یکی از فیلدهای کاری خیلی پولساز هر عکاس، عکاسی صنعتی یا همون عکاسی تبلیغاتی هست. اهمیت عکاسی صنعتی به قدری است که خیلی از شرکت های تبلیغاتی تمام فعالیتشان را روی عکاسی صنعتی معطوف کرده اند. چون چیزی که همیشه وجود داشته و دارد، محصول برای فروش است و چیزی که همیشه کم بوده و هست، یک عکاس حرفهای که بتواند عکسهای مناسبی برای محصول بگیرد. قرار است در این مقاله نکاتی در مورد عکاسی صنعتی را با هم مرور کنیم که قطعا به کارتان می آید.
کل داستان خیلی سادست. صاحب محصولی با شما تماس میگیرد و از شما می خواهد از محصولش عکس بگیرید. برای بعضیها که از سختی های کار عکاسی باخبر نیستن ممکنه عجیب به نظر بیاد که در ازای چند فریم عکس چند میلیون تومان پول پرداخت می شود؛ اما به محض اینکه همین افراد شروع به عکاسی می کنند متوجه دلیل پرداخت این مقدار پول خواهند شد. این کل داستان عکاسی تبلیغاتی هست.
شاید داشتن دستیار در خیلی از حرفه ها مهم نباشد، اما در کار عکاسی بی نهایت مهمه که شما یک دستیار با خودتان داشته باشید. در واقع عکاسی کردن به تنهایی خیلی سخت تر از چیزی هست که فکر می کنید.
داشتن دستیار هم کار را سریع تر میکنه ؛ هم باعث میشه کمتر خسته بشید.

دستیار شما می تواند زمان جلسه عکاسی شما را حتی تا نصف کاهش بدهد.
یک عکاس حرفهای هر زمان که بتواند از tethering استفاده می کند. tethering یعنی وصل کردن دوربین به لپتاپ به طوری که هر عکسی که شما می گیرید مستقیما به لپتاپ منتقل می شود و هم آنجا می توانید عکس را ببینید. این کار علاوه بر اینکه نیاز شما را به کارت حافظه رفع می کند (چون عکسها روی لپتاپ ذخیره میشود نه رم دوربین) این قابلیت را ایجاد می کند که به راحتی هر عکس را بعد از گرفتن بررسی کنید. تدرینگ، سرعت کار را در عکاسی صنعتی بالا خواهد برد.
عکاس های موفق هر زمان که بتوانند از tethering استفاده می کنند. دوربین را به لپتاپ وصل کنید و عکس بگیرید.
همهی عکاسها از کارکردن با مانیتور دوربین ها کمی اذیت می شوند. چون برای چک کردن شارپ بودن عکس و درست بودن نقطهی فوکوس مجبور به زوم کردن روی عکس و کار کردن با کلیدهای چهارجهتهی روی دوربین هستند. درست است که بعضی از دوربین ها دارای مانیتور لمسی هستند، اما باز هم کار کردن با اونها خیلی سخت هست.
برای همین، tethering کار شما را بی نهایت آسون تر می کند. هر عکسی که گرفته شود به سرعت به لپتاپ منتقل می شود و شما تصاویر را در اندازهی بزرگ میبینید. در ضمن هر عکسی که خوشتان بیاید را میتوانید علامت بزنید و یا به آن امتیاز بدهید. این قابلیت، کار شما را در مرحلهی ادیت و ریتاچ خیلی سریع تر خواهد کرد.
در واقع در عکاسی، ما با نورها سروکار داریم. مخصوصا در عکاسی تبلیغاتی یا همان عکاسی صنعتی که فاصلهی یک عکس خوب و حرفهای با یک عکس بیکیفیت، یک خطای ساده و کوچک در نورپردازی است. نورپردازی ۹۰ درصد عکاسی است و اینکه بازتاب های ناخواسته از اشیاء براق یکی از چالش های هر عکاس است. روی مهارت های خودتان در نورپردازی سرمایه گذاری کنید.
