هرچند بیماریهای همهگیر در سطح جهان پیش از این نیز سابقه داشته، اما مرور نحوه مواجهه مردمان و حاکمان ایران در تاریخ میتواند برای شرایط حال روشنگر باشد. بر همین اساس در گزارشی به بررسی شیوع مهمترین بیماریهای همهگیر در طول تاریخ که تلفات زیادی برجای گذاشتهاند، میپردازیم.
در تاریخ ایران و سایر کشورهای جهان در دورانهای گوناگون بارها همه گیریهای وحشتناکی بروز کرده و هزاران انسان را به کام مرگ فرستاده است. گاهی گستردگی و تأثیر بیماریهای واگیر دار در ایران به حدی بوده که موجب دگرگونیهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شده است. طی سالیان سال بروز این بیماریهای پیشبینی و پیشگیری نشده واگیردار در خاطره تاریخ اجتماعی ایران تداعیکننده شرایطی هستند که بر اساس گزارشهای منابع و تحقیقات کشور را درگیر بحران و شرایط سختی کرده است.
پیشینه بیماریهای واگیردار مانند وبا، طاعون، سل و… بهعنوان یکی از عوامل مهم مرگ و میر به هزارههای پیش از اسلام باز میگردد؛ بهگونهای که یافتههای آسیبشناسی تاریخی حاکی از شواهد این قبیل بیماریها در اسکلتهای دوران نوسنگی هستند. حتی ستون مهرههای کالبدهای مومیایی شده مصریان اثر سل را نشان دادهاند.
اکنون کشور ما و بسیاری از کشورهای دنیا در حال مقابله با همهگیری ویروس جدیدی است؛ ویروسی که تاکنون بیش از ۱۵۰ هزار نفر را در بیش از ۱۶۰ کشور جهان به خودش مبتلا کرده است. چین، ایتالیا، ایران، کره جنوبی و فرانسه در صف اول کشورهایی هستند که با شیوع گسترده ویروس جدید کرونا دست و پنجه نرم میکنند. این بیماری یکی از بزرگترین همهگیری قرن حاضر اعلام شده است؛ هرچند بیماریهای همهگیر در سطح جهان پیش از این نیز سابقه داشته است، اما مرور نحوه مواجهه مردمان و حاکمان ایران در تاریخ میتواند برای شرایط حال روشنگر باشد. بر همین اساس در این گزارش شیوع مهمترین بیماریهای همهگیر در طول تاریخ را که تلفات زیادی برجای گذاشتهاند را بررسی کردهایم.
شیوع طاعون در امپراتوری بیزانس (روم شرقی) و امپراتوری ساسانی که در سالهای ۵۴۱ یا ۵۴۲ پس از میلاد مسیح آغاز شد تا دو قرن ادامه یافت. این بیماری همه گیر در این مدت جان دستکم ۲۵ میلیون نفر را در گرفت. این رقم معادل ۱۳ تا ۲۶ درصد جمعیت جهان در آن زمان بود. تخمین زده میشود که طاعون ژوستینین جمعیت قاره اروپا را ظرف تنها ۱۲ ماه به نصف کاهش داد. این بیماری همهگیر در زمان اوج شیوع خود روزانه جان پنج هزار نفر را میگرفت. طاعون ژوستینین همچنین باعث شد که ۴۰ درصد از جمعیت شهر قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری بیزانس بر اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست بدهند.
شیوع دوباره طاعون که اینبار به طاعون سیاه یا «مرگ سیاه» مشهور شد از سال ۱۳۳۴ میلادی آغاز شد. این بیماری همهگیر که در اروپا، آفریقا و آسیا شیوع یافت بین ۷۵ تا ۲۰۰ میلیون کشته برجای گذاشت. گفته میشد موشها نقش مهمی در انتقال این بیماری و شیوع آن داشتند. بیماری طاعون سیاه ابتدا همانند ویروس جدید کرونا در استان هوبی چین شیوع یافت. پس از شیوع این بیماری در استان هوبی در سال ۱۳۳۴ این بیماری به سرعت به استانهای دیگر چین سرایت کرد. تاتارها در سال ۱۳۴۶ میلادی طاعون سیاه را به اروپای شرقی منتقل کردند. تخمین زده میشود که بین ۳۰ تا ۶۰ درصد جمعیت اروپا به دلیل ابتلا به طاعون سیاه تلف شدند.
