(نام علمی: Phoenix dactylifera) گیاهی تکلپهای و گرمسیری جزو تیره نخلها است که میوهاش خوراکی و دارای هستهای سخت و پوست نازک و طعم شیرین که به شکل خوشهای بزرگ از شاخه آویزان میگردد و برگهای آن بزرگ است. ارتفاع نخل به ۱۰ تا ۲۰ متر یا بیشتر میرسد.
(نام علمی: Phoenix dactylifera) گیاهی تکلپهای و گرمسیری جزو تیره نخلها است که میوهاش خوراکی و دارای هستهای سخت و پوست نازک و طعم شیرین که به شکل خوشهای بزرگ از شاخه آویزان میگردد و برگهای آن بزرگ است. ارتفاع نخل به ۱۰ تا ۲۰ متر یا بیشتر میرسد.
به میوهٔ نرسیده خرما، «خارَک» یا «خرک» یا کنگ (و در زبان عربی، «حبابوک») گفته میشود. رطب مرحله قبل از رسیدگی کامل خرماست که رطوبت بیشتر و قند کمتری نسبت به خرمای کاملاً رسیده دارد.
میوه خرما جزو میوههای سته میباشد یعنی تمام قسمت بریکاری آن گوشتی و محتوی مواد غذایی است. خرما از دورانِ باستان در رژیم غذایی انسان وجود داشته است و یکی از قدیمیترین میوههای کشت شده توسط انسان بوده است.
واژه خرما ریشه و بنیاد فارسی داشته و از زبان فارسی به زبانهای هندی، اردو، ترکی، اندونزیایی و مالزیایی به سوی شرقی و یونانی به سوی غربی وارد شده است.
نام علمی درخت خرما، فونیکس داکتیلفرا است که از دو جزء «phoenix» و «dactylifera» تشکیل شده است. برخی از منابع، «phoenix» را اسمی فنیقی یا مشتقی از واژۀ فنیقیه میدانند که به معنای سرزمین درختان خرما ست، و «dactylifera» را مشتق از «daktulos» یونانی به معنای انگشت، که بیانگر شکل ظاهری خرما ست، عنوان کردهاند (همو، ۱۰، به نقل از لینه). منابع دیگر، «phoenix» را منسوب به همان پرندۀ افسانهای مصری یعنی ققنوس میدانند، زیرا درخت خرما یادآور این پرنده است؛ یعنی پس از سوختن، امکان زندگی دوباره برای آن فراهم است. برخی نیز «dactylifera» را مشتق از «dachel» عبری میدانند که بیانگر شکل میوۀ خرما ست. واژۀ فارسی خرما نیز در فارسی میانه به صورت «xurmā» آمده، و احتمال ارتباط میان واژۀ سنسکریت «خر جوره» با خرما مطرح شده است .
اشارات فراوانی در آیات متعدد قرآن به درخت خرما، میوه و فواید آن شده است که از آن جمله میتوان به آیاتی از سورههای انعام (۶ / ۹۹)، رعد (۱۳ / ۴) و یس (۳۶ / ۳۴) اشاره کرد.
کاشت نخل در ایران از دوران باستان شروع شده و به پیش از سلسلهی هخامنشی مربوط میشود. از دیر باز درخت نخل و میوه آن تاثیر بسزایی در زندگی مردم جنوب ایران داشته است.
درخت خرما یکی از مقدس ترین و قدیمیترین درختان میوهی شناخته شده در زندگی انسان است. پیدایش خرما در جهان از دوران دوم زمینشناسی آغاز شده اما زمان پی بردن انسان به ارزشی غذایی آن به شش هزار سال پیش از میلاد میرسد. در حال حاضر خرما در هر پنج قاره دنیا و در بیش از ۳۴ کشور کشت میشود. بر اساس شواهد باستان شناسی قدمت کشت نخل در ایران به بیش از شش هزار سال پیش میرسد.
درخت خرما (آسوریک) یا به تعبیری نخل و به گویش محلی جنوب مُخ “mox” و مو”mo” بدون شک یکی از کهنترین درختانی است که از دیرباز منبع قوت انسانهای دوره باستان بوده است. مبدأ اصلی آن به درستی معلوم نیست؛ اما تاکنون دانشمندان نظریات مختلفی دربارهی منشأ آن ارائه کردهاند. عدهای سرزمین اولیهی درخت خرما را آسیا و مشخصاً کرانههای خلیج فارس دانستهاند. تعدادی خاستگاه اصلی آن را شمال آفریقا و شبه جزیرهی عربستان و بعضی سرزمین آن را شبه قارهی هند و یا بلوچستان عنوان کردهاند.