کتاب های موبوط به عکاسی را بخوانید، فیلم آموزشی ببینید، پادکست گوش کنید، سعی و خطا کنید. و همچنین کمی هم هندسه و فیزیک اپتیک بلد باشید تا یک نورپردازی عالی و با کمترین نقص را داشته باشید. از سعی و خطا کردن حتی در جلسهی عکاسی هم به هیچ عنوان هراس نداشته باشید. عکاسی ریاضی نیست. نیاز به سعی و خطا دارد.
مخصوصا در عکاسی صنعتی این نکته بیشتر نمود پیدا می کند. چون در هر پروژه ما با کالایی جدید سروکار داریم که ممکن است قبلا از نمونه های مشابه آن عکاسی نکرده باشیم و همین موضوع باعث شود برای موفقیت در عکاسی صنعتی، باید روی مهارت های نورپردازی خودمان بیشتر از سایر سبک ها عکاسی کار کنیم.
اهمیت نورپردازی وقتی بیشتر می شود که از اجسام براقی مثل فلز و استیل عکاسی کنید. همیشه عکاسی از فلزات براق مثل عکاسی از آینه هست؛ بسیار سخت و پر چالش. پس سعی کنید تا میتوانید مهارت های نورپردازی خودتان را بیشتر و بیشتر کنید.
شاید این قسمت از مقاله کمی حالت خودمانی تر پیدا کند. اما اشکالی ندارد. چون این نکته به قدری مهم است که فاصلهی عکاسی موفق و شکست در عکاسی محسوب میشود. حتما با افرادی سروکار داشتید که همیشه دوست دارن حرف حرف خودشان باشد. افرادی که همه جا باید رییس بازی در بیاورند. و هیچ نظری را از جانب دیگران تحمل نمی کنند. همهی ما متاسفانه در بین کسانی که می شناسیم و با آنها کار می کنیم این مدل افراد را میبینیم.
اگر به هر دلیلی یکی از این افراد به شوتینگ شما راه پیدا کند، این قول را میدهم که عکاسی شما صد در صد خراب میشود. عکاسی، حرفهای است که به خودی خود استرس دارد، چالش دارد و فسفر زیادی را میسوزاند و در طی عکاسی بی نهایت مهم است با کسانی که در شوتینگ هستند تعامل و مشورت مداوم داشته باشید.
عکاسی، یک حرفهی ذاتا پر چالش و سخت هست. با داخل کردن افراد نامناسب به نابودیش کمک می کنیم !

درست است که عکاسی صنعتی یا همان عکاسی تبلیغاتی در عین چالشها و سختی هایی که دارد، یک حرفهی سراسر مفرح و مهیج است؛ اما این شغل شماست و شما از این راه کسب درآمد میکنید. پس خیلی مهم است که در مورد مسایل مالی کمی تعارف را کنار بگذارید و مثل تمام بیزینسهای دیگر حد و مرز هایی برای خودتان داشته باشید. یا به قول خارجی ها : business is business.
مراحل و نحوهی پرداخت کاملا به توافق بین شما و مشتری شما بستگی دارد. اما چیزی که بین عکاسهای حرفهای عرف و جا افتاده است این است که؛ برای یک عکاس حرفهای دو مرحله پرداخت وجود دارد. مرحلهی اول پیش پرداخت است که قبل از جلسهی شوتینگ انجام می شود. فرقی هم ندارد که چه سبکی از عکاسی انجام شود؛ عکاسی تبلیغاتی یا پرتره یا حتی معماری و به این دلیل هم است که اگر به هر دلیلی عکس ها را گرفتید و بعدا مشتری پشیمان شد و معامله را کنسل کرد، این شما نباشید که متضرر می شوید. این یک عرف در تمام حرفههاست و هیچ تعارفی را هم نباید داشته باشید. در بدترین حالت قرارداد بسته نمی شود. اما فرض کنید عکس ها را گرفتید و چند روز برای ادیت زمان گذاشتید. حالا در صورت کنسل شدن پروژه به هر دلیلی این شما هستید که ضرر می کنید. عکاسی مثل هر حرفهی دیگهای قوانین مالی خودش را دارد.