طاعون سیاه یا مرگ سیاه که مرگ و میر بزرگ هم شناخته میشود، ویرانگرترین بیماری همه گیر تاریخ است که در دوره اوج خود بین سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی اروپا را درنوردید. این اولین همهگیری بزرگ در اروپا و دومین آن در جهان بود. تنها اولین اپیدمیای که بهطور دقیق توسط مورخان توصیف شدهاست. تعداد مرگومیر از این بیماری در این دوره کاملاً مشخص نیست، اما برآورد آن حدود ۳۰ تا ۶۰ درصد جمعیت اروپا و بین ۷۵ تا ۲۰۰ میلیون نفر در منطقه اوراسیا طی این چند سال است. منابع تاریخی زیادی درباره اپیدمی طاعون سیاه در آسیا وجود ندارد. تخمین زده میشود که یک سوم جمعیت ایران ننیز در آن زمان کشته شدند.
انتقال این بیماری از طریق موشها نقش مهمی در این روند داشت و گربهها در اروپا تقریباً نایاب شدند؛ و طاعون به سرعت در اروپا شیوع یافت. بین ۶۰ تا ۱۰۰٪ افرادی که به این بیماری مبتلا میشدند زنده نمیماندند و به این ترتیب یک چهارم تا یک سوم کل جمعیت اروپا، و یک سوم تا یک دوم جمعیت اروپای غربی از بین رفتند. اپیدمی در یک شهر بهطور متوسط بین ۶ تا ۹ ماه طول میکشید و باید توجه داشت که طاعون در مناطق مختلف به یک اندازه سرایت نکرد. بلکه بعضی از روستاها و حتی بعضی شهرها و نواحی اصلاً به طاعون دچار نشدند. برای مثال میتوان بروژ، میلان، نورمبرگ و لهستان را نام برد.
طاعون سیاه بحرانهای شدید اقتصادی، اجتماعی و مذهبی بهدنبال داشت و نیروی کار در آن زمان بسیار کاهش یافت و دستمزدش چند برابر شد و به این ترتیب مشکلات زیادی را به خصوص در کشاورزی بهوجود آورد. مردم روستاها و زمینهای خود را ترک کردند و زمینها کمکم به جنگل تبدیل شدند. مردم شهرها را یکی پس از دیگری ترک کردند، درحالی که اطبا آگاهی و توانایی لازم را برای مبارزه و جلوگیری از شیوع طاعون نداشتند. در آن برحه تورم شدید ایجاد شد و قیمتها در عرض چند هفته ده برابر شدند. مردم به کلیساها روی آوردند و بسیاری از افراد عقیده داشتند که آخرت نزدیک است.
کلیسا که در برابر مردم بیجواب مانده بود و خرافات را میان مردم ترویج داد. از اعمال کلیسا (با وجود تلاشهای پاپ کلمنت ششم برای جلوگیری از آن)، سوزاندن یا دار زدن یهودیان، کولیها، بیگانگان و جادوگران بود که به نوعی مقصر این بلاها محسوب میشدند.
میکروب وبا اغلب در جاهای گرم گسترش مییابد و در زمانهایی مانند وقوع جنگ و بلایای طبیعی که امکان رعایت بهداشت فردی و اجتماعی وجود نداشت، بروز میکرد. این بیماری اغلب دامنگیر مردم فقیری بود که تغذیه کافی نداشتند. در منابع دوره اسلامی جداگانه و گاه همراه با طاعون اشاراتی به این بیماری شده است. منابع مختلف از شیوع وبا کوچک و بزرگ در سالهای ۱۲۳۶- ۱۲۵۰ و ۱۲۵۲ ه. ق در تهران و سایر شهرها خبر.