ماهنامه مصداق ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ - 11 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0
احد عظیم زاده درگفت و گوی اختصاصی با مصداق؛

همه دارایی من ؛ توکل، تفکر و تلاش

مصداق : آقای احد عظیم زاده به عنوان یک تاجر بزرگ درهنر - صنعت فرش شناخته می شود ودرسالهای اخیر در پروژهای عمرانی نیز حضوری فعال داشته است. فرصتی رابه دست آوردیم تا با ایشان به گفتگو بنشینیم. از کجا و چگونه شروع کرده، انگیزه‌ها و علایق‌ا‌ش چه بوده و چه برنامه هایی برای آینده دارد، موضوع صحبت ما است.

آقای عظیم زاده بی زحمت اول از خودتون شروع کنید و این‌که باچه انگیزه وهدفی شروع کردید ، درحال حاضر در چه نقطه ای ایستاده ایدوچشم اندازکارشما کجاست؟

من احد عظیم‌ زاده هستم. در ۱۰ آذر ۱۳۳۶ در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم.
امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا ۱۳ سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد.
خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال ۲بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز ۲۱ ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.
کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا ۲هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در ۱۸ سالگی توانستم ۲۰ هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.
در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او ۲۰ هزار تومان قرض کردم و ۶۰ هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد ۱۰۰ هزار تومان.
وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا ۲ سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم.
اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای ۱۵ روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم. زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد وکیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود و من همان روز به ایران برگشتم .
به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با ۱۰ درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ.
شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. در اولین معامله ۶/۵ میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه ۱۰۰ هزار تومانی من که ۸۰ هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم.
اصل اول من توکل، تلاش و پشتکار فراوان بوده و اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم.
فرش گرد را من ابداع کردم وپس ازآن وارد حوزه صادرات فرش شدم . به عنوان یک ایرانی خوشحالم که چهارسال متوالی صادرکننده نمونه شده ام. پس از آن به عنوان کسی که به اشتغالزایی علاقه دارد وارد حوزه گردشگری شدم و درکنار دریای خزر هتل زیبایی رادر ۳۵ طبقه احداث کردم. این تجربه موفق هتلداری پس از انقلاب است. پروژه ای ملی و ماندگار که با کمترین حمایت دولت پیش رفته است، باقی خواهد ماند ومایه افتخار کشور من است . من موفقیت هایم را مدیون توکل و تلاشی هستم که داشته ام. این درحالی است که مدیر یکی از بانک ها گفته بود اگر عظیم زاده بتواند ۶ طبقه از پروژه را انجام بدهد من پاهایم را قطع می‌کنم . وقتی هتل ساخته شد به او پیغام دادم که کاردرحال انجام است پس به وعده‌ات عمل کن . متاسفم که مدیر عامل یک بانک به جای اینکه آرزو موفقیت برای یک پروژه عمرانی بزرگ که متعلق به کشور است و باعث سربلندی ایرانی‌ها خواهد بود داشته باشد اینطور بی مهری می‌کند درحالی که سیاست دولت ها برحمایت از صنعت گردشگری و تولید در کشور است.یکباردر مصاحبه تلویزیونی گفتم که صادرکننده نمونه شدن ،تاجرموفق بودن، + سرمایه دارشدن ومطرح بودن درجامعه برای من مهم نیست . برای من مهم این است که درشناسنامه وگذرنامه ام نوشته شده که من ایرانی هستم. من به داشتن گذرنامه ایرانی افتخار می کنم و برای کشورم هرکاری از دستم بر بیاید دریغ نمی کنم. من به کشورهای زیادی سفرکرده‌ام ولی اغلب زودتر از موعد پروازم به کشور باز گشته‌ام . وقتی هواپیما تهران را به مقصدهرجای دنیا ترک می کند دلم می گیرد و ازهمان لحظه پرواز برای بازگشت به ایران لحظه شماری می کنم.کم کردن ارتفاع هواپیما در آسمان ایران برای فرود در فرودگاه کشورم بهترین لحظات سفر است. من ایرانیم، مسلمانم و به مسلمان بودن و ایرانی بودنم افتخار می کنم.کسانی که به داشتن پاسپورت یک کشورخارجی مباهات می کنند برای من بی معنی است، من به داشتن پاسپورت ایرانی افتخارمی کنم. به اینکه درکشورم اشتغالزایی و تولید سرمایه می‌کنم افتخارمی کنم. وقتی می بینم که یک پروژه گردشگری یا تولیدفرش دستبافت زمینه اشتغالزایی را در کشورم فراهم می کند مایه خرسندی من است.

