیگر یعنی فرانسه و انگلستان تنها دو کشور بودند که به تعداد زیادی نبرد ناو چوبی با موتور بخار تولید و به خدمت گرفتند .البته در ان زمان ترکیه،روسیه،دانمارک و استرالیا نیز توانسته بودند رزم ناوهای با بخار اب ساخته و به خدمت بگیرند.
نیروی بخار تنها پیشرفتی نبود که رزم ناوها در طی قرن ۱۹ پذیرفتند .با اختراع ماده منفجره گلوله های که تا به حال تنها خورد می کردند حالا منفجر می شدند و از این رو کشتی ها زره پوش (اهن پوش)شده با فلز ساخته شدند.کشتی های چوبی همان طور که در نبرد لیسا در سال ۱۸۶۶ بین نبرد ناو اتریشی کایزیر(که بخاری و چوبی بود) با نبرد ناو ایتالیای که بخاری ولی از اهن بود نشان داد که حتی شلیک یک گلوله توپ از فاصله ۶۰۰ متری حاوی مواد منفجره به راحتی می توان محکم ترین چوبها را در هم خورد کند.
از طرفی سلاح های جدید با انفجار گلوله خود قابلیت ایجاد اتش را داشتند که این مسئله برای کشتی ها چوبی بسیار خطر ناک بود.از سال های ۱۸۴۰ سلاح های انفجاری رایج شدند . همچنین در جنگ کریمه درسال ۱۸۵۳ یک ناوگان کامل امپراتوری عثمانی با کشتی های بخاری چوبی توسط ناوگان نبرد ناوهای ناوگان دریایی سیاه روسیه غرق شدند. اولین نبرد ثبت شده بین نبرد ناوهای زره پوش شده فلزی در نبرد کنبورن بین انگلستان و فرانسه در سال ۱۸۵۳ ثبت شده است.با گسترش سلاحهای انفجاری استفاده از کشتی های اهن پوش نیز گسترش پیدا کرد و اولین نبرد ناو اقیانوس پیمای اهن پوش در سال ۱۸۵۹ در فرانسه با نام La Gloire به اب انداخته شد . اگرچه این کشتی از چوب ساخته شده بود ولی یک لایه کامل اهن این کشتی را در بر میگرفت.
دلیل ساخت این کشتی از چوب مشکلات وزنی بود.این کشتی در ان زمان نگرانی ها زیادی را برای نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا ایجاد کرده بود.ولی این برتری تنها ۱۴ ماه طول کشید زیرا به زودی انگلیسی ها نیز کشتی ها اهن پوش خود را به اب انداختند.به سرعت اتریش ،المان،روسیه ایتالیا و اسپانیا نیز به سراغ ساخت نبرد ناوهای اهن پوش رفتند و به زودی نبرد ناوهای مشهوری چون مانیدر و ویرجینیا به اب انداخته شدند.مانیدر اولین نبرد ناوی بود که دارای توپ های نصب شده در برجکی بر روی عرشه بود(تا قبل ان توپ ها در طرفین وصل می شدند).این یک امتیاز بود زیرا در کشتی های قدیم توپ ها یا فقط می توانستند به طرف راست شلیک کنند و یا چپ ولی همکنون این برجک های متحرک می تواستند نتها جلو و عقب کشتی(البته بستگی داشت که این برجک ها در عقب کشتی وصل شوند و یا جلو)بلکه چپ راست نیز را مورد هدف قرار دهند.
در سالهای ۱۸۷۰ دیگر با توسعه موتورهای بخاری بادبان ها برداشته شدند.تا ان زمان بسیاری از کشتیهای بخار همچنان برای مواقع اضطراری دکل و بادبان حمل میکردند.همچنین در این سالها به غیر از چوب و اهن، فولاد نیز جایگاه خود را در نبرد ناو ها باز کرد.در سال ۱۸۷۶ فرانسه اولین نبرد ناوی که در ان از فولاد نیز استفاده شده بود به اب انداختند. در سال های ۱۸۹۰ دیگر نبرد ناوها هیچ شباهتی با نبرد ناوهای سالهای ۱۸۰۰ نداشتند.
در این سال ها نبرد ناوها به شدت زره پوش شده بودند و برجک توپ های انها که حاوی دو تا سه توپ در هر برجک بود به روی عرشه امده بود.در ان زمان یک نبرد ناو کارامد دارای وزن ۱۵۰۰۰ تا ۱۷۰۰۰تن بود و می توانست با سرعت ۳۰ کیلومتر در ساعت حرکت کند و دارای حداقل ۳۰ تا ۴۰ توپ با کالیبرهای زیر ۲۵۰ میلیمتر بودند.اگرچه در ان زمان تمامی نبرد ناو از فولاد ساخته می شدند ولی برجک توپ ها را با فولاد زره پوش می کردند .با اغاز قرن ۲۰ تنش زیادی بین المان و انگلستان در گرفت.بر طبق بودجه سال ۱۸۹۰ تا ۱۹۸۹ نیروی دریایی المان ۳۸ نبرد ناو به خدمت گرفت که یک تهدید اشکار برای نیروی دریایی انگلستان بود .با وجود تلاش انگلستان برای جبران این مشکل ولی با اغاز قرن جدید انگلستان همچنان در دریا دچار نابسامانی بود .در ان زمان انگلستان و فرانسه به طور مشترک دارای ۳۸ نبرد ناو بودند و کشور های دیگر چون روسیه ، امریکا، ژاپن، اسپانیا، اتریش، عثمانی،برزیل هر کدام در حال به خدمت گرفتن نبرد ناو بودند.