بعد از اینکه پیش پرداخت انجام شد و شوتینگ را برگزار کردید، حالا نوبت ادیت عکس هاست. بسته به نوع عکس و حجم کاری که دارید برای هر عکس بین نیم ساعت تا یک ساعت زمان لازم دارید. بعد از ادیت، از تمام عکس ها یک نسخه بیکیفیت و ترجیها واترمارک دار خروجی بگیرید و برای مشتری خودتان ارسال کنید. در صورت تایید از طرف اون، حالا نوبت به پرداخت بقیهی مبلغ قرارداد هست. بعد از پرداخت شما هم عکس های اصلی را برای مشتری خودتان ارسال خواهید کرد.
از نظر مالی برای خودتان مرزبندی های مشخصی داشته باشید. کسی که حاضر نیست به مرزهای شما احترام بگذاره، ارزش همکاری و عقد قرارداد ندارد.
شاید کمی سختگیرانه به نظر بیاد؛ لذا به عنوان کسی که دارد خدماتی را ارائه می کند، شما باید مقررات کاری خودتان را داشته باشید. و هر کسی که حاضر نیست با این پروتوکول ها کار کند، بهتر است که قرارداد با آن فرد را کنسل کنید. چون به عنوان یک عکاس و هنرمند نباید به هیچ کس و هیچ چیزی اجازه دهید که اعصاب شما را به هم بریزد. چون شما با مغز و روحیات هنری خودتان کار می کنید.
حتما به این نکته توجه داشته باشید که قانونا فایل PSD هر عکس و فایل خام عکس ها (RAW) معلق به عکاس هست و مشتری نمی تواند آنها را مطالبه کند. در واقع شما تنها چیزی که باید به مشتری تحویل دهید چند تا عکس JPG، PNG یا TIFF هست و اگر مشتری از شما درخواست کرد فایل های کار خودتان را هم به او تحویل دهید، این یک خواسته غیر قانونی و نادرست محسوب می شود..
اما گاهی از قبل با هم توافق می کنید. که خروجی کار شما فرمت PSD باشد. و یا قرار بر این باشد که عکسهای خام (RAW) پروژه را هم تحویل دهید. در این موارد قیمتی که در حرفه عکاسی برای فایل های خام و PSD متداول هست بین ۲ تا ۳ برابر مبلغی هست که بابت فایل های JPG مطالبه میکنید. حالا چرا ؟
خیلی واضح است. چون یک فایل PSD یا همون فایل فتوشاپ، در واقع مراحل انجام کار و اسرار کاری شماست. شاید به هر دلیلی دوست نداشته باشید دیگران بدانند شما از چه طریقی کار ویرایش را انجام می دهید. مخصوصا اگر برای خودتان سبک شخصی دارید و در این زمینه با بقیه متمایز هستید.
البته یک نکته ای را لازم است بدانید. اینکه معولا در پروژه های عکاسی تبلیغاتی یا همان عکاسی صنعتی این درخواست مطرح نمیشود؛ چون عکسهای خام به هیچ عنوان به درد مشتری شما نخواهد خورد. جاهایی که معمولا این درخواست از شما می شود، برای عکاسی پرتره، مدلینگ و عروسی هست. به این دلیل که حتی عکسهای خام هم می تواند مورد استفاده قرار بگیرد.
فایل PSD و RAW برای شماست. در حالت عادی موظف به تحویل اونها نیستید.