وی درپاسخ به این سئوال که آیا کار وارد کننده هایی که از کشورهای دیگر به واردات می پردازند می پسندد و آیا تا کنون به واردات فکر کرده است،گفت:

من کالا وارد کرده ام نه برای فروش بلکه برای تجهیز کارگاه یا هتل و امیدوارم یک روز بتوانیم تولیداتمان را به سطوح بالاتری برسانیم. می باید به تولید ملی فکرکنیم .تولید ملی و صادرات اشتغالزایی می‌کند درحالی که واردات کالا راههای توسعه را می‌بندد.

وی درپاسخ به این سئوال که کار تولید و صادرات دشوار است و شما چرا راه های دشوار را برای سرمایه گذاری انتخاب کرده اید گفت:

من هرنوع پولی را دوست ندارم.من می توانستم به جای هتل ۳۵ طبقه مجتمع تجاری بسازم ولی به این فکرکرده ام که کشور من باید هتل های بزرگ و مجهز داشته باشد. من به زحمت کشیدن برای کسب درآمد اعتقاد دارم و باوردارم که باید برای جوانان و متخصصان کشورم اشتغالزایی کنم.سرمایه پولی بخشی از سرمایه کشوراست، سرمایه پولی باید درکنار سرمایه انسانی قرار بگیرد و دراین صورت کشور به سمت و سوی ساختن و توسعه پیش می رود درحال حاضر حدود۷۰۰ نفر بافنده فرش و۵۵۰ نفر نیروی انسانی درپروژه‌ های عمرانی ما مشغول بکارند.

با تکمیل پروژه هتل و امکانات جانبی آن ۲۱۰۰ نفر به صورت مستمردراین پروژه کارخواهندکرد.این درحالی است که اگرحمایت های دولتی وجود داشت و نگاه به توسعه عمیق تر و دقیق تر بود این روند می توانست ادامه داشته باشد. ولی بانک ها به منافع خود فکر می کنندوبه مصالح کشورنمی اندیشند.

وی درپاسخ به این سئوال که آیا ممکن است درحوزه کشاورزی وارد شودگفت:

من بچه کشاورزم و کارکشاورزی هم می کنم وازکاشت و برداشت گرفته تاپرورش زنبورعسل کارکرده ام.

وی درارامه بااشاره به زندگی درجمع کارگران گفت:

من درکارگاه در سالن غذاخوری و با کارگران غذا می خورم. این طورنیست که غذای جدا برای من بریزند چون غذا از دست یکی ازکارگران می‌گیرم و از او می خواهم غذای دیگری برای خودش بگیرد.
وی ادامه داد:خروج ازایران برای من مثل رفتن به جهنم و برگشت به ایران برای من مثل ورود به بهشت است.
او افزود: من سفرغیرکاری ندارم و سفرهایم برای انجام کار است و به محض اینکه کارم تمام می شود به کشور برمی گردم من عاشق کارهستم و تفریحم کار است الان هم دفترم را متمرکزکرده‌ام و زودتر از کارکنان به دفترآمده و دیرتر از آنها از دفترخارج می شوم.

وی درادامه با اشاره به ورزشکار بودن خود و ارتباط نزدیک با ورزشکاران گفت:

من دررشته ورزشی خودم مقام اول تهران را آوردم و از اخلاق و ادب اجتماعی خود را مدیون ورزشکار بودنم هستم. و ارتباط با ورزشکاران برای من افتخار بزرگی است.