برای اینکه به اظهارات مبهم و مبتنی بر حدس و گمان بسنده نکرده باشیم، بر اساس آثاری که از این گیاه در نقشها و بناهای دورهی باستان و بعد از آن به دست آمده، نکاتی را یادآور میشویم.
در بنای معبد خدای ماه در نزدیکی اورِ عراق، از نخل استفاده شده است، که سابقه آن را حدود هفت هزار سال قبل تخمین زدهاند. هم چنین در نقشهای برجسته نینوا آثاری از درخت نخل مربوط به دوره آشوریان وجود دارد. در قانوننامه حَمورابی، ششمین پادشاه بابِل٬ چند ماده درباره نخل وجود دارد، که نشان میدهد درخت نخل چه تأثیری بر زندگی مردم آن زمان داشته است. در مادهی ۵٩ این قانون آمده است: هرکس نخل خرما را قطع کند، باید ٢٢۵ گرم نقره جریمه بپردازد. در ماده ۶٠ نیز مقررات بین کارگر و مالک نخلستان وضع شده است:
کارگر نخلستان باید زمین را با استفاده از پاجوشها بکارد و برای مدت ۴ سال آنها را آبیاری کند و سپس، در طول سال پنجم که درختان خرما به بار مینشینند، محصول آن را به طور مساوی بین خود تقسیم کنند.
تأثیر نخل در میان مردم دنیای باستان به قدری بوده که کاخها، معابد، و حتی تختهای سلطنتی را در دورهی سومریان و بابلیان به وسیله برگ های آن تزئین میکرده اند. سرستونهای تالاری بزرگ در مجموعه بناهای باشکوه کَرَنک مصر به شکل برگ خرما تراشیده شده است.
از هزاران سال پیش تاکنون، به دلیل تأثیر نخل در زندگی بشر، این گیاه از اهمیت و قداست ویژهای برخوردار بوده است. مردم ادوار مختلف تمدن بین النهرین، هریک بهگونهای در نشان دادن اهمیت نخل، آیینها و مراسم و اعتقادات نیکی داشتهاند: سومریان نخل را مقدس میشمردهاند و آن را مایه برکت میدانستهاند؛ در نزد کلدانیان نخل الهه خاصی داشته است؛ بابلیان خدای مخصوصی برای نخل داشتهاند؛ آشوریان از خرما بهعنوان شیرینی در مجالس شادی استفاده میکردهاند؛ هندوها نیز شرط برکت را در خاندان عروس و داماد، وجود خرما میدانستهاند؛ عربها خرما را تنها مادهی تغذیهی عموم برمی شمردهاند، و آن را«شجرۀالحیاه» مینامیدند و بر این اساس منشأ آن را آدمی میدانستند. ایرانیان، به خصوص مردم جنوب٬ نخل را تنها میراث پس از خود میی دانند و آن را «شجرهی وفاداری» مینامند.
در ایران بر اساس شواهد باستان شناختی، نزدیک به شش هزار سال پیش کشت نخل وجود داشته است. میتوان گفت؛ کاشت نخل در ایران از دوران باستان شروع شده و به پیش از سلسلهی هخامنشی مربوط میشود. از دیر باز درخت نخل و میوه ی آن تاثیر بسزایی در زندگی مردم جنوب ایران داشته است. در میان یافتههای ارزشمند باستانشناسان در شهر سوخته، سفالینهای وجود دارد که در آن بزی در پنج حرکت به سمت درختی میجهد و برگهای آن را میخورد. گفته میشود این سفالینه که هماکنون بهعنوان نخستین پویانمایی جهان در دنیا مطرح شدهاست، در حقیقت پویانمایی داستان منظوم کهن درخت آسوریک (نخل) و بز است.
در دوره عیلامیان، در نزدیکی شهر شوش، بر اساس نقوش، مهرها و کتیبههای مکشوفه میتوان گفت نخلستانهای بسیاری در این منطقه وجود داشته است. وجود نقش نخل بر روی مهرهای عیلامی، هخامنشی و مسکوکات عبرانیان قدیم نشان از اهمیت و قداست این گیاه نزد مردم آن دوره دارد، همچنین در منظومهی درخت آسوریک که به پهلوی و از زمان ساسانیان به جای مانده است، در مناظرهای میان بز و نخل، خرما فواید خود را برمیشمارد. ایرانیان در جشنها و تشریفات ویژهی نوروز از درخت خرما و میوهی آن استفاده میکردهاند.