در مورد عکس های خام (RAW) هم باید همین موارد را مد نظر داشته باشید. چون از نظر حقوقی صاحب یک عکس کسی محسوب می شود که فایل RAW آن عکس را داشته باشد. فایل های خام در واقع مثل نگاتیوهای عکس های قدیمی هستند، منتهی به صورت دیجیتال. پس اگر کسی از شما طلب عکس های خام را هم کرد، این را بدانید که با تحویل دادن آنها در واقع مالکیت عکس ها را به آن شخص منتقل می کنید. لذا اگر این تصمیم را دارید، مبلغ دربافتی شما بیشتر خواهد بود.
از نظر خیلی از مردم عکاسی صنعتی یا به طور کلی تر، عکاسی یعنی فقط فشار دادن یک دکمه و گرفتن عکس. اما فقط کافی است یک روز عکاسی کنید تا خلاف این امر به شما کاملا ثابت شود. عکاسی علاوه بر اینکه از نظر فکری نیاز به خلاقیت دارد، از نظر فیزیکی هم شرایط خاصی را می طلبد. نشستن و بلند شدنهای مداوم، رفت و آمد های مکرر در لوکیشن یا سایت عکاسی، جابجا کردن مداوم وسایلی که دارید از آن عکس میگیرید و چندین و چند فعالیت فیزیکی دیگر همه و همه باعث می شوند که انرژی زیادی را صرف کنید.
علاوه بر اینها، برای عکاسی نیازمند انعطاف بدنی هم هستید. گرفتن دوربین در زاویه های مختلف و ارتفاع های مختلف را همیشه تجربه می کنید. علاوه بر اینها ممکن است نیاز باشد روی زمین دراز بکشید و عکس بگیرید؛ یا از جایی بالا برید و معلق شوید و صدها احتمال، بنابراین از نظر انعطاف بدنی هم کمی روی خودتان کار کنید. چون اگر آمادگی فیزیکی نداشته باشید فردای روز شوتینگ به دلیل ترشح اسید لاکتیک، درد آزاردهنده ای را تجربه خواهید کرد.
یک شوتینگ تبلیغاتی معمولی بین ۴ تا ۱۰ ساعت طول می کشد. طبعا یک بار شارژ دوربین شما نمی تواند این مقدار زمانی را ساپورت کند. بنابراین حتما یا شارژر دوربین تان را همراه داشته باشید تا در زمان های استراحت، ولو چند دقیقه هم که شده، باتری دوربین تان را شارژ کنید. اگر مقدور هست گریپ دوربین را بخرید تا شارژدهی دوربین شما تا ۳ برابر افزایش پیدا کند. یا یکی دو تا باتری اضافه برای دوربین داشته باشید که در صورت تمام شدن باتری اصلی آنها را جایگزین کنید.

این نکته بینهایت مهم است که وسایل و کالاهایی را که قرار است از آنها عکس گرفته شود را حتما تا جایی که می توانید تمیز کنین و برق بندازید. اگر آثار چربی و کثیفی روی سوژه شما باشد کار پر چالشی را برای درست کردنش در فتوشاپ خواهید داشت. پس بهتر است با چند ثانیه وقت بیشتر سر صحنه شوتینگ، خودتان را از شر ادیت های اضافه خلاص کنید.
مخصوصا در زمانی که از اشیاء براق عکس می گیرید این اهمیت دو چندان می شود. فاصله یک عکس خوب و یک عکس بد دقیقا در رعایت همین نکته های به ظاهر کوچک و کم اهمیت است. ممکن است در حین شوتینگ بنا به خستگی جسمی پیش خودتان بگویید که بعدا در فتوشاپ این عکسها را درست میکنم؛ اما وقتی که قرار است بین ۳۰ تا ۵۰ عکس را ادیت کنید، خیلی مهم است که تا می توانید فرآیند ویرایش را سریع تر انجام دهید. تمیز کردن اشیاء سر لوکیشن شوتینگ، فرآیند ادیت را خیلی سریع تر می کند. پس سعی کنید خودتان چند تا دستمال تمیز به اضافهی شیشه پاک کن همراه داشته باشید. پس تمیزکاری را در عکاسی صنعتی فراموش نکنید.