وی درادامه با انتقاد از بی توجهی به هنر صنعت فرش گفت:

فرش ایرانی جایگاه ویژه ای دردنیا دارد و بی توجهی به فرش بی انصافی درحق ایران است. ایران با فرش شناخته می شود و دولت باید مثل سایرکشورها از این هنر صنعت ملی با قدرت حمایت کند و درسال اقتصاد و فرهنگ به صورت ویژه‌ای به آن توجه کند. چرا صدا وسیمای ما کم توجهی می کند و رسانه های ما ازآن غافلند؟ چرا مدیران صنعتی کشور و دست اندکاران اقتصاد و بازرگانی به آن کم لطفی می‌کنند. اینها بی‌انصافی درحق هنر صنعتی است که ایران با نام آن شناخته می‌شود و فرش را به نام ایران می شناسند. دولت نباید اجازه حضور بدهد کشور ما در بازارهای جهانی فرش کم رنگ شود. ما نتوانسته‌ایم فرق بین فرش ایران با پاکستان و هندوستان و نپال و چین رانشان بدهیم. و درکشورهای دیگر برنامه فرهنگی و تبلیغاتی مشخص نداریم. فرش ایرانی و حمایت از آن نیازمند عزم ملی و مدیریت جهادی است و فرش ایرانی نمود بازر اقتصاد و فرهنگ است. هرکسی کوتاهی کند باید پاسخ بدهد.
وی تاکیدکرد: نامگذاری امسال با عنوان اقتصاد و فرهنگ نشان از نکته سنجی و دقت نظر رهبر معظم انقلاب دارد. ولی متاسفانه در این سال می بینیم که توجه به اقتصاد و فرهنگ آنگونه نیست که باید باشد و مدیریت جهادی دیده نمی شود.عزم ملی درمردم هست ولی اراده مردم را باید مدیریت کرد.
وی در ادامه با انتقاد از شرایط رکود در کشورگفت: آنهایی که می‌گویند تورم نداریم محاسبه اشتباهی می‌کنند چرا که وقتی اقتصاد قفل است و حرکت ندارد مثل این است که ماشینی را در پارکنیک متوقف کنیم و بعد بگوئیم آمار تصادفات را پایین آورده‌ایم. اقتصاد باید حرکت داشته باشد و درحرکت مدیریت شود.رکود اقتصادی باعث افتادگی درکار و اتلاف سرمایه پولی و انسانی می‌شود . بانکها پول مردم را جمع کرده و سود می‌دهند ومردم درجریان اقتصاد بی‌حرکت می‌مانند.کنترل تورم باید در حرکت انجام شود. نه در رکود و این اتفاقی است که امروز گریبان‌گیر کشور است.خود دولت هم از این زاویه آسیب می بیند. الان ا کثر کارخانه ها در رکود هستند و فعالیت آنها به حداقل رسیده است. اتومبیل اقتصاد را باید از پارکینک بیرون آورد و با شجاعت منابع پولی و انسانی را مدیریت کرد.

وی در پایان با ذکر نام مادرش خطاب به جوانان گفت:

دعای مادرکلید موفقیت انسان است و به جوانان توصیه می‌کنم به خدا توکل کنند و تلاش داشته باشند و لحظه‌ای ازخدمت به پدر و مادر شان غفلت نکنند. وی تاکیدکرد: راه رفتن، ایستادن و حرکت من با دعای خیر مادرم است . من دست و پای مادرم را می بوسم و خاک پای او هستم. جوانان با دعای خیر والدینشان به عرش می‌رسند و به هیچ عنوان و بهانه‌ای نمی توان نسبت به آنها بی‌مهری وکوتاهی کرد.
احد‌ عظیم‌زاده در پایان برای همه همکاران خود درهنر صنعت فرش دستباف آرزوی موفقیت کرد و اظهار امیدواری نمود که نمایشگاه فرش دستباف امسال که درتهران برگزارمی‌شود دستاوردهای بسیار خوبی داشته باشد.

نویسنده
M-Moradi
مطالب مرتبط
نظرات