درخت نخل علاوه بر میوه متنوع و خوش طعمش کاربردهای فراوانی در زندگی روزمرهی انسانها، اعم از: استفاده در تولید داروهای گیاهی، ساخت وسایل کاربردی و اشیاء تزیینی دارد. همچنین نخل و فراوردههای آن در وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه موثر بوده و بخش اعظمی از آداب، رسوم و آئینهای محلی و بومی منطقه را به خود اختصاص میدهد. امرار و معاش اکثر ساکنان روستاهای جنوب کشور از طریق تولیدات درخت نخل میباشد.
طبق روایات موجود بیشترین گیاهی که در قران کریم از آن یاد شده درخت نخل میباشد کهاین مسأله نشاندهنده اهمیت آن در دین اسلام و زندگی انسان میباشد.
کلمهنخل، جمعآننخیل و نخله در بیست آیه قرآن آمده است. بجز کلمهی نخل نام نوعی خاص از درخت خرما به نام لِینَهٍ در سوره حشر،آیه۵ آمده است.
« مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَهٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَهً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیُخْزِیَ الْفَاسِقِینَ.»
درخت نخل مانند انسان بوده و از دو جفت نر و ماده تشکیل شده و واحد شمارش آن مانند انسان نفر میباشد.
درخت نخل در ۱۶ سالگی بالغ میشود و ثمر میدهد و در پیری، دندان نخل که “تَوَخْتَکْ” نامیده میشود، میریزد.
اگر هنگام جابجایی سر نخل صدمه ببیند خشک میشود٬چون در سر نخل مادهای وجود دارد به نام “کَچ” که همانند مغز آدمی است. نام دیگر کچ “پنیر نخل” است که در واقع مادهی اولیهی تشکیل تنه و برگهای نخل پیش از مرحلهی چوبی شدن میباشد. درخت نخل مثل آدمها در آب خفه میشود و اگر آب از سر نخل بگذرد مرگ درخت نخل حتمی است. سر هر درختی را اگر قطع کنند بیشتر شاخ و برگ میدهد به جز درخت نخل که اگر سر این درخت را قطع کنند خشک میشود و میمیرد مثل انسان. اگر چوب نخل را بسوزانیم هیچ زغالی ندارد، مثل آدمی. عمر درخت نخل تا صد و گاهی تا صد و بیست نیز میرسد. و از همه اینها جالبتر اینکه نخلها عاشق همدیگر میشوند و این هم صفات انسانهاست.
اصمعی گوید: «شخصی از یمامه برای من حکایت کرد و گفت طربستانی بود که همه ساله حمل نیکو آوردی، دوسال بگذشت و حمل نیاورد. مردی بیاوردم که به علم نخل مخبر بود. بدید و بگفت این نخل راهیچ علت نمییابم که مانع حمل افتد. آن که بر بالای نخل دیگر رفت ونظر بر چپ و راست کرد و در جوار آن نخلی بود. گفت این نخل بر آن عاشق است باید که با تلقیح از آن، این نخل را بارور کنم و در آن سال، آن را از این نخل گشن دادیم، حمل بسیار نیکو آورد».
تکثیر این درخت بوسیلهی هستهی خرما یا بوسیلهی جابجا کردن پاجوشها (جوانههای خرما) صورت میگیرد.
بهترین وسیلهی تکثیر خرما همان جابجا کردن پاجوش یا درخت کوچکی است که اطراف درخت نخل مادر تولید میشود. بهترین فصل تکثیر، تابستان و ماههای تیر و مرداد است. طریقهی باروری این درخت بدینصورت است که به ازاء هر اصله درخت ماده ، ۱۵ اصله پایهی نر در نظر گرفته میشود و خوشهها را از درخت نر درمیآورند و درختان ماده را باور میکنند که در اصطلاح محلی به این عمل ایوار میگویند. درخت خرما دارای انواع مختلف میباشد و بعضی معتقدند به چهارصد نوع میرسد.