در اوائل قرن۲۰ نبرد ناوها باز هم تکمیل شدند.موتورهای بخار قدرتمند تر که حدود دو دهه بود که دیگر بجای اسیاب از دو یا سه عدد پروانه در انتهای کشتی برای حرکت استفاده می کردند(ماننده کشتی های امروزه)، برجک های گردتر و از طرفی اژدر نیز جای خود را در نبرد ناوها پیدا کرد و نبرد ناوها که از سال های ۱۹۰۵ به بعد ساخته شدند مجهز به لوله های پرتاب اژدر شدند.در سالهای ۱۹۰۰ تعداد کمی از نبرد ناوها ماننده نبرد ناوهای امریکایی Kearsargeو ویرجینیا از توپهای ۲۰۳ میلیمتری به عنوان توپ های متوسط و ۳۰۴ میلیمتری به عنوان توپهای سنگین بهره بردند .نتایج بسیار ضعیف بود.
مسئله این بود که توپ های ۲۰۳ میلیمتری برای برضد اهداف بزرگ و دور بسیار ضعیف بود و این در حالی بود که برای اهداف سبک در فاصل نزدیک این توپ بسیار قدرتمند بود. پس باید توپ های ۳۰۴ را برای مقابله با نبرد ناوهای دیگر و یا اهداف سنگین دیگر حفظ کرده و توپ ۲۰۳ میلیمتری را کوچک تر می کردند .در سال ۱۹۰۴ با ورود نبرد ناو دردنات با ۱۰ توپ ۳۰۵ میلیمتری که توسط ادمیرال جان فیشر طراحی شده بود انقلاب در صنایع نبرد ناوسازی شکل گرفت. ۱۰ توپ ۳۰۵ میلیمتری می توانستند یک اتش ویرانگر را به طرف هر هدفی در دریا آتش کنند. در همان زمان فرمانده نیروی دریایی ایتالیا ویتوریا کناورتی معتقد بود که یک نبرد ناو کارامد در اینده باید دارای وزن ۱۷۰۰۰تن ،حداکثر ۱۲ توپ۳۰۵ میلیمتری و سرعت۴۴ کیلومتر در ساعت باشد.در ان سال ها مسابقه تسلیحاتی بزرگی بین انگلستان و المان در گرفته بود که نبرد ناوها در انها عنصر مهمی تلقی می شدند. در سال۱۹۰۵ نبرد دریایی بین نبرد ناوهای ژاپنی و روسیه (نبرد توشیما)به نظریه کالیبر بزرگ مفهوم جدیدی بخشید.در این درگیری که در فواصل ۱۱ تا ۷ کیلومتری بین ناوگان دو طرف اتش سنگینی رد بدل شد کشتی های ژاپنی چون دارای کالیبر بزرگتر بودند توانستند در فاصله بیشتری نسبت به همتایان روسی خود دست به اتش بزنند و خسارت بیشتری را نیز وارد کنند. پیروزی نبرد ناوهای ژاپنی ساسوما در این نبرد به خاطر دارا بودن توپ های کالیبر ۳۰۵ میلیمتری بود.
در سال ۱۹۰۴ ادمیرال فیشر دست به کار طراحی یک نبرد ناو سنیگن با توپ های بزرگ زد.این نبرد ناو که قرار بود در سال ۱۹۰۶ وارد خدمت شود باید سنگین اسلحه و با سرعت بالاتر از نبرد ناوهای ان زمان می بود.این نبرد ناو که دردنات نام داشت باید از پس دو سلاح جدید در دریاهای یعنی ناوشکن ها و زیر دریایی های که به سلاح جدید اژدر مجهزبودند بر می امد.این طرح که در واقع ان را باید پدر تمام نبرد ناوهای بعد از خود دانست که در یک کلاس جدید بود در طرح اولیه اش ، نبرد ناو باید دارای هشت توپ ۳۰۵ میلیمتری و سرعتی برابر با ۴۶ کیلومتر در ساعت می بود .این نبرد ناو اولین قرار شد با استفاده از موتور توربینی اولین نبرد ناو توربینی در جان باشد .ولی بعد از اغاز کار نبرد ناو به جای ۸توپ به ۱۰ توپ مجهز شد.نبرد ناو در اطراف بدنه خود به ۲۸۰ میلیمتر زره مجهز بود .
ده توپ بزرگ ان در پنج برجک بر روی کشتی مستقر بود (پنج برجک دو توپ). سه برجک بر روی خط مرکزی کشتی شامل یکی جلو و دو تا در عقب و یکی در طرف راست و چپ بود. هر برجک مجهز به دو توپ بود و ۱۲ توپ۷۶ میلیمتری نیز در کنار ۱۰ توپ بزرگ نصب شده بود. ۱۲ توپ۷۶ میلیمتری از سرعت اتش بیشتری نسبت به توپهای کالیبر ۳۰۵ میلیمتری برخوردار بودند. زره در منطقه اب خور کشتی کلفتتر از جلو و عقب کشتی بود.در مجموع حدود شش کشتی مشابه دردنات در دو کلاس Bellerophon و استی و نسیل تحویل نیروی دریایی انگلستان شد.از ان زمان باقی نبرد ناوها عملا شبیه دردنات بود.با ورود این کلاس نبردناو مسابقه تسلیحاتی جدید بین فرانسه،انگلستان و از سوی دیگر المان شکل گرفت.این مسابقه تسلیحاتی که به زودی ژاپن، آمریکا،اتریش،ایتالیا را نیز در گیر خود کرد دست کمی از مسابقات اتمی امروزه نداشت ،زیرا نبرد ناوها گرانترین سلاح دوران بودند.