صنایع دستی، مجموعه ای از هنر- صنعت است که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه بومی و به کمک دست و ابراز سنتی ساخته می شود و در هر واحد آن، ذوق هنری و خلا قیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی پیدا کرده و در واقع روح هنر و تمدن را با خویش همراه کرده است.
صنایع دستی هر منطقه نشانگر سلایق، روحیات، ذوق، سابقه تاریخی، نوع نگاه به زندگی و خصوصیات جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی آن منطقه در طول تاریخ است. قالی، گلیم و دیگر بافته های سنتی ایرانی، قلمزنی و میناگری و شیشه گری و سفال و … همه و همه روحیه شرقی ایرانیان را بازگو می کند. عاشق پیشگی و طبیعت گرایی و شادی، روحیه لطیف و موزون پراحساس ، فراز و فرودهای گاه و بیگاه اجتماعی، اعتقاد قلبی و ریشه دار مذهبی، پاکی و صفا و صمیمت درونی، انسان گرایی و میهمان نوازی و … همه و همه ازنقش ها و شمایل صنایع سنتی و دستی ایران پیداست.
اگرچه مردم ایران در طی قرون متمادی، با حفظ زبان و سنتهای باستانی و داستان های کهن – همه آنچه شاهنامه بزرگ فردوسی ستون خیمه اش بوده- نگذاشتند فرهنگ ها و قبایل بیگانه، هویت کهن آنها را از بین ببرند اما بی انصافی است اگر نگوییم در طول همه این قرن ها، ساخته ها و بافته های دست ایرانیان که در هر گوشه خانه هایشان هم بود، سهمی در زنده ماندن این هویت و فرهنگ دارد و بیراه نیست اگر بگوییم که به مقابله با فرهنگ بیگانه هم برخاست و تمدن ایرانی را بر آنان تحمیل کرد.
با این همه، امروز این صنایع درحال فراموشی است و خانه های ایرانیان اندک اندک دارد از این مظاهر تمدن و فرهنگ کهن خالی میشود و جای خویش را به تحفه های غربی می دهد که کمتر تناسبی با روح و تمدن شرقی ایرانیان دارد. در خانه نوعروسان امروز، بوفهای است که با بلورجات اروپای شرقی و چینی آلا ت آسیای دور و مجسمه های بی روح غربی پر می شود. بر این ها اضافه کنید گلدان های سرامیک با گل های مصنوعی ، مبلها و میزها و صندلیهای ساخته شده از روی نمونه های اروپایی، کفهای پارکت یا سرامیک یا سنگ خانه ها و … راکه خانه ما ایرانی ها را نمونه شبیه به اصلی کرده از یک خانه غربی. دیگر نه از قالیچهها وگلیمهای رنگارنگ خبری است، نه از شیشه گری و میناکاری، نه از سوزن دوزی و سکمه دوزی، نه از قاب های خاتم و منبت کاری و …!
آیا ما داریم تمدنی را که قرن ها زنده مانده و بالیده و جنگیده و نمرده تا به ما رسیده از دست میدهیم و مظاهر میراث گرانبهای آن را فراموش میکنیم و دور میریزیم؟
۲) بدون شک نحوه زندگی مردم کشور در نیم قرن اخیر چنان تغییر ریشه ای نسبت به گذشته داشته که هیچ کس نباید انتظار داشته باشد که شکل و شیوه دکوراسیون و چیدمان وسایل منزل شهروندان امروز مانند ایرانیان قدیم باشد اما این واقعیت می تواند با توجه مردم به صنایع دستی جمع شود و این دو مغایرتی با هم ندارد.
صنایع دستی کشور ما چنان متنوع و با ارزش است که منطبق با هر روحیه و سلیقه و دکوراسیونی می توان وسایل تزئینی مختلفی یافت که شان، زیبایی و هماهنگی مناسبی با مجموعه داشته باشد. شاهد بر این واقعیت، استقبال توریستها و غربیانی است که فرصت و امکان آشنایی و دیدار صنایع دستی ایران را پیدا می کنند!
ما حکم آنهایی را داریم که در کنار دریا هستند و قدر آب را نمیدانند؛یا حتی بدتر، آنچه داریم را نمی بینیم و آن را از بیگانگان طلب می کنیم. متاسفانه باید گفت که در بسیاری از خانه هایمان، صنایع دستی وجود دارد اما نه صنایع دستی اصیل ایرانی، بلکه صنایع دستی بدل و قلابی چینی، ژاپنی یا حتی آفریقایی! این میان البته همه تقصیر با مردم نیست. عدم تبلیغ و عرضه مناسب صنایع دستی اصلی ترین مشکل در این زمینه است.
۳) ما در برابر آیندگان وظایفی داریم. نسل های آینده این مرز و بوم فقط از نفت سهم ندارند. آنها باید همچون ما، وزن و ارزش میراث باستانی این مرز پرگهر را درک کنند تا با سرافرازی در دنیای فردا زندگی کنند.
بی اعتنایی ما به صنایع دستی در نهایت منجر به مرگ این صنایع خواهد شد و هر صنعتی از این دست که بمیرد، قسمتی از تاریخ و تمدن ایران را با خویش به خاک می برد.
هویت تاریخی و ملی ما مهمترین بخش هویت ماست و این واقعیت در دنیای امروز – که عرصه جنگ تمدن ها است – روز به روز ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد; این نکته را فراموش نکنیم.