نخل درختی است که یکسال تمام میتواند هزینهی زندگی یک کشاورز را تامین کند. در تابستان از میوهی تازهی آن؛ رطب و در زمستان از خرمای آن استفاده میکنند. در سایهاش میخوابند و از الیاف و برگها و ساقههای آن خانه و منزل به صورت لهر (Lahar) و سرگ (Serg) ساخته و از فرآوردههای آن قند خرما، شیرهی خرما، سرکه و الکل به دست میآورند. هستهی خرما مصرف غذایی برای دامها دارد و از برگ آن برای بافتن زیراندازی به نام تک (Tak) استفاده میشود و از خوشهی خرما که به پنگ (Pang) معروف است سبد و دیگر محصولات حصیری مانند کنتله (Kantela) بادبزن، سرجهله، جارو و طناب حصیری درست میکنند. از سیس خرما (Sis) که همان الیاف وسط شاخهها هستند، جهت شستن ظرف و بافتن طناب محکمی به نام پوران (Powran) برای بالا رفتن از درخت استفاده میشود.
خاورمیانه بزرگترین تولید کننده خرما در جهان است و پس از عراق، عربستان سعودی و مصر، ایران در مقام چهارم تولید این ماده غذایی در این ناحیه قرار دارد. بر اساس آمار منتشر شده بیش از ۲ درصد از اراضی قابل کشت کشور یعنی چیزی در حدود ۲۱۸۰۰۰ هکتار به نخلستانها تعلق داشته و در هر هکتار رقمی در حدود ۱۵۰ اصله درخت موجود است.
بنابراین درخت نخل با توجه به قدمت و قداست آن، یکی از میراث ناملموس ارزشمند سرزمین ما محسوب شده و میتوان آیین و رسوم مربوط به کاشت، نگهداری، تکثیر و برداشت محصول آن را در فهرست آثار ملی کشور ثبت نمود و همچنین با توجه به پیشینه و ویژگیهای عنوان شده ار این درخت باستانی و مقدس، اختصاص یک روز از تقویم ملی کشور به درخت نخل ضرورری میباشد.
نشانههایی از کاربرد درخت خرما از دیرباز، در گسترۀ فرهنگ ایرانی باقی مانده است. در برخی از مهرهای هخامنشی به روشنی، نقش درخت خرما در کنار دیگر نقشهای نمادین آن دوران نظیر اهورهمزدا، شیر، ارابه، موجودات ترکیبی و صحنههای شکار، دیده میشود. گزارشی از مالیاتهای کشاورزی در دوران خسرو اول، انوشیروان موجود است که یک درهم برای هر ۴ درخت خرمای ایرانی و یک درهم برای هر ۶ خرمای دَقَل (= نامرغوب) را نشان میدهد. براساس این گزارش، خرماهای جداشده، از مالیات معاف بودهاند.
برخی از مورخـان و جغـرافینویسـان سدههـای «۳-۵ق=۹-۱۱م» به خاستگـاه نخـل، ویژگیهای جغرافیایی و فواید این درخت اشاراتی کردهاند؛ ازجمله، ابنوحشیه که نخستین کتاب عربی در زمینۀ زراعت را نوشته است، احتمال میدهد که موطن اولیۀ درخت خرما جزیرۀ خارکان در خلیج فارس بوده، و از آنجا به شبه قارۀ هند، پاکستان و سپس شرق دور تا چین رفته باشد. ابوحنیفۀ دینوری که در سدۀ ۳ ق میزیسته، یک واژهشناسی غنی ـ به زبان عربی ـ برای درخت خرما ارائه داده است. ابوریحان بیرونی نیز در کتاب الصیدنه به گسترۀ نخل در اریحا، بصره، عراق و ایران اشاره کرده است.
یکی از منابع مهم دربارۀ خرما، کتاب حدود العالم است که در ۳۷۲ ق تألیف شده است. در این اثر، از نخلستان خرما در مناطق طبسین و سروان نام برده شده است. ثعالبی نیز در کتاب غرر السیر دربارۀ خرما «الرطب الازاذ» به تفصیل سخن گفته است. در ممالک و مسالک نیز به تفصیل به سرزمینهای خرماخیز ایران مانند رامهرمز، جندیشاپور و سجستان اشاره شده است.
نخستین جهانگردان اروپایی نیز از میوههای عالی خرمای ایران سخن گفتهاند. مارکوپولو (۱۲۷۲م=۶۷۰م) به نخلستانهای وسیع یزد، کرمان و جزیرۀ هرمز اشاره کرده، و گفته است که غذای ساکنان هرمز بیشتر خرما و ماهی نمکسود است و از مخلوط خرما با عناصری دیگر، شرابی عالی میسازند که تأثیری فوری دارد؛ بهویژه برای آنها که به آن عادت ندارند.
سیلوا ای فیگُروا فرستادۀ اسپانیا نزد شاه عباس اول در سفرنامۀ خود، بارها به درخت خرما در جنوب ایران، بهویژه در مُغستان ـ ناحیهای ساحلی نزدیک جاسک ـ اشاره کرده است. وی از به کارگیری چوب و شاخههای نخل برای مسقفکردن خانهها در جاسک نیز گزارش داده است؛ به نظر او خرمای لارستان حتى از خرمای بصره درشتتر، پررنگتر و خوشمزهتر بوده است و آن را در لارستان و جهرم غذای اصلی و مهمترین کالای تجاری میدانست.
او در مسیر سفر خود گزارشی از نخلستانهای انبوه با درختان تناور و خوشههای پروار در خرم و چردن و سایر نواحی و نیز نظام تقسیم اراضی و آبیاری آنها ارائه داده، و ارتفاع و پرباری درختان خرما برای او شگفتآور بوده است.
ژان شاردن (سدۀ ۱۱ ق=۱۷ م) نیز خرمای ایرانی را بسیار مرغوب، و بهترین آنها را متعلق به خوزستان، سیستان، فارس و نواحی خلیجفارس دانسته است؛ بهویژه خرماهای جرون که به شکل خشک، خوشهخوشه یا دانهدانه حمل میشدهاند. کمپفر نیز در سفرنامهاش (۱۶۷۴م) توضیحات کاملی دربارۀ درخت خرما دادهاست. او همچنین بسیاری از اصطلاحات محلی دربارۀ خرما (احتمالاً نواحی بندرعباس و جزیرۀ هرمز) را ذکر کرده، که بعضی از آنها هنوز مصطلح است .
بلوچستان:
خرمای مضافتی (مرغوبترین رطب جهان)، ربّی، شَکَری، حلیله، آبروگن، کَلَگی، چربان، حاشهای، جوانداک، اشکنجک، پُپو، دِسکی، وردیوار، بَرنی، کلوت، مُلسی، کروچ،
بوشهر:
قسب، کبکاب، صمرون، شکر، سیسی، حلَو، سروری، زندنی، خشن خار، استک سرخو، مرسو، خاصویی، جمادی، بیرمی، تی رس، شهابی، لش، کندی، خنیزی، سمیلی، خضروی، گنتار، بریمی، شیخ عالی، زامردو، ده دارب، اهرمی، خاویزی، خاور، مکتی، شاخونی، مصلی، جوزی، غصاب و ردستی
هرمزگان:
خرمای پیارم، مرداسنگ، هلیلی، مضافتی، خاصویی، خنیزی، شاهانی، کریته، زرک و کلک سرخ.
جیرفت:
خرمای مضافتی (مرغوبترین رطب جهان)، عالی مِهتِری، شِکَری (این دو از زودرسترین گونههای خرما هستند که بیشتر مصرف محلی دارند)، کلوته (کلیته)، مرداسنگ (تنها خرمای طبع سرد دنیا)، هلیلی، خَنیزی، رُوغنی، شاهانی، زاهدی، خضراوی، رَبی، نگار (میوههایی بسیار کشیده دارد)، گاردیال، قربانی، آجیلی
غرب خوزستان:
لیلوئی، برحی، زاهدی، دیری، اشکر و بریم، حلاوی، بلیانی، سویدانی، هداک، شکر، بنت السب، دگل زرد، خضراوی، استعمران، بوبکی، چبچاب، مشتوم، جهرمی، عموبحری، دگل سرخ، فرسی، هدل، خصاب، حمراوی، حساوی، اسحاق، جوزی و گنتار
بم و نرماشیر:
مضافتی، کروت، قندشکن (سنگشکن)، ربی، خریک، هلیلهای
غرب کرمانشاه (قصر شیرین):
زاهدی، ارزق، خضراوی، جعفری و اشرسی
ایلام:
خضراوی، زاهدی، اشرسی و زیدی
ده تولیدکنندهٔ برتر خرما در سال ۲۰۰۷ (براساستُن)
مصر ۱٬۳۱۳٬۰۰۰
ایران ۱٬۰۰۰٬۰۰۰
عربستان سعودی ۹۸۲٬۵۴۰
امارات متحده عربی ۷۵۵٬۰۰۰
پاکستان ۵۵۷٬۵۲۰
الجزایر ۵۲۶٬۹۲۰
عراق ۴۴۰٬۰۰۰
سودان ۳۳۲٬۰۰۰
عمان ۲۵۵٬۸۷۰
لیبی ۱۷۵٬۰۰۰
مجموع تولید در جهان ۶٬۹۰۸٬۰۹۰